کد خبر: 724469
تاریخ انتشار: ۰۲ تير ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۶
«ما، مدرنيته و مذهب» در نگاه استاد رحيم‌پور ازغدي
يكي از ابعاد مدرنيته، رفرميزم مذهبي و جنبش ضد كليساي كاتوليك رومي دانسته شده است.
تنظيم: علي كاكادزفولي

يكي از ابعاد مدرنيته، رفرميزم مذهبي و جنبش ضد كليساي كاتوليك رومي دانسته شده است. اختلافات اصلي بر سر اعتراض به تشريفات دعا، سلسله مراتب كليسا، اتوريته پاپ، اعترافات، خريد و فروش گناهان و بهشت و جهنم، تجرد كشيش‏ها، چگونگي تفسير آيين عشاء رباني، فساد مالي و اخلاقي درون كليسا، غسل تعميد كودكان، ترجمه انجيل و حق قرائت فردي آن و «خودكشيشي»، خشونت‏هاي مذهبي، تثليث، گناه نخستين، شمائل مذهبي، ميوه ممنوعه و... بوده است كه به انشعابات گوناگون مسيحي منجر شد. ما اين بُعد از مدرنيته را چگونه مي‏بينيم؟!

تقابل اسلام با زهد كليسايي

اسلام در اين خصوص، بدون ترك آخرت و زهد و تقوا و اخلاق و بدون تشويق به دنياپرستي، دعوت به اصلاح امور دنيا مي‏كند. اولاً در اسلام، طبقه اجتماعي و كاست‏هايي به نام «روحاني» يا «كشيش» نداريم و مسجد بر خلاف كليسا، يك نهاد به مفهوم جامعه‌شناسي آن نيست و در آن، تشريفات و سلسله مراتب و اتوريته‌هاي اسرارآميز، وجود ندارد. تنها اتوريته و مرجعيت معتبر، اتوريته «علم» و «تقوا» است و علماي دين، نه طبقه خاصي‏اند و نه درگير تشريفات ويژه‏اي. هركس مي‏تواند بدون هيچ تشريفات به مدارس ديني رفته و عالي‏ترين مراتب علمي و اخلاقي را طي كند. گرچه در جامعه، گاه تشريفات مذهبي و القاب اجتماعي در اين باب، پديد مي‏آيد اما متن‏ اسلام، هيچ قيد و بندي دراين‏خصوص ندارد، نه‏ شرط ‏لباس، نه ‏شرط‏ طبقه، نه‏شرط مليت و جنسيت.

عالي‏ترين مقامات ديني بايد بالاترين صلاحيت‏هاي علمي و اخلاقي و ساده‏ترين زندگي‏ها را داشته باشند و متواضع، مردم‌دوست، ساده‌زيست، مهربان و شجاع و پاسخگوي سؤالات عقيدتي، اخلاقي و عملي مردم باشند، هيچ امتياز مالي يا دنيوي بيشتري نداشته باشند بلكه بايد در كنار محرومان، درصدد گسترش عدالت اجتماعي و اخلاق انساني باشند. دعا و توبه، هيچ تشريفات خاصي و نياز به وساطت روحانيون ندارد. به طور فردي يا دسته‏جمعي مي‏توان توبه كرد و اعتراف به گناه نزد ديگران و از جمله روحانيون، جايز نيست. اين اعتراف تنها بايد در محضر خداوند و صادقانه صورت گيرد. دعا و قرآن را با صداي خوش خواندن، بهتر است اما نبايد تكيه بر صوت و صورت شود و محتواي كلمات، تحت‏الشعاع لحن و صدا قرار گيرد. نماز و دعا و تلاوت كتاب مقدس اسلام همراه با موزيك و جاذبه‌هاي فرعي كه به جاي عقل و قلب، گوش‏ها را بنوازد، نبايد انجام شود. بهشت و جهنم مسلمانان در دست روحانيون و قابل خريد و فروش و معامله نيست و هركس با اعمال، عقايد و اخلاق خود، بهشت يا جهنم خويش را مي‏سازد. آمرزش خداوند در دسترس همه است و مي‏توان خود را با توبه و عمل صالح و نماز و روزه و كفاره جبران خطايا و خدمت به مردم، تطهير كرد و به سوي خدا بازگشت. البته در كليه اين مراحل، نقش تعليم و تربيت از سوي علماي دين، طبق اصل عقلايي «رجوع به عالمِ» انكار نمي‏شود و در مسائل تخصصي، نظر علما، بر مردم، حجت است چنانكه در پزشكي و ساير علوم چنين است. علماي دين مي‏توانند ازدواج كنند و از مزاياي مشروع زندگي بهره ببرند اما از لحاظ مالي و اخلاقي بايد از بقيه مردم سالم‌تر، ساده‏تر و پاك‌تر باشند و وظايفي بيش از ديگران دارند.

گرچه ما مسائلي چون تثليث، عشاء رباني، غسل تعميد و شمائل مذهبي نداشته‏ايم تا در آن اختلاف كنيم اما البته موضوعات ديگري براي اختلاف نظر در جهان اسلام وجود داشته‏اند كه از نوع ديگري بوده‏اند مثلاً بزرگ‌ترين انشعاب در جهان اسلام، انشعاب بر سر مسئله «دين و دولت» و «عدالت» بوده است. اما در باب روش گفت‌وگو و حفظ وحدت در عين اختلاف، دستورالعمل‌هاي مهمي داريم. ما همه بشريت را بندگان خدا و خواهران و برادران خود مي‏دانيم اما به خصوص خداپرستاني چون مسيحيان را اعضاي نزديك‌تر به خود در خانواده اديان ابراهيمي مي‏شماريم. نوح (ع) و ابراهيم (ع) و موسي (ع) و عيسي (ع) را انسان‌هاي برگزيده و پيامبران بزرگ خدا مي‏دانيم و آنان را چون پيامبر اسلام (ص)، دوست مي‏داريم و به آنان عشق مي‏ورزيم.

حقيقت واحد پيامبران الهي و پرهيز از پلوراليسم

ما معتقديم كه همه پيامبران الهي از يك حقيقت، خبر داده و به يك سو فراخوانده‏اند و در عين حال، معتقديم كه بخش‌هايي از تعاليم پيامبران پيشين به تدريج، تحريف و تغيير داده شده است و پيامبر اسلام، كه پيامي جز پيام موسي‏بن عمران (ع) و عيسي بن مريم (ع) ندارد، كامل‌ترين و دقيق‏ترين و آخرين تقرير از پيام الهي را به بشريت، عرضه كرده است بنابراين خود را مسيحي واقعي و يهودي حقيقي مي‏دانيم. ما حق نداريم خون يكديگر را بريزيم و حتي خون مشركين اگر با اسلام، درگير نشوند و هجوم نياورند، محترم است. ما بدون پذيرش شكاكيت و نسبيت و بدون ترديد درباره حقانيت و جامعيت اسلام، معتقد به مدارا و تسامح با پيروان ساير اديان و مذاهب هستيم. ميان هدايت و گمراهي، فرق قائليم و «حق و باطل» را قابل تشخيص از يكديگر مي‏دانيم و معتقد به تحريف اسلام جهت رسيدن به نوعي «صلح كل» نظري نيستيم و همه مكاتب را بر حق و مساوي نمي‏دانيم زيرا در غير اين صورت بايد عقايد متناقض را درست بدانيم يا مفهوم دين را تغيير دهيم. ما در حقانيت قرآن، ترديدي نمي‏كنيم و نمي‏توانيم همزمان، به درست بودن آنچه مخالف با قرآن باشد، نيز معتقد باشيم اما معتقد به مدارا و گفت‌وگو با ساير اديان و مذاهب هستيم و خشونت عليه آنان را جايز نمي‏دانيم مگر آن كه مورد حمله و خشونت، قرار گيريم و «نجات» را منحصر به مسلمين نمي‏دانيم. ما اولاً معتقد نيستيم كه همه مسلمانان، بهشتي‏اند زيرا شرط بهشتي شدن، ايمان و عمل صالح و تقوا است نه تولد در خانواده مسلمان.

قرن‌هاست كه مسيحيان، يهوديان، زرتشتيان و پيروان اديان ديگري در جهان اسلام در امنيت كامل زيسته‏اند و حكومت اسلامي، موظف به تأمين امنيت، حقوق و آسايش آنان است. در «حكومت اسلامي نمونه» يعني حكومت‏پيامبر (ص) و علي (ع)، صدها نمونه ‏از اين ‏دست آمده و قرآن ‏كريم ‏نيز در اين باب سفارشات اكيد كرده است.

علي (ع) در حكومت خويش روزي در كنار خيابان پيرمرد كوري را ديد كه گدايي مي‏كند. پرسيد: «اين چه وضعي است؟! در جامعه اسلامي گدايي، مفهوم ندارد.» گفتند: او مسيحي است. فرمود: «باشد. ولي زير سايه حكومت اسلامي زندگي مي‏كند. تا او جوان بود و در اين جامعه، كار مي‏كرد نگفتيد كه مسيحي است، حال كه از پا افتاده است چنين مي‏گوييد؟!» سپس فرمود تا او را از بيت‏المال تا آخر عمر، بيمه و تأمين كردند. نيز وقتي شنيد كه نيروهاي شورشي به ظاهر مسلمان به روستايي حمله كرده و به دختر يهودي توهين نموده و دستبند او را با خشونت دزديده‏اند برآشفت و فرمود اگر از غم اين جسارت بميريم، شايسته است زيرا آن دختر يهودي كمك خواسته و ما نبوديم كه كمكش كنيم. يا وقتي شنيد كه مسلماني در معامله زمين، يك شهروند مسيحي را فريب داده است با او برخورد شديد كرد و فرمود كه سود و ضرر او سود و ضرر ماست و بايد از او عذرخواهي و جبران كني. او در دوران خلافت و رهبري خود، به طور ناشناس همسفر يهودي بود و پس از خداحافظي، مقداري از راه را همچنان آن يهودي را بدرقه كرد. يهودي پرسيد: مگر راه شما از آن طرف نيست. فرمود: چرا. ولي در دين ما به كوچك‏ترين بهانه، دوستي و برادري تقويت مي‏شود و انسان‌ها بر گردن ما حقوقي پيدا مي‏كنند. من به خاطر حق همسفري، مقداري تو را بدرقه مي‏كنم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها