از كجا آمد، به كجا رسيد؟
تا همين چند سال قبل حجم زيادي از كاربران و اعضاي فعال فضاهاي مجازي و اپليكيشنها را داشتيم كه به هزار و يك روش موجود تلاش ميكردند شخصيتشان شناخته نشود؛ كاربراني كه از اسم كاربري گرفته تا عكس و مشخصات پروفايلشان جعلي و فيك بود، اما امروز يكدفعه در همان رده سني اين كاربران به كساني تبديل شدند كه اصرار دارند حتماً عكس خودشان را به اشتراك بگذارند آن هم يك عكس از نوع خويشانداز! درسايه بودن و ناشناخته ماندن ديروز دختران رده سني 14 تا 30 سال در مقابل تمايل شديد و افراطي امروز همانها براي ديده شدن كمي عجيب نيست؟!
اين عرفي است كه امروزه توسط تكنولوژي روز دنيا در حال تغيير است و اين تغيير آنقدر سريع و همه جانبه است كه حيرت همه را برانگيخته است. امروز بيشتر شبكههاي اجتماعي با عكسهاي سلفي و نامهاي اصلي و پر از اطلاعات شخصي پر شده است. اين تغيير يكدفعه و 180 درجهاي رفتار اتفاقي است كه تعجب انديشمندان، روانشناسان، جامعهشناسان و تحليلگران را برانگيخته است. حتي در مقوله سلفي گرفتن هم از همان ابتداي مطرح شدن اين سبك خاص عكاسي تا به امروز تغييرات بسياري اتفاق افتاده است. همان اوايل عكسهاي سلفي اكثراً در جمعهاي دوستان، فاميل و همكار گرفته ميشد كه عكاس در گوشه تصوير جا ميگرفت. رفته رفته نه تنها عكاس جايش را در قلب تصوير باز كرد بلكه ترجيح داد كه دوربين در يك دست از تنها سوژه كه خودش باشد، عكس بگيرد!
تبديل شيك و اتو كشيده به شلخته و...
با دقت كمي ميشود فهميد روند سلفيهاي ما چقدر سريع تغيير كرده است! كافي است در فضاي اينستاگرام يك هنرمند يا شخصيت معروف بگرديد و به قديميترين عكس سلفياش برسيد. اولين عكسهاي سلفي معمولاً در شرايط ايدهآل گرفته ميشود. شرايط ايدهآل يعني عكاس خوش تيپ، موهاي آب شانه كرده، دوستان شيك، فضاي زيبا و... اما امروز چه؟ عكسهاي سلفي امروز بيشتر از آنكه عكس باشد شرحي از ماوقع خصوصيترين و جزئيترين اتفاقهاي زندگيهاست. برخلاف تميزي و شيكي روزهاي اول اين روزها هركس در هر پوزيشني كه موبايلش به دستش ميرسد از خودش عكس ميگيرد و «همين الان يهويي» روي پيجش ميگذارد. اين همين الان يهويي واقعاً هم يهويي است چون عكاس معمولاً لباس نامرتب خانگي، موهاي آشفته، چشمهاي بادكرده يا در اتاق شلوغ عكسش را گرفته است.
اگر عنصر جدانشدني سلفيهاي ديروز لبخند بود و تميزي، اين روزها چهره بيمار، صورت غمگين و حتي اشك چشم هم سوژه پرطرفدار سلفيها شده است، بماند از اينكه همين تغيير رويه هم جاي بررسي و سؤال دارد؛ اينكه چه انگيزه دروني سبب اينگونه رفتارها ميشود؟ و اينكه چگونه اين پديده با اين سرعت رشد كرده و افراد چگونه خود را با اين تغيير و تحولات همراه ميكنند؟ البته فراموش نكنيم سلفي گرفتن اين روزها زبان صامت قشر جوان شده است. آنها بهجاي حرف زدنها و درد دل كردنهاي دهه 70، بهجاي نوشتنها و پست گذاشتنهاي دهه 80 زبان گفتارشان را در دهه 90 به عكس تغيير دادهاند. من نميدانم تا چه اندازه اين تغيير زبان و روش انتقال خواستههاي نسل جوان مفيد يا مضر است اما ميدانم كه اين روزها تكنولوژي با همه محاسنش دارد معايبش را براي ما رو ميكند. ما بهجاي حرف زدن، گرفتن دست همديگر، زل زدن در چشمهاي طرفمان و سهيم شدن در شادي و غم يكديگر ترجيح ميدهيم يك عكس سلفي با چشمان اشكبار بگيريم و بنويسيم «همين الان يهويي»! ياد جمله آلبرت انيشتين ميافتم كه گفته بود:«من از روزي ميترسم كه تكنولوژي از تعامل انساني پيشي بگيرد.»
