راه بيراهه به تركستان كشيدن سازمان حفاظت محيطزيست كشور، رفته رفته دارد بر همگان عيان ميشود و اين واقعيت از پس ابرهاي وهم و گمان بيرون ميآيد كه ديگر كفگير مبارك اثر رئيس اين سازمان – كفگيري كه همگان آن را بازوي نجات و يد بيضا ميدانستند- به ته ديگ ناكاميها ميخورد. اما ياللعجب كه رئيس و برخي مسئولان غير از اين ميپندارند و همچون رئيس بزرگ منتقدان را بيسواد و مغرض و مفلس ميخوانند!
اما آنچه باعث نگارش اين مقدمه شد و در بسياري از رسانههاي دست به سينه و بلهقربانگو مدافع دولت، هيچ اثري از آثارش هويدا نشده، پيشنهاد چاپ تصوير حيوانات در معرض انقراض روي اسكناس و مسكوك رايج كشورمان است كه روز يكشنبه روي خروجي پورتال سازمان حفاظت از محيطزيست كشور قرا رگرفته بود.
اين پيشنهاد ابتدا توسط يكي از سازمانهاي مردمنهاد فعال در عرصه حقوق حيوانات مطرح شد و پس از گذر از چراغ سبز بانوي محيط زيست، در تاريخ 11دي ماه سال92 به آقاي مهندس صنيعي، رئيس سازمان اسكناس و مسكوك بانك مركزي ارسال و ارائه شده است!
با اين اوصاف ذكر چند نكته بسيار بسيار ضروري به نظر ميرسد؛ نكاتي كه اميدواريم هركدام تلنگري بر جماعت خوابي باشد كه مدافع چنين طرح و پيشنهادي هستند، نكاتي كه در تحليلهاي رسانههاي منتقد به اين طرح، جا مانده و از قلم افتاده است:
اولين نكتهاي كه به ذهن متبادر ميشود اين است كه مگر در مملكت ما آنقدر قحطالرجال است كه تصوير حيوانات (با تمام ارزشمندي و دفاعي كه نگارنده براي حيوانات و حقوق حقه آنان قائل است) را در روي اسكناسها و سكههايمان مضروب و منقوش كنيم؟!حال اگر از بسياري از مفاخر و مشاهير نامدار بگذريم، به كسي چون مرحوم مهندس كريم ساعي ميرسيم كه تمام محيطزيست كشور، از برگ برگ درختان و قطره قطره آب رودها و درياها و سنگوارههاي كوهها مديون همت و حميت اين بزرگمرد است؛ مردي كه بسياري از اقدامات زيربنايي محيطزيست كشور(كه حتي كوچكترين اشاره به خدمات وي در وسع و حجم اين نوشتار نخواهد گنجيد)مرهون و مديون حميت والاي اوست و درعين حال و با كمال تأسف در محيطزيست ما هيچگونه جايگاهي ندارد، حتي دولتي كه ادعاي اين دارد كه سكان محيطزيست كشور را به دست رئيس( !) حرفهاي و كاربلدي سپرده، هيچ اقدامي در راستاي شناساندن اين بزرگمرد نكرده ! شايد از اين بابت كه شناخت چنين مردي سايه بر كساني خواهد انداخت كه بسياري از حقايق را مصادره به مطلوب كردهاند!
نكته بعد اينكه اگر از تمام موانع موجود بگذريم و بر فرض محال چنين طرح ناسنجيدهاي (كه عملاً در مقابل باورها و مهمتر از همه قوانين موجود نوشته و نانوشته و قابل احترام براي جامعه قرار ميگيرد) تأييد و تصويب شود، آيا مسئولان محيطزيست و مغز متفكر چنين طرحي به اين مهم فكر كرده كه در چنين اوضاع و احوالي كه اقتصاد كشور سختترين شرايط خود را تجربه ميكند، چه هزينه گزافي بايد خرج چاپ اسكناس و ضرب مسكوكات شود؟!
نكته سوم اين است كه واقعاً رئيس و مسئولان سازمان محيطزيست آردهاي خود را بيخته و الكهاي مبارك را آويختهاند و كاري براي انجام ندارند؟ آيا خانم رئيس در رأس تشكيلات محيطزيست توانسته قدم كوچكي براي تمام معضلات و مشكلات گريبانگير محيط زيست، همچون آتشسوزي جنگلها و مراتع، ريزگردها و آلودگي هوا، شكار و صيد غيرمجاز و نابودي گونههاي حيواني در معرض انقراض، قاچاق چوب، زمينخواري، كوهخواي، جنگلزدايي و بيابانزايي، معضل رودها و هورها و تالابهاي خشكيده چند دهگانه و... بردارد كه آن وقت در پس تمام ماجراها بخواهد اقدام گلدرشتي چون چاپ و ضرب اسكناس و سكهها را رقم بزند و چون گذشته چنين اقداماتي را به نفع خود مصادره به مطلوب كند؟