بار ديگر آيتالله جنتي به عنوان دبير شوراي نگهبان برگزيده شد؛ موضوعي كه ناراحتي رسانههاي جريان اصلاحات را هم با خود به همراه داشت به اين دليل كه حضور ايشان در شوراي نگهبان ميتواند بسياري از آرزوهاي آنها براي رسيدن به اهداف حزبي را همچنان با يأس و نااميدي همراه سازد. اين جناح سياسي به خوبي ميداند كه سد قانوني به نام شوراي نگهبان و وجود شخصيتي به نام آيتالله جنتي در ايام گذشته و به خصوص در ايام انتخاباتي توانسته به خوبي از مباني و اهداف انقلاب اسلامي دفاع كرده و اجازه نداده افرادي كه نسبتي با اسلام و انقلاب نداشته در كانونهاي قدرت نقشآفريني كنند.
البته افزايش سيل تخريبها عليه شوراي نگهبان و شخص آيتاللهجنتي را بايد در سالهاي 76 به اين سو دنبال كرد. نقش آيتاللهجنتي در عمل به قانون در ماجراي انتخابات مجلس ششم و برخي رد صلاحيت افراطيون دوم خردادي در مجلس هفتم، باعث شد حجم انبوهي از تخريبها متوجه ايشان گردد به گونهاي كه قلم به دستان دوم خردادي از هيچ كوششي براي هجمه به سوي ايشان فروگذار نكردند؛ توهينهاي عطاءالله مهاجراني به آيتالله جنتي و طعنههاي سيدمحمد موسوي خوئينيها به ايشان، نمونههاي كوچكي از اين تخريبها ميباشد. بعد از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري گروهي با نپذيرفتن نتيجه انتخابات فتنهاي را آغاز كردند كه ضربات جبرانناپذيري به كشور تحميل كردند، هزينههايي كه هنوز هم دامنگير كشور بوده و تحريمهاي ظالمانه غرب عليه كشورمان بخش كوچكي از آن است. آيتالله جنتي اينبار نيز در مقابل اصحاب و سران فتنه موضعگيري كرده و با رفتاري قانوني در كنار ساير اعضاي مجلس خبرگان در مقابل جريان فتنه بهخوبي ايستاد.
حال در شرايطي كه هفت ماه تا انتخابات امسال باقي مانده و اهميت اين انتخابات براي جريان مورد اشاره بايد گفت حجم حملهها نسبت به شوراي نگهبان و دبير آن افزايش پيدا كرده است. در همين راستا هفتهنامه صدا كه منتسب به كارگزاران است در شماره اخير خود و در گزارشي با عنوان «نه مصدق، نه مرسي» مينويسد: «مسئله مهم آن است كه رؤياي كودتا در ذهن برخي ميچرخد. كساني كه از ابتدا نه تنها گرايشي به دولت نداشتهاند، بلكه در تقابل با آن ايستاده بودند. يك گوينده، دبير شوراي نگهبان است كه اصليترين حامي رئيسجمهور كنوني (هاشمي رفسنجاني) را با آن همه سابقه انقلابي و مهمترين مسئوليتها در انتخابات رياست جمهوري 92 ردصلاحيت كرد.»
بر اساس آنچه عنوان شد سؤال اصلي اين است كه علت تخريبها عليه آيتالله جنتي چيست كه ميتوان گفت علت اصلي آن را بايد فهم دقيق و حمايتهاي همهجانبه از ولايت فقيه دانست چراكه ايشان به دور از نگاههاي حزبي و سياسي همواره تلاش كرده آنچه را به صلاح كشور و نظام و مردم است انجام داده خلاف آن عمل نكند. به عنوان نمونه ايشان اخيراً در ديدار با اعضاي «مركز موضوع شناسي احكام فقهي» در اين رابطه تأكيد ميكند: «الان افرادي در اين انتخابات فعال شدهاند كه مسئوليتهاي بالايي هم دارند، اما اساساً چشم ديدن ولايت فقيه را ندارند و همهمهشان افزايش قدرت خودشان و كاهش اقتدار ولايت است.»
مخالفت با ايده اصلي جرياني خاص در كشور كه همان كاهش تنشها و برقراري رابطه با كدخدا است را ميتوان از دلايل ديگري دانست كه بغض و كينه جريان ليبرال و روشنفكر را نسبت به ايشان افزايش ميدهد. آيتالله جنتي در 10 بهمن سال گذشته در خطبههاي نماز جمعه تهران گفت: «نميدانم كه برخي چه قوم و خويشي با امريكا دارند كه فكر ميكنند آب و نان آنان را بايد امريكا بدهد. ممكن است برخي در حرف مسائلي را بيان كنند ولي در باطن عقيدهشان اين است كه فقط بايد با امريكا توافق كنيم و از اين راه تحريمها برداشته شده و بعد اقتصاد ما رونق ميگيرد.» بر اساس آنچه گفته شد تبعيت از اسلام و ولايت فقيه هزينههاي فراواني را با خود به همراه دارد و كم هستند افرادي نظير دبير شوراي نگهبان كه حاضر باشند چنين هزينههايي را به جان بخرند. حمايت همهجانبه از متدينين جامعه را هم بايد از جمله مواردي دانست كه حجم تخريبها عليه آيتالله جنتي را افزايش داده و نشان ميدهد مادامي كه شوراي نگهبان و شخص آيتالله جنتي بر اساس قانون و مصلحت جامعه از حضور فعالان فتنه كه اعتقادي به انقلاب نداشته و سابقه سياسي آنها دشمني با نظام را فرياد ميزنند، جلوگيري ميكنند تخريبها همچنان ادامه داشته و پاياني نخواهد داشت.