اتحاديه اروپا اين روزها با واژهاي مترادف گرديده و آن سرنوشت يونان است. اتحاديه اروپا در حالي در هفتههاي گذشته درگير مسئله خروج انگليس از اين اتحاديه بود که وضعيت بحراني يونان و تاکيد مقامات اين کشور بر خروج از منطقه يورو اتحاديه 28 عضو اروپا را در وضعيت نابساماني قرار داده است.
سپيراس که با شعار دوري از زيادهخواهي اروپا توانست به اين مقام نخست وزيري يونان دست يابد در طول ماههاي اخير ديدارهاي متعددي با سران اروپا در قالب وضعيت بدهيهاي يونان به اتحاديه و نيز عدم استمرار اجراي طرحهاي رياضتي اروپايي از سوي اين کشور داشته است. نکته قابل توجه آنکه مردم يونان نيز به رغم مشکلات گسترده اقتصادي از طرحهاي ضد اروپايي دولت حمايت کرده و آن را در چارچوب منافع ملي کشورشان ميدانند. شرايط نابسامان ميان يونان و اتحاديه اروپايي در حالي ادامه يافته که در نهايت اين اتحاديه مجبور به برگزاري نشست بررسي وضعيت يونان گرديد.
جالب توجه آنکه آمريکا نيز رسما خواستار توافق ميان طرفين گرديده و نسبت به ادامه حضور يونان در منطقه يورو ابراز اميدواري کرده است. حال اين سئوال مطرح است که آيا خروج يونان از يورو و اتحاديه اروپايي امکانپذير ميباشد يا خير؟
بسياري از ناظران سياسي بر اين عقيدهاند که يونان به دليل بحران شديد اقتصادي و قرضهاي گستردهاي که به اين اتحاديه و کشورهايي مانند آلمان دارد و نميتواند خروج از يورو و يا اتحاديه اروپايي را اجرايي سازد و تحرکاتي نيز که اکنون صورت ميدهد براي بالا بردن هزينههاي اروپا است تا در لواي آن ضمن به تاخير انداختن سررسيد وامهاي خود، امتيازات جديد اقتصادي از اتحاديه کسب نمايد. اين مسئله براي حفظ محبوبيت داخلي نخستوزير يونان و نيز بهبود شرايط اقتصادي اين کشور داراي اهميت ميباشد.
حال اين سئوال مطرح است که آيا اروپا با چنين طرحي کنار خواهد آمد يا اينکه با آگاهي از اهداف يونان، با خواستههاي آن مخالفت کرده تا در نهايت اين کشور در مسير مطالبات اتحاديه قرار گيرد؟
هر چند که سياست و اهداف يونان براي اتحاديه اروپا شناخته شده است و بسياري از اين کشورها ازجمله آلمان، فرانسه و انگليس بارها اعلام کردهاند که گرفتار باجخواهي يونان شمرده شوند اما شرايط حاکم بر اتحاديه دست برتر يونان را به همراه داشته است.
اولا اتحاديه اروپا همواره تلاش کرده تا خود را بزرگترين اتحاديه منطقهاي معرفي نمايد که داراي وحدت سياسي، اقتصادي و نظامي ميباشد، خروج هر کدام از اعضاء از جمله يونان از اتحاديه و يا از منطقه يورو شکستي سخت براي اروپا در صحنه جهاني خواهد بود. بسياري از ناظران سياسي براين عقيدهاند که خروج يک عضو از يورو يا اتحاديه برابر با الگو شدن آن براي ساير کشورها و در نهايت خروج ساير کشورها ميشود که اروپا را با بحرانهاي داخلي و خارجي بسياري خواهد ساخت.
براين اساس اتحاديه اروپا براي حفظ آبرو که شده بايد يونان را حفظ کرده و خواستههاي اين کشور را پذيرا گردد. نکته ديگر آنکه دوري از يونان برابر با گرايش بيشتر اين کشور به روسيه ميشود چنانکه دو کشور اخيرا توافقنامه گستردهاي در حوزه انرژي امضاء نمودند. روسيه و يونان با ديدگاه مشترکي که نسبت به اروپا دارند تمايلات بسياري چه همگرايي نشان دادهاند. اين مسئله هم براي اروپا و هم براي آمريکا تهديدي بزرگ ميباشد. اين سناريو حتي مطرح است که سخنان تند اشتون کارتر وزير دفاع آمريکا عليه روسيه در آستانه نشست ناتو و نيز تمديد تحريم روسيه از سوي اروپا در سال 2016 نوعي بيان نارضايتي از گرايش روسيه به يونان بوده است. غربيها براي آنکه از توسعه حضور روسيه در يونان جلوگيري نمايند گزينهاي جز پذيرش طرحهاي يونان نخواهند داشت.
براساس آنچه ذکر شد ميتوان گفت که اتحاديه اروپا دوراني سخت را در برابر يونان سپري ميکند چرا که تن دادن به خواستههاي آتن برابر با امتياز دهي و حتي الگو شدن آن براي ساير کشورهاي اروپايي است و مخالفت با خواستههاي يونان نيز برابر با فروپاشي احتمالي اتحاديه و تقويت نفوذ روسيه دراين کشور خواهد بود که شکستي سنگيني براي اتحاديه اروپا رقم خواهد زد.
اقدامات اروپا به عنوان ظرفيتهاي اروپا در حمايت از اقتصاد كشورها نميباشد بلكه دليل بحران يونان، طرحهاي اروپا و نسخههاي نظام سرمايهداري بوده چنانكه يونان خروج از يورو را راهكار پايان بحران ميداند. در باب اقدامات حمايتي اروپا از يونان نيز اين اقدامات نه به خاطر وضع اقتصادي مطلوب اروپا و يا نگاه حمايتي آن از كشورها بلكه به دليل هراس آنها از آشكار شدن شكست طرحهاي رياضتي و اقتصادي اتحاديه اروپا و رسوا شدن جهاني آنان و نيز هراس از رويكرد يونان به روسيه است چنانكه قرار داد اخير يونان با روسيه در زمينه انرژي با انتقاد آمريكا و اروپا همراه شد. ناجي اقتصادي نبودن اروپا و آمريكا اصلي است كه در تحولات يونان به خوبي ميتوان دريافت.