در ميان قالبهاي شعر فارسي، رباعي يكي از قالبهاي اصيل ايراني است كه كمتر مورد استقبال شاعران قرار گرفته است. رباعي از كلمه رباع به معناي «چهارتايي» گرفته شده و چهار مصراع دارد. رباعيها يا مضموني عاشقانه دارند مثل رباعيهاي «بابك» يا مضموني صوفيانه دارند مانند رباعيهاي «شهرام» و.... اما معروفترين رباعيهاي ادبيات ايران، رباعيات ستون عقبگرد است كه مضموني فلسفي دارد و نقبي است بر گفتمان تعادلي معاصر!
برخلاف آنچه در داخل كشور اولاد آدم را با ستون عقبگردش ميشناسند، در جهان خارج و خصوصاً كشورهاي انگليسي زبان، اولاد آدم، طنازي حاذق و متبحر است كه مضمون عمده افكارش شك و حيرت و تذكر در مورد مغتنم شمردن فرصتهاي اقتصادي است. اولاد آدم به واسطه مقارن بودن عمرش با دوران اختلاسهاي بزرگ و گم شدن دكلها، نتوانست آرا و انديشههاي فلسفي خود را مدون كرده و مثل ساير طنازان آثاري را از خود بر جاي بگذارد. اگر چه در دوران او بازار بحث و جدلهاي نمايندگان مجلس و وزرا رونق فراوان داشت اما سمت و سوي رباعيهاي او بيشتر در جهت نقدكردن و شفافسازي مسائل اقتصادي بود تا مسائل سياسي و براي همين توانست مورد توجه همگان قرار بگيرد. او در يكي از رباعيهايش ميگويد:
در خواب، خليج فارس را ديدم دوش
با آن دكلي كه شعلهاش بود خموش
موج آمد و ناگاه برآورد خروش
كو آن دكل و دكل خر و دكل فروش؟
در نگاه اولاد آدم، دكل نمادي از مديريت اقتصادي است و خليج فارس نيز ضميمه جاودانه مملكت ماست. از ديدگاه اولاد آدم هر دكل ميتواند نمادي از يك دزدي بزرگ توسط يك نفر باشد. كسي با همه آرزوها و خواستها و رؤياهايش. وقتي او خليج فارس را با دكلهاي خاموش و بيصدا رويت ميكند، حرفهاي ناگفته آنها را با زبان دل درك ميكند و ميفهمد. حرف ناگفته آنان اين است كه همه اختلاسها و دزديها فاني هستند و گذر عمر همه نشانههاي خريد دكل را نميزدايد چنان كه اگر از دكل خر و دكل فروش اثري بر جاي نماند اما سند خريد دكل را ميشود يك جايي در لابهلاي پورشهها (ببخشيد! منظورم پوشهها بود) پيدا كرد. بعد از تحرير: دكل ديگري هم وجود دارد كه براي چند سال قبل از اين جريان است. يكي از اين دكلها متعلق به شركت گلوبال است كه زيرمجموعه تأسيسات دريايي بوده است. آن هم تقريباً چنين جرياني داشته است. حسين دهدشتي عضو كميسيون انرژي مجلس، اخبار جديدي درباره هياهو و پرواز دكلها دارد؛ از شركتهاي كاغذي ميگويد و دكلهاي فرسوده. يك دكل، دو دكل و... تعداد هر روز بيشتر ميشود. دكلهايي كه گم ميشوند، يا بهتر بگوييم پول كشور و ملت كه براي خريد آنها هزينه شده، اما به كشور وارد نشده است؛ دكلهايي به وسعت يك باند فرودگاه كه افراد به جيب ميگذارند و فرار ميكنند. قبل از تحرير: اولاد آدم با آنكه به حفظ حقوق معنوي شاعر احترام ميگذارد، اين احترام گذاشتنش در حد احترام باقي ميماند و از قاعده بزن و در رو استفاده ميكند!