روزهايي كه بر ما ميگذرد، اعلام حكومت جمهوري در گيلان توسط مجاهد نامدار، زندهياد ميرزا كوچك خان جنگلي را تداعي ميكند. اين حركت استقلالطلبانه كه از خردادماه 1299 شمسي آغاز گشت، در مدت زماني توانست كل منطقه گيلان را از خود متأثر سازد و در دورهاي، شمايي از يك حكومت ديني ِ محدود را ترسيم نمايد.
اينك وبه همين مناسبت، گفتاري منتشرنشده از عالم فرزانه، آيتالله زينالعابدين قرباني لاهيجي را به حضورتان تقديم ميداريم. لازم به ذكر است كه اين گفتار در كنگره نكوداشت ميرزا و با حضور رئيسجمهور وقت ايراد شده است.
بسماللهالرحمنالرحيم. الحمدالله رب العالمين و صلي الله علي محمد وآله الطاهرين(ع). خير مقدم عرض ميكنم خدمت همه اعزّه، بهويژه رياست محترم جمهور پرتلاش ما، خرسندم از اينكه پس از سالها مظلوميت درباره مرحوم ميرزا حركتي ايجاد شد كه ميخواهد ميرزا را آنگونه كه هست معرفي كند.
حقيقت نهضت ميرزا چه در زمان حيات و چه پس از شهادتش، در هالهاي از ابهام قرار داشته است. بعضي او را مقدسي خرافي، معتقد به استخاره و امثال آن و برخي او را قهرمان ملي نظير چهگوارا، عدهاي او را ياغي و دزد و بعضي هم او را فردي تحت تأثير بلشويكها و كمونيستها معرفي كردند و انقلابش را نشئتگرفته از آن ميدانند! عدهاي هم ميرزا را به عنوان يك ديكتاتور ناكام معرفي كردهاند!
از گذشته و حال در اين كشور، بهويژه در گيلان كنگرههاي زيادي براي ميرزا تشكيل شده است. حالا به چه مناسبت اولين كنگره در اينجا اعلام شده است، فكر ميكنم شايد به اين دليل باشد كه در آن كنگرهها، حق ميرزا را ادا نكردهاند و اين گردهمايي ميتواند حق ميرزا را در سالهاي آتي ادا كند، البته نه در يك مجلس يك روزه و به عنوان كنگره!
چون بنده خودم برگزاركننده كنگره هستم و قبلاً نيز سه كنگره براي مفاخر اين خطه برگزار كردهام، از شرايط و لوازم علمي برگزاري يك كنگره موفق، اطلاع دارم. ما براي آن كنگرهها، يك تا دو سال پيش از انجام آن، كارها را بررسي و كتابهايي از آن شخصيتها نظير حزين و ملا عبدالرزاق لاهيجي را چاپ كرديم. مقالات نبايد همينطوري نوشته شوند، بلكه بايد به متخصصين امر مراجعه كرد و حتي اگر لازم شد نازشان را هم براي انجام اين كار كشيد. در دانشنامه امام علي(ع) از من مقالهاي خواستند كه در اين باره مقالهاي فني بنويسم. چهار ماه زحمت كشيدم تا يك مقاله نوشتم و همينجوري اعلام كردن 400 الي 2000 مقاله، براي كنگره مفيد نيست. برخي از اينها، آدمهايي هستند كه بيشتر ميخواهند خودشان را در اين مجامع نشان بدهند.
