کد خبر: 730888
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۶:۰۷
نخبگان سیاسی عربستان به طور خاص از اینکه واشنگتن پاسخگوی اقداماتش نیست، ناراحت هستند، درحالی که عربستان سعودی در یک موقعیت ضعف قرار دارد. همه این مسائل از افغانستان شروع شد، جایی که آمریکا با پولهایی که از عربستان سعودی قرض کرد سازمان القاعده را تشکیل داد و رهبری آنرا به اسامه بن لادن واگذار کرد.
ولادیمیر اودینتسوف

این مسئله بر همگان آشکار است که آمریکا و عربستان سعودی برای مدت طولانی شریک استراتژیک هم هستند، از اینرو واشنگتن همواره پشتیبان منافع عربستان در خاورمیانه بوده است.

این روابط ویژه بین دو کشور از دهه 1930، زمانی که در ازای تضمینهای امنیتی قدرت به خاندان آل سعود واگذار شد، عبدالعزیز آل سعود، پادشاه وقت عربستان یک فرمانی را امضا کرد که طی آن شرکتهای آمریکایی از یک حقوق انحصاری برای توسعه میدانهای نفتی در بخشهای شرقی عربستان برخوردار شدند. و بیش از نیم قرن امنیت فرمول نفت به طور پایدار در روابط دوجانبه بین آمریکا و عربستان سعودی پابرجا بوده است.

به دنبال اعلام یک سیاست جدید نفتی توسط دولت تئودور روزولت، رئیس جمهور وقت آمریکا در سال 1944، که شرکتهای غربی را برای جستجو و فعالیت در تولید و اکتشاف نفت در خارج از ایالات متحده تشویق می کرد تا از امنیت اقتصادی کشورشان مطمئن شوند، شرکتهای اکسون موبیل و تکساکو، سرمایه گذاری سنگینی در اقتصاد عربستان سعودی آغاز کردند.

به هرحال، عربستان سعودی یک سهم کافی از منافع نفتی خودش نداشت، ولی شرکتهای چندملیتی بخش گسترده ای از درآمد نفتی را از طریق تجارت به دست آوردند. توزیع نامساعد درآمدهای نفتی، رهبران عربستان را به سمت دیگر کشورهای صادرکننده نفت که می توانستند با کمک همدیگر منافعشان را حفظ کنند، سوق داد که در نهایت منجر به تاسیس یک کارتل جدید نفتی با نام «اوپک» شد.


آمریکا درحال برچيدن سعودی‌ها است؟


این سازمان به کشورهای صادرکننده نفت اجازه داد تا قیمت و حجم تولید نفتشان را خودشان تنظیم کنند. به هرحال، در 1973 آمریکا یک فرصت داشت تا طعم داروی این سازمان را بچشد، وقتی که کشورهای عربی صادرات نفت را تحریم کردند ضربه شدیدی به اقتصاد آمریکا وارد شد. این تحریم در پاسخ به حمایت مداوم از اسرائیل بود که واشنگتن قبلا در جنگ اسرائیل با مصر به نمایش گذاشته بود.

به هر حال، واشنگتن از شرکای عربی اش روی برنگرداند، و به جای آن سعی کرد تا روابط آسیب دیده اش با اعراب را ترمیم کند تا از وقوع چنین تحریمهایی در آینده جلوگیری کند. این تلاشها منجر به ایجاد یک کمیسیون اقتصادی مشترک بین آمریکا و عربستان شد، و هدفش این بود که با مقدار گسترده ای از کمکهای شرکت های آمریکایی به نوسازی در نظام پادشاهی عربستان اقدام کند.

این مرحله نه تنها به واشنگتن اجازه داد تا یک منبع قابل قبولی از درآمدها را از طریق مدرن سازی اقتصاد و توانایی های دفاعی عربستان سعودی به دست آورد، بلکه یک عرضه ثابتی از نفت که با قیمت معقول به شرکت های آمریکایی فروخته می شد، را تضمین کرد. این نهایت فداکاری که آل سعود برای آمریکایی ها انجام داد به خاطر این بود که تمام مزایای استقلال عربستان سعودی حفظ شود.

وقتی باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا وارد کاخ سفید شد، روابط دوجانبه بین دو کشور افزایش یافت: گردش مالی دو طرف در مقایسه با سال 2000 سه برابر شد و به حجم 60 میلیارد دلار رسید. با این حال، عربستان سعودی در میان شرکای تجاری آمریکا جایگاه هشتم را دارد. به هر حال، اگر زمانی واشنگتن به عربستان به عنوان یک تامین کننده باارزش نفت نگاه می کرد، الآن این شرایط درحال تغییر است. آژانس بین المللی انرژی قبلا تخمین زده بود تا سال 2020، آمریکا به طور کامل قادر خواهد بود تا از واردات سوخت رهایی یابد.

همچنانکه نقشه سیاسی جهان درحال تغییر است به تناسب آن اهداف و منافع واشنگتن در خاورمیانه نیز در حال تغییر است. در دوازده سال گذشته جهان عرب به طور کامل توسط ایالات متحده نابود شده است. الآن، آشوب، هرج و مرج و خونریزی خاورمیانه را فرا گرفته است.

به رغم این نفوذ لذتبخش، دیگر هیچ کس جامعه دولتهای عربی را به عنوان یک قدرت مشروع قبول ندارد. بنابراین، بر اساس پیش نویس طرح کاخ سفید، آمریکا معتقد است که دیگر نمی توان به متحدان سابق مثل عربستان تکیه کرد، به جای آن واشنگتن قصد دارد دو مرکز قدرت – ایران شیعه و ترکیه سنی- ایجاد کند که تسلط در منطقه آشوب زده خاورمیانه را کامل خواهد کرد.

آمریکا قصد دارد تا خاورمیانه جدیدی ترسیم کند و یک تحولی را در شبه جزیره عربی ایجاد کند و این طرح از سال 2006 با نام "خاورمیانه بزرگ" مطرح شده است. براساس این طرح که پیش نویس آن توسط رالف پیترز انجام شد، عربستان سعودی به سه بخش تقسیم شده است: "واتیکان اسلامی" در مقابل مکه و مدینه، منطقه بیابانی که شترها و پادشاهان بتوانند از خودشان لذت ببرند، و منطقه نفت خیز شرقی تحت تسلط شیعیان که بخشی از دولت گسترده شیعی خواهد بود.

تاحدی برداشت آینده عربستان سعودی در پنتاگون در سخنرانی ال تی کول متیو در دانشکده نظامی در نورفولک، خلاصه شده است. به گفته او، یک کمپین جهانی ضد تروریست وجود دارد که درحال شکل گیری است و او از آن به عنوان "جنگ تمام عیار" نام برد که به ایجاد پیش شرطهای خشک سالی در عربستان سعودی و سپس تخریب کامل مکه و مدینه اشاره دارد.

در سیاستهای بین الملل، اگر تغییر ناگهانی در قدرت یکی از دولتهای متحد ایجاد نشود، شکستن اتحادها به ندرت علنی و عمدی ظاهر می شود. اخیرا روابط بین آمریکا و عربستان با شرایط پنهان و اوضاع وخیم در حال انجام است.

قدرت آل سعود پس از آنکه آمریکایی ها با آغاز اقدام نظامی علیه سوریه امتناع کردند، دفع شد، سپس علی رغم درخواست های آمریکا، عربستان سعودی عضویت غیردائم در شورای امنیت سازمان ملل را رد کرد و سپس ریاض با توافق هسته ای با ایران به شدت مخالفت کرد. مسئله ایران به یکی از "خط قرمزها" تبدیل شده است و پس از این توافق زمینه رویارویی آشکار بین دو متحد سابق آشکار شده است.

نخبگان سیاسی عربستان به طور خاص از اینکه واشنگتن پاسخگوی اقداماتش نیست، ناراحت هستند، درحالی که عربستان سعودی در یک موقعیت ضعف قرار دارد. همه این مسائل از افغانستان شروع شد، جایی که آمریکا با پولهایی که از عربستان سعودی قرض کرد سازمان القاعده را تشکیل داد و رهبری آنرا به اسامه بن لادن واگذار کرد. اما سپس وقتی بن لادن دیگر به عنوان دارایی ارزشمند مطرح نبود آنها تنها عربستان سعودی را سرزنش کردند و جهان مجبور شد این مسئله را باور کند که عربستان حامی اصلی تروریسم بین المللی است.

ریاض، سیاست اوباما برای عادی سازی روابط با تهران را به عنوان شروع عرصه جدیدی از تحول ساختار ژئوپلتیکی خاورمیانه استدلال می کند. نظام پادشاهی عربستان به سختی می تواند با این قضیه کنار بیاید، زیرا معتقد است که آینده ایران قابل پیش بینی نیست و ایران می تواند به ابرقدرت اقتصادی و نظامی در منطقه تبدیل شود، و این موضوعی است که خاندان آل سعود از آن چشم پوشی نخواهند کرد.

بنابراین، در پاسخ به حل برنامه هسته ای ایران، عربستان سعودی برای باج گیری از دولتهای دیگر تهدید کرد که ممکن است از پاکستان سلاح های هسته ای بخرد. همچون سیاستمداران اسرائیلی، سعودی ها نیز می ترسند که همه اختلافات یکباره برای همیشه با تهران حل شود و آمریکا منطقه را ترک کند و ایران در مدت کوتاهی با بهره برداری از این واقعیت، بر منطقه مسلط خواهد شد.

در این چارچوب، کاملا روش است که وقتی ژانویه امسال، اوباما برای شرکت در مراسم خاکسپاری عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه متوفی عربستان از این کشور دیدار کرد، ملک سلمان به طور آشکار تشریفات دیپلماتیک را نقض کرد و ملاقات با رئیس جمهور امریکا را ناتمام گذاشت و اوباما و همسرش را به بهانه برگزاری نماز ظهر ترک کرد.

منابع رسانه ای آمریکا هیچ چیزی درباره این اتفاق گزارش ندادند و تنها الجزیره شبکه تلویزیونی قطر، اطلاعات درباره این توهین را منتشر کرد. گام بعدی در روی گردانی عربستان از آمریکا این بود که پادشاه سعودی دعوت اوباما برای شرکت در نشست مسائل امنیتی در کمپ دیوید را رد کرد.

بر اساس گزارشهای غیررسمی، در ارتباط با این شرایط، به دیپلماتهای سعودی دستور داده شده است تا ارتباطات خود با همتایان آمریکایی را تا پایین ترین حد کاهش کنند. علاوه بر این، پادشاهی عربستان به دنبال شرکای جدیدی است که می توانند یک دارایی باارزشی برای صنعت نفتی سعودی ها و تامین کننده اصلی تسلیحات برای نیروهای مسلح عربستان باشند. در این میان، بر روی روسیه و چین تاکید ویژه ای شده است.


منبع: نیوایسترن آوتلوک

ترجمه: روح الله صالحی


غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۳۸ - ۱۳۹۴/۰۵/۱۱
0
0
امریکا وبلکه غرب را ده وبیست نفر صهیونیست اداره می کنند . در صورت لزوم هم هر کی را لازم بدانند از بین می برند . مانند کندی ... و برج های دوقلوی تجارت جهانی
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار