
رجب طيب اردوغان روز 13 ژانويه براي مراسم استقبال از محمود عباس، رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين، 16سرباز را به عنوان نماد دولتهايي بر پلكان كاخ رياست جمهوري به صف كرده بود كه خود اردوغان از آن دولتها به عنوان دولتهاي ترك ياد ميكند و عبارتند از: امپراتوري هون (در مغولستان)، امپراتوري هون غربي و امپراتوري هون اروپا، امپراتوري هون سفيد (هفتاليان افغانستان)، تركان آسماني (گوك ترك در سيبري)، آوارها (در جنوب شرق اروپا)، خزرها، اويغورها (در شرق چين)، قره خانيان (در آسياي ميانه)، غزنويان، سلجوقيان، خوارزمشاهيان، اردوي زرين (بخش شمالي و غربي امپراتوري مغول)، امپراتوري تيموري (گوركانيان)، گوركانيان هند و امپراتوري عثماني. اين نحوه استقبال در تركيه به صورتي تعبير شد كه رئيسجمهور تركيه در روياي احياي امپراتوري عثماني است و مخالفان او اين مراسم را دستمايه تمسخر قرار داده و عكسهاي سربازاني از فيلمهاي جنگ ستارگان يا ارباب حلقهها را در كنار اردوغان منتشر كردند و حتي برخي پيشنهاد دادند كه ديگر بايد نام تركيه به صورت رسمي به عثماني تبديل بشود. هر چند اردوغان يا ديگر سران عدالت و توسعه واژه نوعثمانگرايي را به صورت رسمي به كار نبردند اما اين اصطلاحي است كه از سالها قبل به او و حزبش اطلاق ميشد و اين نحو واكنش مخالفانش و پيشنهاد آنها هم بر همين اساس بود. به نظر ميرسيد كه تا تحقق روياي نوعثمانگرايي يك گام باقي مانده بود كه تكليف اين گام در انتخابات پارلماني هفتم ژوئن معلوم ميشد.
فتح استانبول
اردوغان با نمايشي ديگر تمايل نوعثمانگرايانه خود را نشان داد اما اين بار موضوع مربوط به استقبال رسمي از يك مقام خارجي نبود بلكه او براي انتخابات پارلماني و رقابت انتخاباتي اين نمايش را به راه انداخته بود. او يك هفته قبل از انتخابات بزرگترين پوستر تبليغاتي از عكس خود و احمد داوداغلو، نخست وزير تركيه، به اندازه 4709 متر مربع را در ميدان ينيكاپي شهر استانبول تركيه به نمايش گذاشت كه در كتاب گينس ثبت شد و خودش هم در جمع هوادارانش حاضر شد تا براي آنها سخنراني تبليغاتي بكند. جالب اينجا است كه آن روز مصادف بود با پانصد و شصت و دومين سالگرد فتح استانبول به دست امپراتوري عثماني و محتواي سخنراني او به نحوي بود كه گويا با انتخابات هفته بعد بار ديگر استانبول به دست كساني ميافتد با همان خط مشي عثمانيها. اين نحو نمايش بيجهت نبود چراكه اين انتخابات تكليف آينده تركيه را مشخص ميكرد و اردوغان ديگر براي به دست گرفتن اكثريت پارلمان و تشكيل دولت تنها با اتكاي بر كرسيهاي حزبش اين نحو تبليغات را به راه نينداخته بود. او به اكثريت مطلق در پارلمان نياز داشت تا آن كه بتواند نظام سياسي تركيه را از پارلماني به رياستي تغيير دهد و خود به عنوان رئيسجمهور در رأس هرم قدرت قرار بگيرد نه طبق قانون اساسي فعلي فقط مقام تشريفاتي داشته باشد. بنابر اين، تحقق رويايش تنها با تغيير قانون اساسي ممكن بود كه براي اين كار بايد حزب عدالت و توسعه او حداكثر 376 كرسي پارلمان را به دست ميآوردند تا آن كه با رأي مستقيم پارلمان تغييرات مورد نظر او در قانون اساسي انجام ميشد يا حداقل 333 كرسي آن كه با اين تعداد كرسي مجوز برگزاري همهپرسي براي اين تغييرات از پارلمان گرفته ميشد. اين حداكثر و حداقل كار سختي براي رئيسجمهور تركيه بود چراكه بيشترين كرسيهايي كه حزب او تا كنون به دست آورده 323 كرسي بود و به همين جهت، حتي فتح حداقل كرسي مورد نياز هم گام بلندي محسوب ميشد.
جبهه مخالفين
در حالي اردوغان گام بلند انتخاباتي براي رسيدن به همان حداقل كرسيهاي لازم در پارلمان را برداشت كه وضعيت جناح مخالفين با گذشته تفاوت اساسي كرده بود. احزاب مخالف و به خصوص حزب جمهوريخواه خلق از مدتها پيش مبارزه خود را با اردوغان شروع كرده بودند با اين شعار كه او با تغيير نظام سياسي تركيه قصد قبضه كردن قدرت و رساندن تركيه به ديكتاتوري را دارد. اين ادعا و شعار در جمع مخالفين اردوغان و عدالت و توسعه او در استانبول يا ديگر مناطق غرب و مركزي مطرح ميشد اما مسئله اصلي در استانهاي شرقي تركيه بود كه از آنها خبر خوشي به گوش اردوغان نميرسيد. اين استانها تا كنون و به دليل قانون حد نصاب 10 درصدي برگ برنده حزب عدالت و توسعه در برابر ديگر احزاب بودند چراكه احزاب كرد نميتوانستند حد نصاب 10 درصد از كل آرا را به دست بياورند و به همين جهت اكثر كرسيهاي اين استانها در پارلمان نصيب عدالت و توسعه ميشد و باعث ميشد تا عدالت و توسعه با داشتن اكثريت مطلق در پارلمان به تنهايي دولت را تشكيل بدهد. اين وضعيت در انتخابات هفتم ژوئن تغيير كرد چراكه حزب دموكراتيك خلقها توانست با گذشت از مرز حد نصاب و داشتن حدود 13 درصد از كل آرا، 79 كرسي پارلمان را فتح كند و نه تنها عدالت و توسعه را از كرسيهاي بادآورده و اكثريت مطلق در پارلمان محروم كرد بلكه نخستين حزبي شد كه از استانهاي شرقي تركيه وارد پارلمان ميشود. صلاحالدين دميرتاش، رهبر حزب دموكراتيك خلقها، با ديكتاتور خواندن اردوغان به صراحت در جبهه مخالفين اردوغان وارد شده تا اين جبهه متشكل از سه حزب جمهوريخواه خلق، حركت ملي و دموكراتيك خلقها با فتح اكثريت كرسيهاي پارلمان صف واحدي را در برابر اردوغان تشكيل بدهند.
تاوان گذشته
حزب عدالت و توسعه حتي نيمي از 550 كرسي پارلمان را هم به دست نياورد و بعد از 13 سالي كه دولت را به تنهايي تشكيل ميداد، حالا با اين مقدار كرسي نگاه به ديگر احزاب دارد كه آيا حاضر به مشاركت سياسي با اين حزب براي تشكيل دولت ائتلافي هستند يا نه. تا اينجاي كار، پاسخ سه حزب ديگر منفي است؛ دميرتاش گفته كه در هيچ ائتلافي شركت نميكند كه عدالت و توسعه در آن حضور داشته باشد و رهبر حزب جمهوريخواه خلق هم اعلام كرده كه ما حاضر به اتحاد هستيم اما عدالت و توسعه جايي در ميان ما ندارد. وضعيت به گونهاي است كه حتي احتمال دارد ائتلافي در جبهه مخالف اردوغان و در بين آن سه حزب تشكيل بشود تا حزب او نتواند اين بار دولت را تشكيل بدهد. اگر اين موضوع اتفاق بيفتد و اين دولت ائتلافي تشكيل بشود، ديگر بايد گفت كه اردوغان بايد آرزوي رداي نوعثماني و پوشيدن آن را به كنار بگذارد و تن به دولتي بدهد كه از مخالفين سرسخت او تشكيل شده است. براي فرار از اين نتيجه است كه او و داوداغلو گزينه انتخابات زودهنگام را مطرح ميكنند تا شايد در آن انتخابات اكثريت مطلق پارلمان را به دست بياورند و وضعيت گذشته را احيا كنند اما بايد گفت كه هفتم ژوئن ثابت كرده اين نتيجه براي عدالت و توسعه دور از دسترس است. در واقع، اردوغان در اين وضعيت تاوان سياستهاي غلط چند ساله اخير خود را ميدهد كه براي پوشيدن رداي نوعثماني مداخله جاهطلبانه را در منطقه دنبال كرد و با حمايت از تروريستهاي سوريه و عراق به خصوص گروه تروريستي داعش در اين دو كشور، اقليتهاي بزرگ كرد و علوي تركيه را به صف مخالفين خود راند تا در حزب دموكراتيك خلقها جمع شده و حزب عدالت و توسعه او را از اكثريت كرسيهاي پارلمان محروم بكنند. شايد او خود را مثل كسي چون سلطان محمد فاتح تصور ميكرد كه البته به سبكي ديگر استانبول را فتح كرده و سلطه آن امپراتوري را در خاورميانه احيا ميكند اما بايد گفت كه همين تصور و آرزو دشمنيهايي را براي او در داخل تركيه به ارمغان آورده كه حتي براي تشكيل دولت هم به دردسر افتاده است. حالا معلوم شده كه رداي امپراتوران گذشته عثماني بر قامت او بسيار بلندتر از آن مقداري است كه تصورش را ميكرد و شايد وضعيت فعلي او را متقاعد كند كه به جاي بلندپروازي و مداخلهجويي منطقهاي بيشتر به فكر اوضاع داخلي تركيه باشد و به جاي فريادهاي گذشته، اين بار با صدايي ملايم و معقول با مخالفانش باب گفتوگو را باز كند تا هم تركيه به ورطه آشوبهاي سياسي در دهههاي گذشته نيفتد و هم آن كه تركيه به جايگاه واقعي و سازنده خود در منطقه برسد.