طبيعت كارهاي بزرگ، روبهرو شدن با چالشهاي بزرگ و پيچيده است. تحقق كلمه توحيد به عنوان بزرگترين كار و هدف رسالت پيامبر اعظم (صلواتاللهعليهوآله) و در امتداد آن، تحقق حكومت جهاني اسلام كه از سوي امام راحل عظيمالشأن، به عنوان هدف نهايي انقلاب اسلامي بيان شده است، از اين قاعده مستثني نيست.
انقلاب اسلامي، چالشهاي بزرگ - حتي در مقياس جهاني- را يكي پس از ديگري پشت سر ميگذارد و با عبور از هر يك، جايگاه خود را ارتقا ميدهد ولي به مرور، چالشها، علاوه بر بزرگي و تنوع و تعدد، هر روز پيچيدهتر ميشوند؛ يك پيچيدگي منتج به ترديد در مسائل سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي كه گاهي انسان نميداند چه كسي بر صواب است و كدام بر خطا؟ كدام مسئول بر خير و صلاح ملت است و كدام در طريق هدر دادن امكانات و فرصتها در بيراهه و سراب؟
ترديد كه حتي مردم و گروهها، كجا درست عمل ميكنند، كجا نادرست؟ بالاخره؛ آيا بايد با خوداتكايي به استحكام دروني نظام بپردازيم يا با تكيه بر سرمايههاي خارجي بر مشكلات فائق آييم؟ آيا پافشاري و استقامت ما بر شعارهاي اساسي و ارزشهاي انقلاب اسلامي مهمتر است يا موضعگيري سياسي و رسانهاي برخي كشورها درباره ما؟
آيا مديريت جهادي الگو گرفته از دفاع مقدس گره از مشكلات مملكت باز ميكند يا مديريت سكولار و ليبرال غربي؟ آيا آنها كه توي چشم مردم نگاه ميكنند و كارهاي نكرده را بيهيچ خجلتي گزارش ميدهند بر صوابند يا آن سرداري كه گلايه ميكند: چرا براي كارهاي بينظيرش ميخواهند فيلم بسازند؟ دستاوردهاي اين 36 سال، در اثر كدام يك از دو طرز تفكر و شيوه مديريتي مزبور بوده است؟ ناكاميها چطور؟
آيا در عرصههايي كه مخالف خواست بيگانگان و البته در سايه اسلام، پيروي ولايت و اعتماد و اتكا به مردم و جوانان عمل كرديم، موفقتر بودهايم يا در عرصههايي كه تدبير ولايت را لقلقه زبانمان كرديم و فقط شعار ولايتمداري و پيروي خط امام(ره) سرداديم ولي خلاف آن عمل كرديم؟ مثلاً در دو عرصه دفاعي و اقتصادي، شعار «اقتصاد مقاومتي» برخي مسئولان را قبول كنيم يا نظريات آنان درباره تحريمها و رفتارشان در «اقتصاد عاريتي» را؟ آيا گشودن در به روي بيگانه و ميدان دادن به سازمانها و نهادهاي بينالمللي مانند بانك جهاني، يونيسف، سازمان انرژي اتمي و... ضرورت دارد؟ كيمياي آنان تاكنون كدام گره از اقتصاد، دانش، فرهنگ ما گشوده است، چه مشكل اساسي از زنان، جوانان و كودكان و معلمان و كارگران و دانشجويان ما را حل كردهاند؟ توهين به روستائيان در حوزه فكري و رفتاري امام خميني(ره) چگونه ارزيابي ميشود، شعار پيروي امام(ره) را بپذيريم يا رفتارهاي خلاف سيره و عمل امام(ره) را ملاك شناخت اشخاص قرار دهيم؟
آيا دستگاه قضايي ظالم است يا عادل؟ چرا برخي اشخاص، رسانهها و گروهها درباره اقدامات و احكام دستگاه قضايي موضع «يك بام و دو هوا» دارند؟ آيا حمايت برخي مسئولان از رفتارهاي فردي و جمعي غيراسلامي در عرصه فرهنگي كشور و حتي در محيط مدرسه و دانشگاه كه بايد با تزكيه عجين باشد، موجب ارتقاي سطح ادب و دانش دانشآموزان و دانشجويان ما شده است؟ نظر يك صاحب منصب دولتي مبني بر همانندي تأثير اجراي كنسرت موسيقي با توسل به امام رضا(عليهالسلام) چه رابطهاي با دغدغه پاك والدين و معلمان براي تربيت نسل آينده دارد؟ غلبه كف و سوت- حتي پس از قرائت قرآن- در اجتماع متوليان اصلي تعليم و تربيت كشور و كمرنگ شدن ذكر صلوات با داعيه پرورش و تربيت معلمان و دانشآموزان بر اساس آموزههاي اسلام و انقلاب چه تناسبي دارد؟ اگر عملكرد جوانان ما در دفاع مقدس از نظر امام راحل(ره) الگو است و در عمل هم ميبينيم كه تأثير خود را بر مسلمانان گذاشته است؛ بين داعيه ايثارگري و حامي خانواده شهدا بودن برخي مسئولان، با حمايت تمام قد آنها از برخي شاديهاي ظاهري آلوده به حرام در كشور چيست؟
مخالف شادي نيستيم؛ يقيناً ملتي كه شاد نباشد به اهدافش نميرسد؛ اما چگونه شادي را با فرمانبري خدا و نافرماني شيطان جمع كنيم؟ خندههاي بر لب آن چهرههاي خسته و خاكآلود و داغدار از رفقاي رفته يادتان هست؟ قطعاً بدون هنر، هيچ تفكر و تمدني ماندگار نميشود؛ چگونه بين هنر رحماني و هنر شيطاني تفكيك قائل شويم؟ و... معلمان خدوم و طيبالنفس ما، مطالبات بهحقي دارند كه متأسفانه اقدام ريشهاي نشده و اكنون هم با وجود چاره جامع سند تحول، اقدام جدي نميشود، در نتيجه، مورد سوءاستفاده اشخاص و گروههاي فرصتطلب قرار ميگيرد. درباره مطالبات معلمان كار درست كدام است؟ سكوت و بيموضع نشستن؟ فقط در زنگهاي تفريح و محافل همكاران بحث كردن؟ تعطيل كردن كلاس و به راه انداختن اجتماع اعتراضي؟ يا مطالبه مبنايي جامعه فرهنگيان، مبتني بر انديشه و منطق و مصلحت عمومي همراه با جديت و استمرار؟
سرانجام سخن؛ در اين پيچيدگي شرايط راه چيست؟ چاه كدام است؟ براي تشخيص صحيح، موضعگيري درست و عمل شايسته چاره چيست؟ نقل است از اميرالمؤمنين علي (عليهالسلام) پرسيدند چه كنيم تا با تشخيص درست، رفتار شايسته داشته باشيم؟ فرمودند: در ابتداي هر كاري ببينيد «نفس» از شما چه خواستهاي دارد؛ خلاف آن عمل كنيد، درست عمل كردهايد.
به گواهي تاريخ، تا زماني كه سخن پيامبران و اولياي الهي در ميان ملتها خريدار پيدا نكرده، ايادي طاغوت به مواجهه سخت و شفاف ميپردازند اما به محض اينكه حرف حق، پايگاه مردمي پيدا ميكند، زراندوزان، زورمندان و تزويرگران، در كلام و ظاهر خود را مدافع و مشابه حق جلوه ميدهند، از ميان اشخاص جبهه حق يارگيري ميكنند؛ در نتيجه اين شيطنت، شرايط پيچيده و تشخيص سخت ميشود؛ از اين رو، از همان خشت اول، «ايمان به خدا» مقدمه لازمي دارد به نام «كفر به طاغوت»، در غير اين صورت، ديوار توحيد شخص تا ثريا كج ميرود.
بر همين اساس، ادعاي انقلابي بودن و پيرو امام راحل و امام حاضر بودن، بدون پشت كردن به تمامي مظاهر طاغوت و استكبار، گزافهاي بيش نيست و تولاي بدون تبرا نقش بر آب زدن است لذاست كه امام راحل عظيمالشأن همراهي و تأييد رسانههاي استكباري نسبت به اشخاص و گروهها را ملاك تشخيص درستي و نادرستي باطن و عمل آنان دانستهاند.