
«عدم توانايي در تأييد»... اين مهمترين كليدواژه آژانس بينالمللي انرژي اتمي است كه سالهاست در گزارشهاي خود عليه جمهوري اسلامي ايران به كار ميبرد. اين نهاد اخيراً نيز در گزارش خود درباره جمهوري اسلامي ايران كه در اختيار اعضا قرار گرفته و به رسانهها راه يافته، از همين واژه استفاده كرده است. آژانس در گزارش آخر خود بار ديگر اعلام كرده كه هنوز نميتواند تأييد كند كه جمهوري اسلامي تمامي مواد هستهاي خود را در عرصه فعاليتهاي صلحآميز مورد استفاده قرار ميدهد. در اين گزارش تصريح شده گرچه آژانس اتمي به تلاشهاي خود براي راستيآزمايي برنامه هستهاي ايران ادامه ميدهد، اما هنوز در وضعيتي نيست كه بتواند درباره نبود مواد و فعاليتهاي هستهاي اعلام نشده در ايران به جامعه بينالمللي «اطمينان» دهد.
تمامي اينها در حالي است كه جمهوري اسلامي پس از امضاي توافقنامه ژنو، نه تنها بخش بزرگي از سوخت 20 درصد خود را اكسيد يا تبديل به ميلههاي سوخت كرده بلكه بخشي از كارخانههاي توليد سوخت را نيز براي اثبات حسن نيت خود در روند مذاكرات تعطيل كرده و دسترسيهاي ويژهاي را به بازرسان اين آژانس داده تا به جامعه جهاني اثبات كند كه به دنبال فعاليتهاي صلحآميز در عرصه هستهاي است.
اين موضوع مورد اعتراض جمهوري اسلامي ايران نيز قرار گرفته و نماينده دائم ايران در آژانس بينالمللي انرژي اتمي، درباره اين گزارش گفته «مقايسه اين گزارش با گزارشهاي قبلي بار ديگر نشان ميدهد كه آژانس هيچ مطلب جديدي در رابطه با اجراي پادمان در ايران براي ارائه ندارد و جز تكرار محتويات گزارشهاي قبلي كه البته اعداد و ارقامش تغيير كرده مطالبش همان موضوعات قبلي هستند.»
چرا تأييد نميكند؟
حال سؤالي كه شايد اذهان بسياري را به خود درگير كرده اين است كه آژانس بينالمللي انرژي اتمي چرا به رغم اين دسترسيهاي گسترده هنوز حاضر به اعلام صلحآميز بودن برنامه هستهاي ايران نيست؟
پاسخ به اين سؤال را ميتوان در دو حوزه مورد بررسي قرار داد.
بخش نخست در اين خصوص را ميتوان كمك آژانس به كشورهاي درگير مذاكره با ايران ارزيابي كرد. كمكي كه طي آن دست گفتوگوكنندههاي مقابل ايران را باز ميگذارد تا امتيازاتي بيشتر در فرآيند مذاكرات از ايران بگيرند. به ويژه آنكه با مطرح شدن موضوع بازديد از مراكز نظامي كشورمان، آژانس در گزارش اخير خود بخشي را به ابعاد نظامي احتمالي برنامه هستهاي كشورمان اختصاص داده و خواستار پاسخگويي ايران به پرسشهاي خود درباره دسترسي به پايگاه نظامي پارچين است. از اين رو بيراه نيست كه بگوييم آژانس در گزارش آخر خود زمينه اخذ اين امتياز مهم و حياتي از كشورمان را فراهم آورده است.
موضوع دوم در اين خصوص را ميتوان درباره بازگذاشتن هميشگي پرونده هستهاي ايران به عنوان يك ابزار فشار معرفي كرد. كشورهاي غربي از ابتداي انقلاب اسلامي تاكنون همواره به دنبال بهانهاي تازه جهت ايجاد فشار به جمهوري اسلامي بودهاند و در اين مسير از ابزارهاي مختلفي استفاده كردهاند. در اين مسير از ديدگاه غربيها كاراترين ابزار، موضوع فعاليتهاي صلحآميز هستهاي كشورمان است و آنها نميخواهند با انجام توافق و پايان بخشيدن به اين پرونده، اين ابزار كارا به زعم خود را از دست بدهند. از اين رو طبيعي به نظر ميرسد كه آژانس در گزارشهاي خود راه فراري را براي فشارهاي آتي باز نگه دارد.
