رجب طيب اردوغان و احمد داوداغلو، رئيسجمهور و نخست وزير تركيه، در مراسم تشييعجنازه سربازي شركت كردند كه طي حملات روز قبل كشته شده بود. شهر استانبول تركيه در شامگاه يكشنبه و روز دوشنبه با دو حمله ناگهاني خبرساز شد؛ اولي به مقر نيروهاي پليس و دومي در آن سو و در بخش اروپايي اين شهر به كنسولگري امريكا. هر چند حمله به كنسولگري به جز كشته و زخمي شدن مهاجمان تلفات ديگري نداشت اما حمله به مقر پليس يك كشته و پنج زخمي از نيروهاي اين مقر را در پي داشت كه مراسم تشييع جنازه مربوط به همين كشته بود. حالا و با اين حملات بايد گفت كه استانبول بعد از مدتي آرامش دوباره هدف حملاتي از اين دست شده و در سوگ كشتهاي نشسته كه بيشتر حاصل سياست ماجراجويانه دولت و شخص اردوغان در منطقه است. اين نكتهاي است كه صلاحالدين دميرتاش در تظاهرات اخير همين شهر به آن اشاره كرده و از مادران نيروهاي امنيتي خواسته بود صدايشان را به حاكميت برسانند و بگويند آنها «فرزندانشان را بزرگ نكردند تا آنان را براي شركت در جنگي اعزام كنند كه حزب عدالت و توسعه و يك كاخنشين به آن علاقهمند است.»
كاخنشين مورد نظر دميرتاش همان اردوغان است كه با ساخت كاخ جديد رياست جمهوري سر و صداي زيادي را در اين كشور به راه انداخت اما او بيتوجه به آن سر و صداها به كاخ رفت تا جاي خود را به عنوان رئيسجمهوري متفاوت با رؤساي جمهور قبل مستحكم كند. شاهد قضيه اقامه دعوي اردوغان عليه دميرتاش است كه در حركتي بيسابقه، وكلاي مدافع او دو دعوي متفاوت عليه دميرتاش را به دادگاه اقامه كرده و خواستار پرداخت غرامت از سوي وي شدند. موضوع اين دعاوي مسئله اساسي قضيه نيست بلكه مسئله اساسي در اين حركت اردوغان است. رياست جمهوري تركيه تا كنون به عنوان مقامي فراجناحي شناخته ميشد، هر چند رئيسجمهور از يك حزب به اين مقام ميرسيد اما بعد از تصدي رياست جمهوري متعهد ميشد با حفظ نگاه فراجناحي وارد مناقشات سياسي احزاب نشده و حكم پدر براي احزاب و ملت تركيه داشته باشد. اقامه دعوي اردوغان عليه دميرتاش نقض آشكار اين سنت سياسي است و نشان ميدهد او مستقيم وارد مناقشه سياسي احزاب شده و سياست جانبداري از حزب عدالت و توسعه خود در برابر مبارزه با احزاب ديگر به راه انداخته اما چرا او انگشت خود را مستقيم به سوي رهبر حزب اتحاد دموكراتيك خلقها گرفته است؟ پاسخ روشن است؛ اين حزب بود كه به دنبال انتخابات پارلماني هفتم ژوئن توانست 13 درصد آرا را كسب كند و با اين نتيجه حزب عدالت و توسعه را بعد از 12 سال از داشتن اكثريت مطلق پارلمان محروم كند. اردوغان از همان موقع مبارزه خود را با اين حزب شروع كرد و حتي ميتوان گفت كه برنامه حمله به داعش را در همين جهت طراحي كرد تا تحت پوشش اين برنامه بتواند به مواضع پكك در تركيه و عراق حمله كند و بر طبل جنگ با كردها بكوبد. اردوغان با كوبيدن بر اين طبل همان فضايي را ايجاد كرده كه تركيه طي چند دهه تجربه كرده بود و بيش از 40 هزار نفر كشته به بار آورده بود. اردوغان با ايجاد اين فضا و بيش از پيش امنيتي كردن آن سعي دارد از يك سو توجه مليگرايان مخالف صلح با كردها را به خود جلب كند و از سوي ديگر، زمينه را براي حذف كامل اين حزب فراهم كند تا نتواند در انتخابات احتمالي پارلماني آن درصد آرا را به دست آورد، بنابر اين اردوغان جبهه نظامي در داخل تركيه گشوده تا آنكه بتواند دستاوردهايي در جبهه سياسي داشته باشد اما چيزي كه او به آن توجه ندارد هزينههايي است كه جامعه تركيه براي اين ماجراجويي نظامي- سياسي او پرداخت ميكنند؛ هزينههايي كه همين تشييع جنازه يك نمونه از آن است. به نظر ميرسد اردوغان به جز برتري قاطع سياسي خود و حزبش به چيز ديگري فكر نميكنند و حتي در اين تشييع جنازه هم شركت ميكند تا از اين هزينه براي اهداف سياسي خود بهرهبرداري كند. در اين وضعيت، چيزي كه باقي ميماند ادامه خشونتهاي بيشتر است كه در نتيجه بايد منتظر گسترش دامنه خشونتها بود تا ماجراجويي اردوغان سوگهايي بيشتر را در تركيه به بار آورد.