ولي اين كنگره كه اسمش را همايش ميگذارم و همايش بزرگداشت ميرزاست، با تشريففرمايي رئيسجمهور و دعوت از فرهيختگان، ميكوشد تا بتواند ميرزا را از اين وضع ابهامآميز بيرون بياورد تا هر كسي درباره ميرزا به دلخواه و بدون سند و مدرك سخن نگويد. خوشبختانه مقام معظم رهبري كه خود شخصيت كمنظيري در دنياي اسلام است و از فرهيختگان و دانشمندان شناخت درستي دارد، به جمعي از عزيزاني كه براي همايش بزرگداشت ميرزا خدمتشان رسيده بودند، رهنمودي فرمودند كه در اين رهنمود، چهره واقعي ميرزا نشان داده ميشود، اما با اين همه نميتوان دراين مجال كوتاه، حقيقت را به تمامه گفت. بايد با پيگيري دستگاههاي مسئول، از فرهيختگان درخواست شود با تهيه مقالات متناسب و مورد نظر، چهره واقعي ميرزا را معرفي كنند تا در آينده كتاب جامع و بزرگي درباره نهضت جنگل و شخصيتهاي اين استان كه در رأسشان مرحوم ميرزاست و راه امام حسين(ع) را ادامه دادهاند، منتشر و آنها را معرفي كنيم.
بهترين تصويري كه از چهره ميرزا دارم فرمايشهاي مقام معظم رهبري است كه در هفت دقيقه آن چهره حسيني و الهي ميرزا را معرفي كرد: «قضيه مرحوم ميرزا كوچك جنگلي، قضيه ويژهاي است. اگرچه در آن دوره خاص يعني در دوره فاصله بين مشروطيت و سر كار آمدن رضاخان، حوادث گوناگوني در كشور به وجود آمده است و همزمان با نهضت جنگل، چند كار بزرگ ديگر در گوشه و كنار كشور مثل جريان شيخ محمد خياباني در تبريز يا كلنل محمد تقي خان پسيان در مشهد هم اتفاق افتاد و اينها تقريباً همزمان هستند، ليكن قضيه جنگل ويژه است. ما قضاياي تبريز و حضور مرحوم شيخ محمد خياباني را خوب ميدانيم، هم در تاريخ نوشته شده است و هم قضاياي خصوصي و اطلاعات زيادي داريم.»
در ادامه، تعبير آقا را توجه كنيد كه چقدر زيباست: «آن صبغه مردمي و نجابتي كه در كار مرحوم ميرزا كوچك خان جنگلي است، در هيچ كدام از اين دو يا سه كار ديگر- كه همزمان در آن دوره اتفاق افتاد- در سراسر ايران نظير ندارد. همانطور كه اشاره كرديد ميرزا كوچك خان يك روحاني و طلبه است، البته شنيده بودم و براي ما سالها پيش نقل شد كه ايشان مرحوم ميرزاي شيرازي را درك كرده است، ليكن چندان باوركردني نيست. اين را مرحوم پدرم نقل ميكرد كه از مرحوم آسيد علياكبر مرعشي كه شوهر خواهر پدرمان بود، يعني باجناق مرحوم شيخ محمد خياباني، از بزرگان و علماي منزوي در تهران نقل شده است كه: ميرزا كوچك خان درس ميرزا را درك كرده است! اما به نظرم نميآيد اين قول چندان قابل تأييد باشد، زيرا سن ميرزا كوچك در وقتي كه ميرزاي شيرازي از دنيا رفت 14، 15سال بيشتر نبود. بعيد به نظر ميرسد ايشان توانسته باشد مرحوم ميرزاي شيرازي را درك كند، ولي در اينكه طلبه و روحاني بوده، شكي نيست. در حوزه رشت هم بزرگاني در آن وقت بودند كه ميتوانست از آنها استفاده كند.»
مدرسهاي به نام ميرزا حسن خان در سبزهميدان رشت هست كه ايشان در آنجا درس ميخواند و مخروبه شده بود كه آن را از نو در سه طبقه ساختم و الان مركز مديريت حوزههاي علميه گيلان است. آقا در ادامه ميفرمايند: «در اين هيچ ترديدي نيست. بنابراين منشأ حركت ميرزا كوچك خان صد در صد ديني و اعتقادي است. رفتارش هم ديني و اعتقادي است.»