گزارشي كه تازه نيست
واقعيت اين است كه در گزارش آژانس بينالمللي انرژي هستهاي هيچ چيز جديد يا سندي كه واقعيات مربوط به پرونده هستهاي ايران را تغيير دهد، وجود ندارد و اين نشان از عدم صلاحيت بعضي از دستاندركاران تأليف گزارش دارد. مرور گزارش منتشر شده از سوي آمانو نشان ميدهد كه اكثر موارد موجود در اين گزارش توهماتي است كه سرويسهاي جاسوسي خارجي به آژانس بينالمللي انرژي اتمي تزريق كردهاند و از درجه اعتبار ساقط است. نمونه بارز اين ادعا، تأكيد مجدد آژانس بر موضوع پارچين است كه به رغم دو بار بازديد گذشته از اين منطقه نتوانستند، سند يا مدركي دال بر فعاليتهاي غيرمجاز كشورمان در اين نقطه به دست بياورند.
ايران نگران نشت اطلاعات از آژانس
در اين ميان سؤال ديگري كه مطرح است، آن است كه چرا ايران يكبار ديگر حق دسترسي به سايت پارچين را به آژانس نميدهد تا اين پرونده براي هميشه بسته شود؟ در پاسخ به اين سؤال بايد گفت كه هم اكنون هيچ تضميني در اين باره وجود ندارد كه آژانس پس از بازديد از پارچين اين پرونده را مختومه اعلام كند. كما اينكه در گذشته نيز دوبار از اين سايت بازديد به عمل آوردهاند و هربار با بهانهاي تازهتر خواستار بازديد از اين سايت نظامي شدهاند. از سوي ديگر نكته مهم در اين خصوص احتمال فروش و درز اطلاعات مربوط به اين سايت توسط آژانس است. در اين خصوص جمهوري اسلامي، بارها قرباني نشت اطلاعات محرمانه خود در آژانس بينالمللي انرژي اتمي شده و ضربات بزرگي را متحمل شده است. ضرباتي كه حتي وارد حوزه ترور نيز شده است.
مصطفي احمدي روشن، مجيد شهرياري، مسعود عليمحمدي، داريوش رضايينژاد و سرانجام فريدون عباسي دواني همگي جزو دانشمندان هستهاي كشورمان بودهاند كه در همين راستا مورد سوءقصد قرار گرفتهاند و قرباني درز اطلاعات ايران در آژانس بينالمللي انرژي هستهاي شدهاند؛ سوءقصدهايي كه به جز عباسي دواني، باقي به شهادت دانشمندان برجسته هستهاي كشور منجر شد و سرنخ تمامي اين اقدامات به دستگاه جاسوسي رژيمصهيونيستي (موساد) متصل بوده است.
اين موضوع را ميتوان در اعترافات مجيد جماليفشي، عامل ترور شهيد عليمحمدي به خوبي فهميد؛ فردي كه در جريان اعترافات خود، به حضور در سرزمينهاي اشغالي و آموزش توسط تيمهاي ترور اين رژيم اشاره كرده است. اگرچه اين ماجرا با توجه به ذات تروريستي رژيم صهيونيستي و وحشت بيحد و حصر اين رژيم از قدرت كشورمان چندان دور از ذهن به نظر نميرسد، اما در اين ميان نكته جالبي كه اذهان بسياري را به خود مشغول ساخته، اين است كه به رغم اقدامات تأميني نهادهاي امنيتي براي حفظ اسرار برنامه صلحآميز هستهاي كشورمان، نام دانشمندان مرتبط با اين برنامهها چطور در اختيار تيمهاي ترور، سازمانهاي جاسوسي اسرائيل و امريكا قرار ميگيرد؟
چشمان بسته آژانس به روي بمبهاي هستهاي اسرائيل
تمامي اين شبههافكنيها عليه برنامه صلحآميز هستهاي كشورمان در حالي روي ميدهد كه درست در همين منطقه، رژيمصهيونيستي قرار دارد كه هنوز نه تنها به پيمان منع گسترش سلاحهاي اتمي نپيوسته بلكه هر روز شاهد توسعه سلاحهاي اتمي اين رژيم نيز هستيم؛ موضوعي كه با توجه به هجوم اخير ارتش اين رژيم به نوار غزه و پاسخهاي كوبنده جبهه مقاومت به اين تعرض، نگرانيهايي را در خصوص استفاده از سلاحهاي هستهاي عليه مردم بيدفاع اين باريكه به وجود آورده است.
حال نكته جالب در اين ميان اين است كه اين رژيم خود به مدعي در خصوص برنامه هستهاي ايران تبديل شده و جالبتر آنكه آژانس انرژي اتمي نيز بدون در نظرگيري وضعيت كنوني رژيمصهيونيستي كه خود يكي از ناقضان حقوق هستهاي در عرصه بينالملل است، از اطلاعات ارائه شده توسط اين رژيم، عليه كشوري كه عضو پيمان منع گسترش سلاحهاي اتمي است، استفاده ميكند؛ ماجرايي كه خود به تنهايي ميتواند اعتبار فني آژانس بينالمللي انرژي اتمي را زير سؤال ببرد و اين نهاد مهم بينالمللي را درگير بازيهاي سياسي غرب كند.