
يكي از رويههاي باطلي كه در دولتهاي گذشته، به شكل ميراثي شوم در برخي از ادارات و سازمانهاي دولتي ما جاي خود را گشود، معامله پاياپاي نامعقول و نامقبول دولتها با برخي سازمانها و نهادهاي زيرمجموعه خود، مانند سازمان تأمين اجتماعي بود. صفت نامعقول و نامقبول از آن جهت در اين نوشتار استعمال شده كه در نص صريح قانون هيچ جايگاهي براي اعمال آن در بين مناسبات مالي سازمانها و دولت پيشبيني نشده است.
واضحتر آنكه از سال 1384 به بعد كه دولتمردان كه در پيشبيني و اختصاص بودجه و اعتبار، دچار كسري ميشدند، در پايان برخي از مستغلات ديواني و دولتي را، اعم از ساختمانهاي اداري، معادن، شركتها، زمين و... را به سازمان و ادارهاي واگذار ميكردند كه از دريافت بودجه و اعتبار سالانه محروم مانده باشد كه اين به مثابه گردكان ريختن بر دامان سر شكسته بود !
نمونه چنين واگذاريهايي را ميتوان در سازمان تأمين اجتماعي دولت نهم و دهم ملاحظه كرد و آخرين واگذاري كه در آستانه جشن 40سالگي سازمان تأمين اجتماعي در زمان سرپرستي سعيدمرتضوي اتفاق افتاد، واگذاري معادن شماره ۲ و ۳ گلگهر سيرجان به اين سازمان بود.
گرچه سعيد مرتضوي، دادستان مخلوع تهران در روز دوم تير ماه سال 92 و در جشن 60سالگي سازمان تأمين اجتماعي صراحتاً اعلام كرده بود كه دولت هيچ بدهي ديگري به اين سازمان ندارد و با واگذاري دو معدن گلگهر سيرجان، بدهي دولت به تأمين اجتماعي صفر و صاف شده است. اما رحمتالله حافظي، رئيس اسبق سازمان تأمين اجتماعي و عضو شوراي شهر تهران در روز دوم شهريور همان سال شركتهايي را كه به تأمين اجتماعي واگذار شدهاند، «زيانده» اعلام كرد و آنها را به «پيازهاي خراب ته گوني» تشبيه كرد.
از طرف ديگر كارشناسان چنين شيوهاي را مردود و غيرقانوني و به ضرر تأمين اجتماعي اعلام كردند و مسئولان كنوني تأمين اجتماعي بدهي دولت به اين سازمان را تا پايان سال 1393، بيش از 93 هزار ميليارد تومان اعلام كردهاند!
اما روز گذشته دكتر محمود اسلاميان در گفتوگو با يكي از رسانهها، از مديريت اين صندوق در دولت قبل انتقاد كرد و گفت: «در خصوص دارايي و اموال صندوق بايد بگويم اغلب اين اموال را دولت بابت بدهي به صندوق داده است و صندوق خيلي سرمايهگذاري در اين بخشها نداشته و 90 درصد داراييهاي صندوق مطالباتي بوده است كه از دولت داشته است!»
با اين اوصاف پيامد منفي و مخرب اين رويه باطل را امروزه ميتوانيم به عيان ببينيم، چراكه اثرات سوء و ناكار آمد اين سياست عقيم، به وضوح در زندگي بازنشستگان گرامي به چشم ميخورد، چراكه به هر مناسبتي مسئولان مملكت از وعده پرداخت معوقات بازنشستگان، براي خود اعتباري كسب ميكنند، اما در عالم واقع هيچ اتفاقي كه آسايش نسبي اين قشر زحمتكش را در پي داشته باشد، رقم نميخورد و شعارهاي رسانهاي مسئولان با ژستهاي متنوع انسان دوستي، از نگاه بازنشستگان عزيز، حكم فرياد خيرخواهانه و صد البته مضحكه نماي چوپان دروغگو را دارد و بس!
مضاف بر آنكه بخش درمان اين سازمان نيز از اثرات اين ندانمكاري و سياست عقيم و فلجكننده بيبهره نيست، چراكه در مقابل پرداخت قابل توجه در هر ماه، تقريباً خدماتي در حد هيچ عايد پرداختكنندگان حق بيمه ميشود.