يك روز پس از آنكه رئيسجمهور در همايش فرمانداران سراسر كشور در اظهاراتي قابل تأمل، اصل برگزاري انتخابات در جمهوري اسلامي ايران را مورد ترديد قرار داد، علي لاريجاني، رئيس قوه مقننه هم طي سخناني تأملبرانگيز در همين همايش عباراتي نظير« صندوقهاي رأي بايد شفافتر باشند» و «نبايد دستگاهها كانديداهاي انتخابات مجلس را تهديد به ردصلاحيت كنند» را بر زبان آورد كه واكنشهاي متفاوتي را به همراه داشت؛ از يك سو منجر به ناراحتي دلسوزان نظام شد و از سوي ديگر باعث شد شبكههاي خبري معاند نظير بيبيسي فارسي با استقبال ويژه از اين اظهارات تلاش كنند تصويري مبهم از برگزاري انتخابات آينده در ايران القا كنند.
اظهارات لاريجاني ابهامات فراواني را مطرح كرد، از جمله اينكه چرا رئيس مجلس قانونگذاري كشور به جاي سخنراني آن هم با اين ادبيات به وضع و تدوين قوانيني در جهت برگزاري بهتر انتخابات متمركز نميشود تا دولت ملزم به برگزاري انتخابات بهتر شود يا آنكه چرا رئيسجمهور محترم به جاي بيان سخنان هزينهزا به عنوان مجري برگزاري انتخابات جلسات همفكري و درون دولتي با هدف ارتقاي عملكرد دولت در برگزاري انتخابات را سامان نميدهد؟
به راستي چه ضرورتي وجود دارد كه مسئولان ارشد نظام به تشكيك در اصل انتخابات و زير سؤال بردن اختيارات شوراي نگهبان آن هم از تريبون رسمي روي آوردهاند؛ رويكردي كه جز خسارت و هزينه براي كشور و جامعه چيزي به همراه ندارد.
مگر نه اين است كه كارگزاران نظام بايد ضمن تلاش براي مرتفع كردن مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم به بهبود اوضاع رواني جامعه كمك كنند؟
هرچند كه اظهارات اشاره شده را نميتوان با اهداف و مواضع تندروهاي جريان تجديدنظرطلب طي سالهاي اخير يكي دانست اما مرور برخي حوادث گذشته تصوير مناسبتري از آسيبهاي چنين مواضعي را نشان ميدهد.
«تخطئه شوراي نگهبان» و «زير سؤال بردن اصل انتخابات» را بايد يكي از خطوط ثابت جريانهاي مخالف گفتمان انقلاب اسلامي دانست، به گونهاي كه ماهها قبل از برگزاري هر انتخاباتي برخي از شخصيتها و رسانههاي داخلي هماهنگ با رسانههاي بيگانه تلاش ميكنند از يك سو عملكرد شوراي نگهبان را تخريب كنند و از سوي ديگر اصل برگزاري انتخابات را مورد تشكيك قرار دهند، آن هم با يك هدف عمده «زدودن اعتماد مردم به نظام، كاهش مشاركت مردمي در انتخابات و رويگرداني مردم از حاكميت.»
با مرور گزاره فوق ذهنها بدون ترديد متوجه انتخابات سال 88 ميشود، آنجايي كه آقاي محتشميپور به نمايندگي از جماعت تجديدنظرطلب - قريب 9 ماه قبل از برگزاري انتخابات- كميته صيانت از آرا تشكيل داد، كميتهاي كه با استقبال فراگير غربيها همراه و مقدمهاي شد براي زير سؤال بردن ماهيت انتخابات آن سال.
چند هفته پس از تشكيل كميته صيانت از آرا هم افراد برجستهاي مانند آيتالله هاشمي رفسنجاني در تريبون رسمي نماز جمعه با حمايت از تشكيل چنين هيئتي آرامآرام شائبه تقلب در آوردگاه دهم رياست جمهوري را شكل دادند و نهايتاً هزينههاي فراواني را به نظام و جامعه وارد كردند.
تلاش براي «تحريم انتخابات» در ادوار مختلف توسط جماعت تجديدنظرطلب با توجيه اينكه شوراي نگهبان نامزدهاي راديكالي آنها را رد صلاحيت ميكند را هم بايد به عنوان رفتار تكميلي هدف فوق مورد ارزيابي قرار داد.
9 ماه مانده به انتخابات سال 92 بار ديگر فرصتي مهيا شد تا جماعت مذكور اين بار با طرح «انتخابات آزاد» تلاش كنند نتيجه انتخابات را زير سؤال ببرند و مقدمات غائلهاي ديگر را عليه نظام فراهم كنند كه با حقالناس دانستن رأي مردم توسط مقام معظم رهبري و پيروزي دكتر حسن روحاني در انتخابات چنين هدفي پيادهسازي نشد.
اتفاقات كنوني فضاي سياسي كشور هم تا حدود فراواني به آنچه گفته شد شبيه است و در چنين شرايطي لازم است مسئولان ارشد قواي سهگانه رو به سوي مواضعي نياورند كه شائبه عدم سلامت انتخابات را در اذهان عمومي ايجاد نمايد.