اين خيلي مهم است. يكي از بزرگان كتابي درباره ميرزا نوشته كه قرار بود در دو ترم دانشگاه تدريس شود. از حوزه علميه قم كتاب را برايم فرستادند تا اظهار نظر كنم. ديدم اين آقاي محترم، انقلاب ميرزا كوچك خان را سكولاريستي معرفي كرده است! بر آن كتاب 16 صفحه نقد نوشتم و فرستادم تا بر اساس آن اصلاح شود. آقا به اين توجه ميكند كه او يك طلبه و حركتش اسلامي و ديني بود: «يعني انسان مشاهده ميكند با اينكه در درون تشكيلات خودشان مخالفيني داشت و بعضي از اقشار گوناگون و ممتاز هم با او مخالفت ميكردند، مرحوم ميرزا كوچك در برخورد با اينها كاملاً حدود شرعي را رعايت ميكرد.»
بزرگاني همچون سيد عبدالوهاب ضيابري، شيخ علي علمالهدي و امثال اينها به عنوان وزراي فرهنگ، دادگستري و امثال آن به حساب ميآمدند، يعني كارش سكولاري نبود:
«كساني بودند، مثلاً مخالفت اعتقادي با ايشان داشتند. همراهان ايشان، آن افراطيها ميگفتند: آقا، اينها را بزنيم و سركوب كنيم، اما ميرزا كوچك نميگذاشت و جلوي اينها را ميگرفت و مانع ميشد. پس رفتار هم ديني و حركت صد در صد اسلامي و ايراني است. ميدانيد آن زمان در آن غوغاي نهضت ماركسيستي و تشكيل شوروي و هياهويي كه در دنيا در بين ملتها راه افتاده و جاذبهاي كه براي بعضي ملتها به وجود آورده، طبعاً عدهاي را مجذوب خودش كرده بود و اطرافيان از اين طريق به ايشان خيانت كردند، ليكن اين مرد به خاطر پايبندياش به اسلام جذب تفكر ماركسيستي نشد و آن نظريه را صريحاً و قاطعانه رد كرد، با اينكه نزديكترينهايي كه با او از اول همراه بودند، گرايش يافتند. البته آنها هم ناكام از دنيا رفتند و هيچكدام از آنها خيري از اين زندگي نديدند و از جريان بلشويكي هيچ خير و تجارب جوانمردانهاي مشاهده نكردند. با اجنبي هم مخالف بود، چون سياستي از جانب اجانب بود. با اينكه مقابلهشان با دستگاههاي حاكم مثل انگليس، روسهاي قزاق و مانند اينها بود، اما در عين حال به آن طرف هم جذب نشد و استقلال را حفظ كرد. نمونه بسيار برجستهاش ميرزا كوچك خان است كه انشاءالله خداوند درجاتش را عالي كند.»
كار شما هم با اهدافي كه ذكر شده و ترتيبي كه گفته شده، بسيار خوب است. البته كتاب درباره ميرزا كوچك خان زياد نوشته شده و خوشبختانه اخلاص اين مرد موجب شده است برخلاف كساني كه در راههاي مبارزات و مانند اينها وارد شدهاند، اسمش سر زبانها باشد و همه او را بشناسند، در حالي كه خيلي از كساني كه اشاره كردم مردم اصلاً نميشناسند و بعضيها اسمشان را هم نشنيدهاند، ولي ايشان در بين مردم شناخته و در بارهاش كتاب نوشته شده است.
سعي شود يك كار جامع و داراي نكات اساسي زندگي ايشان به وجود بيايد تا انشاءالله چهره ايشان بيشتر در بين مردم و جوانان ما شناخته شود. ايشان يك واحد مينياتوري از نظام و جمهوري اسلامي در رشت و همان محدوده خاص خودش در گيلان به وجود آورد. از شما دوستاني كه در اين زمينه كار ميكنيد متشكريم و ميخواهيم كه همكاران دولتي و مسئوليتي، تبليغاتي و مانند اينها با شما همكاري و به شما كمك كنند. انشاءالله اين كار به بهترين وجه تمام شود.