عبدالملك الحوثي، رهبر جنبش انصارالله از اول هم چندان به آتشبس خوشبين نبود و به همين دليل هم گفته بود: ما اميد زيادي به موفقيت آتشبس موقت نداريم و با توجه به موارد نقض آن توسط عربستان، تجربه به ما نشان داده آتشبس موقت نتايج تلخي در پي داشت. اين آتشبس محصول وساطت سازمان ملل بود و اسماعيل شيخاحمد، فرستاده ويژه سازمان ملل براي بحران يمن، تلاش زيادي براي متقاعد كردن سران آل سعود كرده بود تا آنكه حداقل شش روز آخر ماه رمضان فرصتي باشد براي كمكرساني به ميليونها غيرنظامي. هر چند شيخاحمد رضايت سعوديها را براي آتشبس به دست آورده بود و به نظر ميرسيد همه چيز براي اجراي آتشبس از ابتداي روز شنبه يازدهم ژوئيه فراهم شده، حملات هوايي عربستان تا قبل از نيمهشب نااميدي به برقراري آتشبس را بيشتر ميكرد و دقايقي بعد از شروع آتشبس هم عربستان حملات هوايي خود را از سر گرفت تا نااميدي رهبر انصارالله موجه باشد. در واقع، سازمان ملل در پي آن بود كه آتشبس را به حرمت ماه رمضان از ابتداي اين ماه برقرار كند شايد به اين تصور كه آل سعود احترامي براي اين ماه قائل است اما نه تنها از ابتداي ماه رمضان بلكه حتي اين شش روز هم حرمتي براي آل سعود نداشت و به خونريزي خود در يمن ادامه داد.
نقض آتشبس از سوي آل سعود در يمن پيش از اين هم سابقه داشته چنان كه خود عربستان در 21 آوريل حرف از پايان حملات هوايي و عمليات نظامياش در يمن موسوم به توفان قاطع و برقراري آتشبس زد، با اين ادعا كه به اهداف خود در يمن رسيده و پس از اين فرآيند سياسي به نام احياي اميد را دنبال ميكند. آن وعده عربستان هم دقايقي بيشتر دوام نياورد و اين كشور به سرعت آتشبس خودخواندهاش را نقض كرد كه باعث تعجب ناظران منطقهاي و فرامنطقهاي شد. حالا هم آل سعود همين كار را كرده و نشان داده با برقراري آتشبس و ايجاد يك آرامش نصف و نيمه در يمن هم سر ناسازگاري دارد. اولين و مهمترين علت اين رفتار نامتوازن از سوي عربستان به خلأ بينش سياسي اين كشور در قبال يمن ارتباط دارد. آل سعود از زمان استعفاي عبد ربه منصور هادي از مقام رياست جمهوري و فرارش از يمن تنها به گزينه نظامي در يمن فكر كرده و بينش سياسي را در قبال اين كشور از دست داده است. به همين جهت است كه در زمان مذاكرات صلح ژنو در نيمه ماه قبل ميلادي، عربستان به طرزي عجيب و غيرمعمول اجازه پرواز به هيئت حوثيها و جنبش انصارالله براي شركت در آن مذاكرات نميداد با وجود آنكه نمايندگان سازمان ملل از قبل هماهنگيهاي لازم بين طرفهاي درگيررا انجام داده بودند و رضايت آل سعود را براي اين پرواز به دست آورده بودند. به دليل همين خلأ بينش سياسي است كه عربستان در همان دقايق اوليه آتشبس دچار نوعي استيصال شده و نميتواند آتشبس را تحمل كند. يك طرف ديگر قضيه در روحيه جنگسالارانه حاكميت جديد آل سعود به خصوص محمد بن سلمان، وزير دفاع عربستان است كه اصل تشكيل ائتلاف و تجاوز نظامي به يمن با نظر و رهبري او انجام شده است. محمد بن سلمان با حمايت همهجانبه پادشاه و پدرش، سلمان بنعبدالعزيز، تجاوز نظامي به يمن را شروع كرد و با روحيهاي جنگسالارانه تنها به پيروزي نظامي فكر ميكند تا هم موقعيت خود را در داخل و بين شاهزادگان سعودي حفظ كند و هم آنكه شيوخ متحد منطقهاي را به تبعيت بيچون و چرا از خود در بعد از اين بكشاند. در واقع، محمد بن سلمان بحران يمن را تنها از منظر اين كشور نميبيند بلكه آن را مقدمهاي براي ثبات سياسي خود در كل شبهجزيره ميداند و با نداشتن بينش و تجربه سياسي تنها ميخواهد از طريق نظامي اين بحران را به نفع خود تمام كند. جالب اينجاست كه او راه حل نظامي را در عين ابزار نظامي ناكافي انتخاب كرده كه همين هم عدم بينش و تجربه نظامي او را نشان ميدهد. دليل اين مدعا در ترس نظاميان سعودي از ورود نيروهاي زمينيخود به يمن است و تجربه قبلي آنها در 2009 نشان داده كه برتري تسليحاتي به معناي برتري نظامي نيست و ورود نيروي زميني به معني كشته يا اسارت آنها به دست رزمندگان يمني است. به هر حال، آل سعود با فقدان دو بينش سياسي و نظامي در پرونده يمن تنها مسيري يك طرفه را در پيش گرفته كه بايد گفت به اين ترتيب قاعده بازي را در اين پرونده باخته است.