کد خبر: 731470
تاریخ انتشار: ۱۴ مرداد ۱۳۹۴ - ۲۰:۴۹
سالي يك روز هم سهم خبرنگاران از ديده شدن
مرتضي اصفهاني
نيمه دوم مرداد‌ماه همزمان با داغ كردن آدم‌ها، سوژه‌اي را نيز در عرصه رسانه‌ها داغ مي‌كند. اين سوژه اما اندكي متفاوت است زيرا اين بار كساني در اين سوژه داغ مي‌شوند و مورد توجه قرار مي‌گيرند كه خود يك سال پياپي در حال تريبون دادن به ديگران و طراحي و پردازش سوژه‌هاي خبري بوده‌اند. اكنون پس از يك سال تلاش بي‌ديده شدن، سهم سالانه يك‌روزه خبرنگاران از ديده شدن فرا رسيده است!
مانند سال‌هاي گذشته موج دعوت‌هاي خصوصي و دولتي براي تجليل از خبرنگاران شدت مي‌گيرد و همه يادشان مي‌افتد كه بايد هواي اين خبرنگاران را داشت اما تنها براي يك روز!
حقيقت داستان اينجاست كه در ميان حرفه‌ها و مشاغل مختلف جامعه، هيچ يك به اندازه خبرنگاران در عرصه‌هاي عمومي و رسمي كشور حضور ندارند و هيچ شغلي به اندازه خبرنگاران در جوار مقامات و شخصيت‌ها قرار نمي‌گيرد؛ اما جاي بسي تأسف است كه در اين ميانه همين قشر كه تا اين حد به عرصه عالي مديريتي كشور نزديك است، از برخي حقوق اوليه شغلي مثل برخورداري از انجمن صنفي محرومند و مرجعي براي اعاده حقوق تضييع شده خود نمي‌شناسند!
جواناني كه با هزاران اميد و آرمان به عرصه قلم وارد مي‌شوند و در نهايت چيزي جز شغلي دشوار و پرتنش و استرس‌زا كه بايد سالي يك بار يا حتي بيشتر محل كارشان را هم عوض كنند، نصيبشان نمي‌شود.
بخواهيم يا نخواهيم خبرنگاري در همه جاي جهان حرفه ساده‌اي نيست و كساني كه در آن وارد مي‌شوند، بايد پيه دشواري‌هاي آن را قبلاً به تن ماليده باشند اما نمي‌شود از حق گذشت كه خبرنگاران در ايران از برخي حقوق اوليه صنفي هم محروم هستند.
همه اينها را قرار است چند روز ديگر با تقدير در روز خبرنگار و يك شاخه گل و هديه‌اي كوچك فراموش كنيم و مانند هميشه پرانرژي و خلاق به فعاليت بپردازيم و جامعه را از سوژه‌هاي داغ خود داغ‌تر از هواي مرداد‌ماه كنيم و به ياد داشته باشيم كه خبرنگار با نقد زنده است و موجودي كه ذاتش را بر انتقاد سازنده بنا كرده‌اند، نبايد و نمي‌تواند هم و غمش را بر رفاه خويش متمركز كند و از كاستي‌ها و درد‌هاي جامعه غافل شود. نمي‌تواند دردهاي جامعه را نبيند و ننويسد؛ به اين دليل كه دل خودش پر از دردهاي شخصي است و اين تفاوت هويت خبرنگاري با ساير اصناف است! خبرنگار كسي است كه در فلسفه ذهني خود به خرد جمعي پيوسته و منافع جمعي بيش از منافع فردي ذهنش را مشغول مي‌دارد و در ذهن او دغدغه‌هاي عمومي بر دغدغه‌هاي فردي‌اش غلبه دارد.
به اينجاي داستان كه مي‌رسم با خودم مي‌گويم ‌اي كاش ممكن بود همه مردم جامعه براي زمان اندكي هم كه شده حرفه خبرنگاري را تجربه مي‌كردند، تا اين روحيه نگراني براي جامعه را با پوست و گوشت لمس كنند و آنگاه جامعه‌اي بهتر مي‌داشتيم و روز به روز در حال بهتر شدن!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار