اين روزها ملت فلسطين خود را براي اقدامي قابل تامل آماده ميکند و آن ارائه اولين شکايت از رژيم صهيونيستي به دادگاه لاهه است. براساس گزارشهاي منتشره فلسطينيها، برآنند تا بخشهايي از پرونده جنايات رژيم صهيونيستي را به دادگاه لاهه ارائه دهند تا زمينهساز محاکمه و بازخواست اين رژيم در مجامع جهاني باشد.
اين اقدام فلسطينيها هر چندگاهي مثبت در مبارزه با رژيم صهيونيستي در صحنه جهاني است اما تحقق آن نيازمند ملزوماتي است که عدم وجود آنها نه تنها دستاوردي براي فلسطينيان ندارد بلکه ميتواند موجب دلسردي آنان و گستاخي بيشتر صهيونيستها گردد. مسئله وحدت و يکپارچگي ملي در تحقق آرمانها يکي از اصليترين اصول است مسئلهاي که بهانهاي براي غرب و سازمانهاي بينالمللي براي عدم توجه به مسئله فلسطين گرديده است.
در کنار اين مسئله نکته مهم آن است که سازمان ملل متحد به عنوان اولين مرجع جهاني تاکنون اقدامي براي حمايت از فلسطين صورت نداده چنانکه اخيرا بان کيمون دبيرکل سازمان ملل متحد از قرار دادن نام رژيم صهيونيستي در ليست ننگ يا همان نقضکنندگان حقوق کودکان خودداري نمود در حالي که گزارشها نشان ميدهد صدها کودک در بدترين شرايط در زندانهاي اين رژيم مورد شکنجه و اذيت و آزار قرار ميگيرند. در طول جنگ 51 روزه غزه نيز صدها نفر از شهدا را کودکان تشکيل ميدادند.
حال آنکه دبيرکل سازمان ملل با ناديده گرفتن در باب جنگهاي غزه (22، 8 و 51 روزه) نيز سازمان ملل از ارائه گزارش جنايات صهيونيستها خودداري و صرفا به آتشبس بسنده نمود.
جالب توجه آنکه گزارش گلدستون در باب جنگ غزه نيز هرگز مورد بررسي قرار نگرفت و عملا سازمان ملل اقدامي براي حقوق فلسطينيان صورت ندارد. در نمودي از رفتارهاي سئوالبرانگيز سازمان ملل، فلسطينيها پس از مدتها تلاش در نهايت وادار به بازپسگيري شکايت خود از رژيم صهيونيستي به فدراسيون بينالمللي فوتبال (فيفا) گرديدند.
نکته ديگر آنکه هنگام رجوع فلسطينيها به مجامع جهاني دو چالش عمده پيشروي آنان قرار دارد يکي حمايت غرب به ويژه آمريکا از رژيم صهيونيستي است به گونهاي که آمريکا تمام قطعنامههاي ضد فلسطيني شوراي امنيت را وتو کرده و يا با تهديد ساير نهادهاي جهاني مبني بر قطع کمکهاي مالي به آنها، پروندههاي ضد صهيونيستي را مختومه ساخته است.
ديگري نيز انفعال و خيانتهاي ارتجاع عربي است. کشورهاي عربي در قالب شوراي همکاري خليجفارس و اتحاديه عرب در حالي ادعاي حمايت از فلسطين را سر ميدهند که عملا کارکردي در حمايت از فلسطين نداشتهاند. استمرار محاصره غزه و عدم تسليح کرانه باختري در برابر جنايات و سرکوبگريهاي رژيم صهيونيستي و نيز اقداماتي که ارتجاع عربي در برابر مقاومت منطقهاي حامي فلسطين صورت ميدهد و انفعالي که در سازمان ملل در قبال مسئله فلسطين دارند عملا زمينهساز بحرانها و چالشهاي بسياري براي فلسطين شده است.
جالب توجه آنکه کشورهاي عضو شوراي همکاري خليجفارس که تاکنون از ابزار نفت و تحريم سازمان ملل در حمايت از فلسطين اقدامي صورت ندادهاند. با توجه به اين شرايط ميتوان گفت که قطعا سازمان ملل، کشورهاي عربي و غربي نميتوانند کمکي به فلسطينيان براي رسيدن به حقوقشان باشند چرا كه نگاه آنها عملا مغاير با حقوق ملت فلسطين است.
در اين جا اين سئوال مطرح ميشود که راهکار فلسطينيها براي خروج از اين وضعيت چيست و چگونه ميتوانند به حقوق خود دست يابند؟ پاسخ به اين پرسش در کنار اصل وحدت و يکپارچگي ملي تاکيد بر توان انتفاضه در به زانو درآوردن دشمنان فلسطين است.
جنگهاي سالهاي اخير غزه نشان داده هر زمان فلسطينيها به مقاومت و ايستادگي روي آوردهاند حاصل آن پيروزي بر دشمن بوده است و هر زمان که راه سازش در پيش گرفتند با شکست و ناکامي همراه شده است.
مقاومت ابزار قدرتي است که حتي کشورهاي غربي و عربي و سازمان ملل را تسليم خواستههاي فلسطينيها ميسازد.
در عين حال فلسطينيها به جاي دلبستن به کشورهاي غربي و عربي بايد در مسير کشورهاي آزاديخواه که ضد نظام سلطه ميباشند گام بردارند. کم نيستند کشورهايي که نگاه حمايتي به فلسطين و مبارزه با رژيم صهيونيستي دارند. بهرهگيري از ظرفيتهاي ملتها ميتواند مکملي براي اين اصول باشد.
در نهايت ميتوان گفت رويکرد فلسطينيها به مجامع جهاني اگر بر رويه گذشته باشد در نهايت محکوم به ناکامي است چرا که کشورهاي غربي و عربي نشان دادهاند که گزينهاي به نام حمايت از فلسطين ندارند و دلبستن به آنها سرابي است که هرگز محقق نخواهد شد.