حالا اما هنوز شش ماه از زندگي شان در زير يك سقف نميگذشت كه مفهوم سنگين مطلقه بر دوش هر دو سنگيني ميكرد. وقتي به سراغ دادگاه وجدان ميرفتند خودشان هم نميدانستند مقصر اصلي اين ماجرا چه كسي بوده است؛ تنها يك واقعيت برايشان روشن بود، اينكه انتخابشان درست نبوده و هيچ كدام نيمه گمشده خود را نيافتهاند. در دنياي آمار و ارقام اگرچه رياضيات و دو دو تا چهارتا حاكم است اما وقتي پاي آمار طلاق به ميان ميآيد انگار اعداد هم غصهدار ميشوند.
به صفحه ساعتتان نگاه كنيد. فقط با يك بار حركت عقربه كوچك و سپري شدن يك ساعت 18 تا 19 نفر از يكديگر جدا ميشوند. به گفته دكتر محمود گلزاري معاون ساماندهي امور جوانان وزارت ورزش و جوانان، ۲۱ درصد ازدواجها در زماني كمتر از پنجسال، به طلاق ميانجامد.
رئيس سازمان ثبت اسناد و املاك كشور نيز ميگويد: تعداد ازدواج طي سال 93 در مقايسه با سال 92، 6 درصد كاهش و طلاق نيز 9/2 درصد افزايش يافت. به گفته احمد تويسركاني طي سال گذشته، 712 هزار و 875 ازدواج و 163 هزار و 228 مورد طلاق در كشور به ثبت رسيد.
وي در رابطه با سن ازدواج و طلاق نيز با ادله آمار و ارقام ميگويد: بيشترين ميزان ازدواج در ميان آقايان در رده سني بين 25 تا 29 سال ثبت شده است كه 39 درصد مردان در اين سنين در سال 93 ازدواج كردهاند. اين در حالي است كه ازدواج 32 درصد خانمها بين سنين 20 تا 24 سالگي در سال 93 به ثبت رسيده است.
نكته قابل تامل اما در گروه سني است كه بيشترين طلاق در آن اتفاق ميافتد. بنا به تأكيد رئيس سازمان ثبت اسناد و املاك كشور بيشترين طلاقهاي ثبت شده در ميان آقايان يعني 24 درصد آن، مربوط به رده سني 30 تا 34 سال و در ميان خانمها يعني 23 درصد طلاقها در رده سني 25 تا 29 سال بوده است. آمار و ارقام ارائه شده از سوي تويسركاني اما با آماري از سوي محمدمهدي مطلق، مديركل مركز سلامت جمعيت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت كامل ميشود. به گفته وي 80 درصد طلاقها در سنين زير 30 سال رخ ميدهد. معاون ساماندهي امور جوانان وزارت ورزش و جوانان نيز ميگويد: تا 20 درصد زوجها در پنج سال اول زندگي خود از يكديگر جدا ميشوند بنابراين با چند هزار جوان جدا شده از همسر مواجه هستيم؛ جواناني كه بايد براي آينده آنها هم فكري كرد.
جوانان مطلقه، چالشي جديد
با مطالعه اين آمار و ارقام ميتوان به روشني متوجه شد مشكلات جامعه ما در حوزه جوانان تنها به بيش از 11 ميليون جوان مجرد در سن ازدواج و جامانده از اين سنت الهي و نياز فطري منتهي نميشود و چالش هزاران جوان مطلقه زير 30 سال نيز جديتر از آن است كه بتوان به سادگي از كنار آن عبور كرد. به خصوص در شرايط كنوني جامعه كه ما با چالش جدي در رابطه با افزايش جمعيت مواجهيم. به عبارت دقيقتر ساعتي19 زوج در كنار 14 ميليون و 500 هزار نفري كه هرگز ازدواج نكردهاند از چرخه فرزندآوري خارج ميشوند.
اين در حالي است كه هم اكنون مطابق آمار آهنگ رشد جمعيت در كشورمان 3/1 درصد است و نرخ باروري زنان به 8/1 رسيده در حالي كه بايد 2/1 باشد تا به حد جانشيني برسيم. اما در برابر اين جواني كه حالا مهر مطلقه بر پيشاني دارند چه بايد كرد؟ آيا ميتوان اين افراد را به حال خود رها كرد؟ آيا زنان و مردان مطلقه حقي براي شروع دوباره ندارند؟ چقدر زمينه براي ازدواج مجدد مطلقهها فراهم است و چقدر ازدواج دوم آنها ميتواند به موفقيت منتهي شود؟
خواستگاري از يك زن جوان مطلقه
يكي از واقعيتهايي كه در جامعه امروز با آن مواجهيم از بين رفتن قبح طلاق است. طي دو سه دهه گذشته اگر طلاقي اتفاق ميافتاد، بازتاب خوشايندي در جامعه نداشت و افراد مطلقه براي آغاز يك زندگي تازه در اغلب موارد با مشكل مواجه بودند. در جامعه امروز اما تا حد زيادي قبح منفورترين حلال الهي ريخته است، اما در عين حال هنوز در پس زمينه ذهني مردم ما نسبت به افراد مطلقه ذهنيت خوبي وجود ندارد.