تصاعدي سرايت ميكند
تب عكسهاي خويشانداز اين روزها آنقدر بالا گرفته كه بخش مهمي از تحقيقات جامعهشناسان، آسيبشناسان، روانشناسان، جمعيتشناسان و حتي تحليلگران رفتار را به خود اختصاص داده است. محققان روسي با تحقيقات وسيعي كه در اين زمينه كردند به اين نتيجه رسيدند كه سلفي گرفتن افراطي به نوعي اعتياد در بين مردم جوامع تبديل شده است. اين اعتياد اگرچه همچون ساير اعتيادها خطرناك نيست اما بحثبرانگيز است. اين روزها روانشناسان در كنار آسيبشناسان و تحليلگران رفتاري با قاطعيت ميگويند كه سلفي گرفتن افراطي رفتاري غيرعادي و نشانهاي از پايين بودن اعتماد بهنفس، خودبيني و عدم توانايي در برقراري ارتباط و تعامل رو در رو با ديگران است.
براساس تحقيقاتي كه مركز آر. تي. بي. اچ روسيه منتشر كرد محققان دريافتهاند كه مدام عكس سلفي گرفتن از خود، يك سره به اشتراك گذاشتن آن در سايتها و طلب لايك كردن از دوستان و بازديدكنندگان نوعي رفتار براي برانگيختن تحسين اطرافيان است كه ادامه اين روند ميتواند در فرد وابستگي ايجاد كند و اين وابستگي تبعات خوشايندي براي او به دنبال نخواهد داشت.
محققان روسي همچنين به اين نتيجه رسيدهاند كه رفتار افراطي سلفي در بين دختران بيش از پسران، در رده سني 13 تا 30 سال بيش از ساير سنين ديده ميشود و همانگونه كه اعتياد به اينترنت در فهرست بيماريهاي رواني دستهبندي ميشود، اين تشخيص در مورد اعتياد به بازيهاي آنلاين، شبكههاي اجتماعي يا افراط در عكس سلفي و اشتراكگذاري آن نيز صدق ميكند. البته نتايج تحقيقات سال ۲۰۱۳ دانشگاه بيرمنگام روي افرادي كه بيشترين عكسهاي سلفيشان را براي پروفايل فيسبوك خودشان انتخاب كردند نشان داده كه اين افراد از نظر حمايتهاي اجتماعي و صميميت بسيار محدود هستند و در حقيقت بيشترين طرفداران سلفيها كساني هستند كه با مردم و اجتماع رابطه صميمي و مناسبي ندارند.
ابزار كاسبي و مصرفگرايي شده است
وقتي يك خانم هنرمند از خودش عكس سلفي ميگيرد از مارك ساعت مچ، روسري، كيف، مانتو، كفش، زينت آلات و حتي موبايلش همه در قاب عكس جاي ميگيرد. «عكس جديد بازيگر سريال دردسرهاي عظيم رو ديدي؟ آيفون 6 گلد خريده»، «دقت كردي خواننده معروف تيتراژهاي تلويزيون هميشه در عكسهاش كفش گوچي ميپوشه؟»، «مدل شلوار جديد وين ديزل رو ديدي؟». اينها هميشه سؤالات و نكاتي است كه در قاب عكس شخصيتهاي معروف به چشم مردم عادي ميآيد و به واسطه الگوبرداري كه دارند ميروند، ميبينند و دقيقاً همان مدل و طرح را ميخرند. چه بسيار حجم وسيع خريدهاي مردم از مدلهاي خاص موبايل، لباس و كفش كه با الگوبرداري مردم از سلفيهاي مطرح شروع ميشود.
از سويي در همه جاي دنيا وقتي يك روش براي كاسبي و درآمد بيشتر نتيجه بدهد، قدم بعدي اين سوءاستفادهگران هستند كه به طمع بيشتر وارد گود ميشوند. گود سلفي هم اين روزها از حضور سوءاستفاده گران خالي نيست. شركتهاي توليدي اعم از خوراك، پوشاك و حتي شركتهاي موادشوينده اين روزها از علاقه مردم به سلفي رفتن باخبر شدهاند و تلاش ميكنند به نفع خودشان از اين فضا استفاده كنند. حتماً شما هم مثل من اين روزها پخش تبليغات و پيامهاي بازرگاني اين شركتها را از رسانه ملي ديدهايد. اولين شركتي كه در اين عرصه دست به كار شد يك شركت توليدكننده انواع سس، رب، ترشي و مربا بود كه سوژه مسابقهاش را در قالب عكس سلفي همراه با خانواده و محصولات توليدي شركت برگزار كرد. دومين نمونه هم يك شركت خودروسازي بود كه اعلام كرد به بهترين عكس سلفي كه در كنار مدل خاصي از توليدش گرفته شود جايزه ميدهد.
اينها نمونههاي علني تبليغ كالاهاي خاص است، در حالي كه تبليغات مخفي و غيرعلني هميشه وجود داشته است. مثلاً يك برند خاص پوشاك زنانه از بانوي هنرمندي ميخواهد كه در عكسهايش تلاش كند مارك سرآستين مانتو يا علامت گوشه روسري حتماً ديده شود. البته بازار سوءاستفادههاي اينچنيني در بين شخصيتهاي معروف مثل ورزشكاران و هنرمندان داغ است چون در مركز توجه مردم قرار دارند.
سلفيهاي پرخطر
رقابت در سلفي گرفتن گاهي خطراتي جاني به ويژه براي نسل جوان ايجاد ميكند. اين روزها معتادان سلفي در رقابتي مهيب دنبال گرفتن عكسهاي پرخطر هستند. «سلفيهاي پرخطر» از جمله سلفيهايي هستند كه اين روزها طرفداران بيشتري را به خودشان جذب ميكنند. سلفيهايي كه گاهي اوقات حتي ديدنشان هم نفس را در سينه حبس ميكند. عكس از روي بلندترين برج مخابراتي نيويورك، از روي مجسمه مسيح ريودوژانيرو، در حال فرار در مسابقه گاوبازي و كنار پلنگ از جمله عكسهاي سلفي خطرناك و پربازديد سال 2015 بودهاند. تصور نكنيد اين گونه سلفي گرفتنها فقط مختص آن سوي مرزهاست. برخي از جوانان خودمان هم موقعيتهايي خطرناك را براي سلفي گرفتن انتخاب ميكنند، موقعيتهايي كه گاهي آسيبهايي جدي به سلامت آنان وارد ميكند.
سلفي گرفتن الزاماً بد نيست
البته هستند كساني كه سلفي را براي تأييد شدن نميگيرند. اينها همان كساني هستند كه نه دنبال تبليغ هستند و نه لايك ميطلبند، نه منتظر تأييد سلفي ميمانند و نه از بيتوجهي ناراحت ميشوند. اينها همان گروهي هستند كه فقط و فقط براي ثبت لحظاتشان عكس ميگيرند. غمگين نيستند، ارتباطات حقيقي و مطلوب اجتماعي خودشان را دارند و فقط ميخواهند لحظات خوبشان را ثبت كنند. تشخيص اين آدمها سخت نيست چون آنها به ندرت سلفي ميگيرند. حتي اگر علاقه وافر به عكاسي داشته باشند، عكسهاي سلفي آلبومشان بسيار كمياب است. آنها حتي در سلفيهايشان حضور پديدههاي پيراموني را در تصوير در نظر ميگيرند.
يك شهروند با علاقه به عكاسي عادي و عمومي كسي است كه دوست دارد از زاويه خودش به فضاهاي پيرامونش نگاه كند و اين نه تنها بد نيست بلكه تحسينبرانگيز هم هست اما خطرناك وقتي است كه بخواهيم به هرقيمت ممكن يك گوشي با كيفيت دوربين 20 مگاپيكسل بگيريم، بعد هم زاويه دوربين از فضا، مردم و منظره فقط به سمت خود ما بچرخد و آنقدر از خودمان عكس بگيريم و به اشتراك بگذاريم كه اگر روزي از لايك خبري نبود افسرده شويم و دست به كار سلفيهايي شويم كه اوضاعمان را خرابتر كند. البته يك عكاس عمومي هم نياز دارد كه دوربينش را در اختيار ديگران بگذارد و از آنها بخواهد كه عكسي از او بگيرند. و البته عكسي با حضور «او» و دهها و صدها و هزاران پديده ديگر در پيرامون او.