کد خبر: 735589
تاریخ انتشار: ۰۴ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۶:۱۱
اولاد آدم
اولاد آدم كه به تازگي از خواندن روايت آماري اوضاع كشمشي بازار كار فارغ شده، دريافته است كه در كشور ما تا‌كنون، در بخش كشاورزي تنها 8/3 ميليون شغل و در بخش صنعت ۷ميليون شغل ايجاد كرده‌اند. اولاد آدم فهميده كه ما نه يك كشور كشاورزي هستيم و نه يك كشور صنعتي! نگوييد پس چه كوفتي هستيم؟ با ادب باشيد جانم. دو تا آمار دادم، اينقدر زود حوصله‌تان را سر بردم؟ شبيه آدم‌هاي كشورهاي توسعه‌نيافته حرف مي‌زنيد! من هر چقدر آكادميك و علمي حرف مي‌زنم تا آبرويتان را بخرم، شما فالش مي‌زنيد!
عارضم به حضور شما كه اولاد آدم خودش به تنهايي كشف كرده است كه اين بخش خدمات است كه به تنهايي نصف بازار كار اين مملكت را قبضه كرده است. ديگر هم نمي‌توانيم بگوييم كه خدمت داريم تا خدمت! خدمات، خدمات است ديگر. مثلاً ما همه خدمتگزار دولت هستيم و دولت مي‌تواند خدمتگزار ما نباشد، چون خودمان مي‌توانيم خدمتگزار خودمان باشيم، چون مشاغلمان خدماتي است و...
 يعني بين خودمان بماند‌! با وجود قرار داشتن بيش از ۶۳ ميليون نفر از جمعيت كشور در سن كار، اينكه تنها ۲۳ ميليون و ۸۱۸ هزارنفر جزو شاغلان يا بيكاران هستند نوبر است! اينكه حدود ۴۰ ميليون نفر از لحاظ اقتصادي غيرفعال و صرفاً مصرف‌كننده محسوب مي‌شوند، نوبر‌تر است. اينكه از ۲۳ ميليون و ۸۱۸ هزار نفر، ۲۱ ميليون و ۳۰۴ هزار نفر شاغل و ۲ ميليون و ۵۱۴ هزار نفر بيكار مطلق شناخته مي‌شوند، نوبر‌تر تر است اينكه...
اولاد آدم بايد فكري بكند و آستين‌هايش را بالا بزند و كاري نيكو بكند (از پر كردن گرفته تا خالي كردن! ) يا حداقل اين آمار را پايين و بالا بكند كه بگويند يك كاري كرده است. اولاد آدم كه مي‌داند آن بعضي‌ها كه دخل كشاورزي و صنعت را آورده‌اند، احتمال دارد بيايند و دخل خدمات اولاد آدم را هم بياورند و تمام كارهاي اولاد آدم ناكار بشود، لذا تصميم گرفته است تا برود و بچسبد به همان خدمات يا پشتش خودش را قايم كند! اصلاً همه حالا ديگر خدمتگزار شده‌اند! اما اولاد آدم بيدي نيست كه با اين بادها، بادبادك هوا كند!
هر چند از قديم گفته‌اند كه ما زمين را از پدران خود به ارث نبرده‌ايم، ما آن ‌را از فرزاندانمان به امانت گرفته‌ايم. اما اين چه ربطي به اين موضوع دارد؟ نمي‌دانم!... اصلاً همان كار نيكو كردن از پر كردن است، ضرب‌المثل بهتري بود! هر چند جا پاي چيني‌ها از گذشته‌هاي دور در اين ضرب‌المثل هويدا بوده، اما بالاخره بي‌حساب و كتاب كه نبوده؟ شايد آن زمان هم نعمت‌زاده‌اي بوده كه با چيني‌ها مراوده داشته باشد! شايد اتاق بازرگاني‌هاي آن دوره هم با چيني‌ها بده بستان داشته اند! شايد...
بياييد به شما نشاني آن فرد چيني قديمي را بدهم. آخر نشاني دادن يكي از مشاغل خدماتي است. هميشه در خيابان نام برخي مراكز خدماتي را از من مي‌پرسند و من گوشه‌هاي دنج پارك‌ها را نشان مي‌دهم، چراكه در مراكز خدماتي پارك‌ها اغلب اوقات بسته است! من هم بابت راهنمايي‌هاي خود البته وجهي دريافت نمي‌كنم. بعضاً در جواب محبتم به من مي‌گويند برو بابا! و من هر بار مي‌گويم كه مي‌آيم در روزنامه و از قدرناشناسي مردم گله مي‌كنم اما...
و اما نشاني: در هفت پيكر خمسه نظامي آنجا كه از داستان بهرام و كنيزك خود بحث مي‌كند: روزي بهرام گورساساني با كنيزك چيني زيباي خود به شكار رفت و گورخرهاي زيادي صيد كرد. با آنكه تمام ملازمان به مهارت و استادي بهرام در شكار گورخر آفرين‌ها گفتند مع هذا از كنيزك صدايي برنيامد و در مدح و ثناي شهريار ساساني سخني نگفت. بهرام مدتي تأمل كرد تا گورخري از دور پيدا شد و آن گاه به كنيزك گفت:‌«ميل دارم اين گور را به هر شكلي كه دلخواه تو باشد شكار كنم.» كنيزك از روي ناز و تكبر گفت: بايد كه رخ برافروزي/سر اين گور در سمش دوزي!
بهرام گورمهره‌اي در كمان گروهه نهاد و به دقت رها كرد تا درگوش گورخرجاي گرفت، حيوان بيچاره سم پاي راستش را براي خاراندن به گوش خود نزديك كرد تا مهره را از گوش خارج كند. كنيزك گفت كه آدمي در هر كاري اگر مداومت و ممارست كند مسلماً ورزيده و كارآزموده خواهد شد چه كار نيكو كردن از پركردن است. شاه چون اين سخن شنيد خشمگين شد و كينه او را به دل گرفت پس به سرهنگي كه در التزام ركاب بود فرمان داد آن كنيزك جسور و فضول را گردن بزند. اما گردنش را نزد و كنيزك رفت داخل قصه‌ها و حالا با كالاهاي چيني در بخش صنعت و كشاورزي و خدمات دوباره بازگشته است تا ما ملت مصرف‌كننده باقي بمانيم. اگر دروازه‌هايمان باز شده، به معني ايجاد اشتغال نيست، به منزله بازار خدمات است! آنها هم دارند بازار را پر مي‌كنند. آنها هم...
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار