نگاه نابرابر، صداي همه را يكي پس از ديگري درآورده است؛ نگاه تبعيضآميزي كه چون ميراث، از وزيري به وزير ديگر منتقل ميشود هر كه ميآيد، سفت و سخت به آن پايبند است. پيشتر اين نگاه نابرابر و تبعيضها بين فوتبال و غيرفوتبال خلاصه ميشد؛ تبعيضي كه صداي خيليها را درآورده بود كه چرا بايد فوتبالي كه هيچ بازدهياي ندارد تا اين اندازه مورد توجه قرار بگيرد و ساير رشتههاي ورزشي كه عنوانها و مدالهاي در خور توجه نيز كسب ميكنند، نيمي از اين توجه را به خود نبينند. اين نگاه البته بعد از حضور گودرزي اندكي مورد اصلاح قرار گرفت، شايد چون وزير دولت تدبير و اميد اعتقادي به فوتبال نداشت و با شعار توجه به ساير رشتههاي ورزشي وارد ميدان شد.
اين شعار جاي اميدواري داشت براي رشتهاي منهاي فوتبال كه هميشه مهجور بود، اما كم شدن توجهها به فوتبال نيز نتوانست دردي از بسياري از رشتههاي ورزشي دوا كند، چراكه نگاه تبعيضآميز هنوز هم بسياري از رشتههاي ورزشي را آزار ميدهد. در حالي كه تصور ميشد كم شدن توجهها به فوتبال به سود رشتههاي ديگر باشد، اما اين اتفاق رخ نداد و اين توجه باز هم تنها به چند رشته خاص معطوف شد تا ساير رشتهها همچنان مظلومانه با اين تبعيض و نامهرباني دست به گريبان باشند.
پاي مسابقات بينالمللي مهم يا كماهميت كه پيش ميآيد، از همه رشتههاي ورزشي توقع مدال و كسب عنوان وجود دارد. اين چيزي است كه بارها و بارها از زبان مسئولان شنيده ميشود و در صورت عدمكسب مدال و عنوان، انتقادهاي فراواني ميشود و گاه حتي تهديد به عدم اعزام دوباره در مسابقات آتي يا كسر بودجه، اين در حالي است كه عدم توجه يكسان به رشتههاي ورزشي و تبعيض فاحشي كه بين آنها ميشود، خود اصليترين دليل عدم نتيجهگيري بسياري از رشتههاي ورزشي است. كمبود امكانات و بودجه در رشتههاي ورزشي مسئله واضحي است كه به هيچ عنوان نميتوان آن را تكذيب يا رد كرد. ورزش ايران هم با علم به اين مسئله سعي ميكند با تلاش بيشتر اين معضل و ضعف را تحت پوشش قرار داده و بر مسائل و مشكلات فائق آيد. در اين بين اما نگاه تبعيضآميز وزارت ورزش به برخي رشتههاي ورزشي و در مقابل توقع يكسان از ديگر رشتهها براي كسب مدال و عنوان و موفقيت مسئلهاي منطقي به نظر نميرسد كه بدون شك بايد مورد تجديدنظر قرار گيرد.
درست است كه ورزشكاران سعي ميكنند با تلاش و استفاده از حداقل امكانات به بهترينها دست يابند و نمونه بارز آن نيز در رشتههايي چون تيراندازي كاملاً مشهود است اما واقعيت اين است كه اين تلاش تا زماني ادامه خواهد داشت كه نگاهها به همه رشتههاي ورزشي به يك اندازه باشد و تبعيضي قائل نشود. در حالي كه نگاه وزارت ورزش به همه رشتههاي ورزشي به يك اندازه و دور از تبعيض نيست و اين مسئله صداي بسياري از رشتههاي ورزشي را درآورده كه تا ديروز اگر تنها بحث فوتبال بود و محبوبيت آن، حال اين تبعيض بين منهاي فوتباليها ايجاد شده است؛ تبعيضي كه ميتواند انگيزه و روحيه ساير رشتههاي ورزشي را تحت تأثير قرار داده و تواناييهاي آنها را كاهش دهد!
كمبود بودجه بهانهاي دست به نقد است كه باعث ميشود اعزامهاي تيمهاي ورزشي با چالش مواجه شود و اردوهاي آنها كنسل؛ مسئلهاي كه تأثير مستقيمي روي كسب سهميه آنها براي المپيك يا مسابقات مهم بينالمللي دارد و علاوه برآن، آمادگي ورزشكاران را زير سؤال ميبرد. در مقابل در زمان عدم موفقيت كمتر كسي به سهم وزارت ورزش در اين مقوله اشاره ميكند و آنكه زير سؤال ميرود ورزشكار، كادر فني و نهايتاً فدراسيون مذكور است و بس. اين در حالي است كه وزارت ورزش به عنوان متولي ورزش با نگاهي تبعيضآميز در فراهم كردن امكانات و شرايط براي همه رشتههاي ورزشي نقشي پررنگ در موفقيت يا عدم موفقيت رشتههاي ورزشي دارد؛ وزارت ورزشي كه در زمان موفقيت باعث و باني است و در عدم موفقيتها، هيچ كاره! هرچند در موفقيتها نيز اين نگاه تبعيضآميز وجود دارد، به طوري كه موفقيت برخي رشتههاي ورزشي با كمترين توجهي هم مواجه نميشود و در مقابل موفقيت برخي رشتههاي ديگر با تقديرهاي آنچناني همراه است. حال آنكه اندك توجهي به برخي رشتههاي ورزشي ميتواند روحيه و انگيزه آنها را براي كسب موفقيتهاي بعدي افزايش دهد، اما گاه حداقلها هم از برخي رشتههاي ورزشي دريغ ميشود! در حالي كه اين نگاه نابرابر ميتواند ورزش را زمين بزند.