اين موضوع در رابطه با زنان مطلقه شدت بيشتري مييابد و يك زن مطلقه معمولا براي آغاز زندگي تازه با چالشهاي بيشتري مواجه است. از سوي ديگر تجربه تلخ يك زندگي مشترك گاهي وقتها مانع از آن ميشود تا اين افراد به راحتي بخواهند دوباره تشكيل خانواده بدهند و زندگي جديدي را تجربه كنند.
با وجود اين اما تجربه نشان ميدهد كم نيستند اشخاصي كه به رغم شكست در ازدواج نخست توانستهاند در ازدواج مجددشان زندگي خوب و خوشي را تجربه كنند و موفق باشند. از طريق دوستان و آشنايان چند نمونه از اين افراد را پيدا كرده و با آنها به گفتوگو مينشينم.
شروعي دوباره براي موفقيت
آقاي حسني 45 سال دارد و هم اكنون 15 سال از دومين ازدواجش ميگذرد. وي كه در ازدواج نخستش تجربه موفقي نداشته، ميگويد: من 22 ساله بودم كه با يك خانم آشنا شدم و آشنايي ما خيلي زود به ازدواج منتهي شد. به گفته وي همسر نخستش علاوه بر تجربه يك ازدواج يك فرزند پنج ساله هم داشت و چند سالي هم از او بزرگتر بود كه همه اين مسائل تا مراحل منتهي به ازدواجشان مخفي ميماند. در نهايت هم موفق نميشوند زندگي خوبي در كنار هم داشته باشند و از هم جدا ميشوند.
وي ميافزايد: تجربه ناموفقم در ازدواج موجب شد تا براي مدتي از ازدواج مجدد منصرف شوم تا اينكه مادرم از طريق دوستان همسر فعلي را به من پيشنهاد كردند.
آقاي حسني انتخاب نادرست و بدون تأييد خانواده را دليل ناموفق بودن ازدواج اولش ميداند. خانم زند همسر آقاي حسني نيز مطلقه بوده است. وي كه در سن 17 سالگي نخستين ازدواجش را تجربه كرده است، شوهر اولش او را به دليل نازا بودن طلاق ميدهد. البته هم اكنون آقاي حسني و خانم زند دو فرزند دارند و مشكل نازايي وي نيز درمان شده است. اين زوج كه هر دو طلاق را تجربه كردهاند هماكنون از زندگي مشتركشان بسيار راضياند و توانستهاند در ازدواج مجدد خوشبخت باشند.
اين بار خوشبختم
خانم طيبي نيز زن 38 سالهاي است كه نخستين ازدواجش در 19 سالگي خيلي زود و در زماني كمتر از يك سال به طلاق منتهي ميشود. وي درباره دلايل اين جدايي ميگويد: خب من جوان و بيتجربه بودم و دخالتهاي زياد خانواده شوهرم موجب شد تا ما نتوانيم با يكديگر زندگي كنيم. به گفته وي بلافاصله پس از جدايي همسرش با خانم ديگري از اقوام ازدواج ميكند و به اين صورت راه بازگشت دوباره آنها به زندگي مشترك بسته ميشود. خانم طيبي سه سال بعد يعني در سن 23 سالگي با پسر همسايهشان ازدواج ميكند. به گفته وي همسرش پيش از وي ازدواجي نداشته است.
وقتي از او درباره موافقت يا مخالفت خانواده همسرش با اين ازدواج ميپرسم، ميگويد: همسرم خودش به من علاقهمند شده بود. مادر همسرم ابتدا به خاطر اينكه من قبلاً ازدواج كرده بودم به اين ازدواج راضي نبود اما به خاطر آشنايي با خانواده ما و اينكه مرا تحت نظر گرفته بود به ازدواج ما رضايت داد. خانم طيبي نيز از ازدواج دومش راضي است و ميگويد: همسرم واقعاً مرا دوست دارد و علاقهاش به من اعتماد به نفس ميدهد. آنها حالا دو پسر دارند و زندگي آرامي را در كنار يكديگر تجربه ميكنند.
به خاطر نداشتن شروعي دوباره پشيمان نيستم اما...
خانم احمدي زني 60 ساله است كه در 35 سالگي پس از 15 سال زندگي مشترك از همسرش جدا ميشود. وي كه مادر دو فرزند است و حالا خودش يك عروس دارد پس از شكست در ازدواج اولش هرگز ازدواج نكرده است. وي درباره چرايي اين تصميم ميگويد: من دو فرزند داشتم كه پدرشان صلاحيت نگهداري از آنها را نداشت و دادگاه حضانت آنها را به من داد. بنابراين برايم امكانپذير نبود تا با داشتن دو فرزند ازدواج كنم.
وي كه در شغل شريف معلمي فعاليت دارد با زحمت زياد و همراهي خانوادهاش توانسته فرزندان موفقي داشته باشد. از او ميپرسم آيا فكر ميكنيد تصميم درستي گرفتيد كه دوباره ازدواج را تجربه نكنيد؟ ميگويد فكر ميكنم كار درستي كردم. از او ميپرسم آيا به افراد ديگري كه شرايط مشابه شما را دارند چنين توصيهاي ميكنيد؟ پاسخ ميدهد: هر كس بنا به شرايط خودش بايد تصميم بگيرد من اين تصميم را گرفتم اما به ديگران توصيه نميكنم.
افراد داراي طلاقهاي بچگانه براي ازدواج مجدد صبور باشند
يقيناً در اطرافيان شما هم كم و بيش افرادي وجود دارند كه توانستهاند در زندگي مجدد خود موفقيت را بچشند و هر چند در نخستين ازدواجشان تلخي شكست را تجربه كردهاند اما اين تلخي مانع از تلاش آنها براي ساختن دوباره زندگي نشده است.
دكتر محمود گلزاري معاون ساماندهي امور جوانان وزارت ورزش و جوانان در اين باره ميگويد: متأسفانه در ايران، بيشتر طلاقها در گروه سني 25 تا 30 است و 15 تا 20 درصد زوجها در پنج سال اول زندگي خود از يكديگر جدا ميشوند بنابراين با چند هزار جوان جدا شده از همسر مواجه هستيم. به باور وي بسياري از طلاقها شتابزده و بچگانه است بنابراين توصيه ميشود تا جواناني كه از هم جدا ميشوند شش ماه تا يك سال پس از طلاق، اقدام به ازدواج مجدد نكنند زيرا ممكن است بتوانند به زندگي قبلي خود بازگردند. وي تأكيد ميكند: ما بايد تلاش كنيم تا اين افراد به ويژه در سال اول پس از طلاق، به همسر قبلي خود بازگردند.
تلاش براي شروعي دوباره
با وجود اين اما همه طلاقها بچگانه و به دلايل واهي اتفاق نميافتد. بنابراين همه افرادي كه از يكديگر جدا ميشوند اين امكان را ندارند كه دوباره به هم رجوع كنند و اين بار با پختگي بيشتر به زندگي مشتركشان ادامه دهند. اين بدين معنا نيست كه چنين افرادي ديگر بايد تمام درها را به روي خود ببندند و هرگز زندگي تازهاي را تجربه نكنند. اين موضوع در رابطه با افرادي كه به دلايلي همسر خود را از دست ميدهند نيز صادق است. گلزاري هم با تأكيد براينكه گروهي ديگر از افراد مطلقه نميتوانند به همسر قبلي خود بازگردند تصريح ميكند: در چنين مواردي بايد تلاش كرد تا اين جوانان بتوانند مجدداً ازدواج كنند.
به باور وي بايد براي فراهم شدن امكان ازدواج مجدد جوانان فرهنگسازي شود تا جامعه هم پذيرش بهتري از اين موضوع داشته باشد. گلزاري نبود امكان ازدواج براي افراد مطلقه را نشانه فرهنگ جاهليت ميداند و از آن انتقاد ميكند.
وي درباره راهكارهاي اين معاونت براي اين موضوع ميگويد: لازم است همراه با شناسايي راهكارهاي پيشگيري از طلاق در زمينه اصلاح موارد قانوني طلاق تلاش كنيم، بنابراين با همكاري معاونت پيشگيري از وقوع جرم و معاونت فرهنگي قوه قضائيه و سازمان بهزيستي اين موضوع را پيگيري ميكنيم و در اين زمينه كارشناسان معاونت امور زنان و خانواده نهاد رياست جمهوري و وزارت كشور نيز به ما كمك ميكنند.
من و همسرم یکساله ب دلیل مسخره ای جدا شدیم. در این یکسال هیشکی سعی نکرد زندگیه ما را برگردونه. خانواده ی اون تلاششون این بود ک زهر چشم از من بگیرن تا هربلایی ک سرمن اوردن من بترسم وصدام در نیاد.