راستش را بخواهيد اولاد آدم پاهايش را روي هم انداخته بود و داشت سير آفاق و انفس ميكرد و تورقي در واپسين اخبار شامگاهي كه ديد اي دل غافل از يك مقوله بسيار مهم كه ميتواند بيتوجهي به آن دهشتناك باشد، بيتوجه عبور كرده و بايد در اولين دوربرگردان خود را جهت اصلاح اصولي اين موضوع تعديل كند! ميگوييد كدام موضوع؟ خب اين موضوعي است كه آلاسحاق ديده و من نديده بودم؛ يعني بازهم ورشكستگي! آلاسحاق از ورشكست شدن بنگاههاي تعطيل درصورت عدممديريت شرايط پساتحريم حرف زده است. آخر ما قبلاً يكبار عدم مديريتمان باعث تعطيلي بنگاهها شده بود. حالا اگر عدم مديريتمان را مديريت نكنيم ميبينيم كه موقعيت پساتحريم، خودش فايدهاي ندارد برايمان! آلاسحاق گفته صنايع كوچك و متوسط در شرايط «پساتحريم» بهدليل عقبماندگي ۱۰ساله و هزينههاي توليد بيشتر و كيفيت پايينتر در مقابل توليدات روز دنيا، در صورت عدمهدايت مناسب، از تعطيلي بهسمت ورشكستگي ميروند.
يعني خداوكيلي اگر چين براي مقابله با شرايط پساتحريم دارد ارزش پول خود را پايين ميآورد تا بتواند هرچه بيشتر از ايران كاسبي كند، نبايد ما گول بخوريم و باز هم جنس چيني وارد كنيم تا اقتصادمان براي اينكه لنگ نزند، فرزندان خود را بخورد! (اين از آن جملات اولاد آدمي بود كه در گفتمان فراتحريمي بايد مورد شناسايي قرار بگيرد.)
ببخشيد! پاراگراف بالا را اصلاح ميكنم: يعني خداوكيلي اگر به واسطه اينكه چين ارزش پول رسمي خود را در مقابل دلار پايين آورده تا جنسهاي بنجل خود را ارزانتر به ما بفروشد، دولتمردان بايد همت كنند و باز هم جنس چيني بخرند تا ما در پروسه توليد با چينيها رقابت كنيم و در مقابل آن آشغالها (چوب بستني و دسته بيل و سوزن تهگرد و...) كم نياوريم و توليد كنيم و ورشكسته نشويم. يعني اگر شرايط پساتحريم را مديريت نكنيم و همه آن سياستهاي واردات قديم را كه هركسي كه ارزان داد، طالب او بشويم! را اعمال كنيم، حرف آلاسحاق نقض ميشود. تازه ما ميتوانيم واحدهاي ورشكسته را شناسايي و به جاي وام توليد به آنها وام خريد كالا بدهيم. آنها از زوجهاي جوان چه كمتر دارند كه به جاي وام ازدواج سه ميليوني، وام 10 ميليوني كالا ميگيرند. يعني ميروي بيرون بانك و يك پيشفاكتور 10 ميليون توماني را به سه ميليون تومان ميخري و ميآيي داخل بانك و دم اهالي بانك را از آبدارچي گرفته تا.... ميبيني براي اينكه سه ميليون وام ازدواجت را با پرداخت 10 ميليوني و حفظ سود بانك، بگيري! آن وقت بروي و با سه ميليون تومان به تو اجازه بدهند كه جلوي يك تالار، مثلاً همين تالار وزارت كشور عكس بيندازي و بگويي عروسيات در جاي باشكوهي برگزار شد! (جلوي تالار همه با لباسهاي عروسي ديده ميشوند، اگر عروسي نيست پس چيست آن هم با نماي 360 درجه؟ نكند كنسرت ميدهند و من اشتباه فكر ميكنم؟ وزارت كشور است يا...!) بله اولاد آدم طرحهاي زيادي را در مخيلهاش ميپروراند و براي همين از شما ميخواهد كه يك كمپين شناسايي تعطيل شدههاي ورنشكسته يا ورشكستههاي تعطيل نشده يا هرچي راه بيندازيد تا در مديريت به داد سيف و طيبنيا و نعمتزاده برسيم. اتاق را هم سهيم ميكنيم البته. به هرصورت يك اتاق بيشتر نداريم كه هواي چين را از گذشته دارد...
اصلاً بياييد همين كاري را كه دانشگاه آزاد كرده ما هم بكنيم. اين سخن نغز را نعل به نعل، ما هم براي كمك به اقتصاد پساتحريمي انجام دهيم! معاون پژوهشي دانشگاه آزاد گفت: «به زودي فراخواني براي شناسايي شركتهاي دانشبنيان تأسيس شده توسط فارغالتحصيلان اين دانشگاه براي شناسايي و حمايت از اين شركتها اعلام ميشود.»
ما هم براي شناسايي ورشكستهها اطلاعيه بدهيم تا آنها را شناسايي كنيم. مثلاً اگر كارخانه كفش فلان تعطيل شده يا ورشكسته شده، ما كه هنوز آن را شناسايي نكردهايم. بيايد و در فراخوان ما كه در روزنامههاي كثيرالانتشار چاپ ميشود شركت كرده و با ارسال مبلغ ناچيز حق فراخوان، خود را به ما بشناساند و بدينگونه رستگار شود!
اولاد آدم براي امروز معلومات زياد صادر كرده است. وقت آن است كه دوباره پاهايش را روي هم بيندازد و به خواب و خيال پساعقبگردي خود بپردازد. من خيالم راحت است كه اگر خوابم ببرد، آلاسحاق بيدار است...