
روز گذشته و در آستانه مذاكره وزير خارجه ايران و امريكا در ژنو، آقاي ظريف وزير خارجه ايران، يادآور شد كه در آخرين وضعيت مذاكرات را ژنو بررسي خواهيم كرد و بر اساس آن تصميم خواهيم گرفت و آقاي عراقچي عضو ارشد تيم مذاكرهكننده هستهاي ايران هم روز قبل از آن گفته بود كه موضوع دسترسي به دانشمندان هستهاي ايران و بازديد از مراكز نظامي ايران به طور كلي منتفي شده و به هيچ وجه در دستور كار مذاكرات نيست. اين در حالي است كه همزمان لوران فابيوس، وزير خارجه فرانسه مدعي شده بود كه كشورش به هيچ وجه از توافق هستهاي با ايران حمايت نميكند، مگر آنكه اين توافق امكان دسترسي به تمام تأسيسات اتمي ايران، از جمله مراكز نظامي را ميسر سازد.
مروري بر مذاكرات هستهاي در دو سال گذشته نشان ميدهد كه به رغم پيشرفتهاي ظاهري كه در مسير مذاكرات ايران با 1+5 به دست آمده، اما نسبت به توافقات ژنو و پس از آن بيانيه لوزان، روند فزونخواهي طرف غربي و به ويژه امريكاييها افزايش يافته و آنها متناسب با برآورد از محيط داخلي ايران تلاش دارند مطالبات ناحق خود را به رويهاي در عرصه مذاكرات تبديل و تحقق آن را مطالبه كنند، به گونهاي كه برخي از موضوعات كليدي اين عرصه نظير بازرسي از مراكز نظامي و بازجويي از دانشمندان هستهاي وقت كشور، روند لغو يا تعليق تحريمها و روند تحقيق و پژوهش در فردو و... به گرههايي در روند مذاكرات تبديل شده است كه البته حل آن گرهها نيازمند تأمل و تدبير بيشتر تيم مذاكرهكننده و مسئولان اجرايي كشور در گرههاي سياسي است كه با گرههاي فني مورد اشاره پيوند خورده است. برخي از گرههاي سياسي روند مذاكرات هستهاي از اين قرارند:
1- رئيس محترم جمهور در سخنان ديروز خود در جمع فرمانداران با اشاره به تحمل دولت نسبت به انتقاداتي كه در عرصه جامعه نسبت به روند مذاكرات مطرح ميشود ميگويد: «اين تحمل به اين دليل است كه توفيق يا عدم توفيق مذاكرات هستهاي به زندگي مردم، بازار، پول و ارزش پول ملي وابسته است، همه چيز بايد مدنظر باشد». اگر ما عرصه مذاكرات هستهاي را به عنوان خطمحوري تقابل نظام سلطه با انقلاب اسلامي بدانيم، حفظ عقبهها و استحكامات، از لوازم يك تقابل حكيمانه است، بنابر اين ترديدي نميتوان داشت كه نوع مواضع ما در اتخاذ استراتژي فشار دشمن در عرصه مذاكرات تأثير جدي دارد. به همين دليل است كه طي دو سال اخير متناسب با مواضع ما، طرف مقابل فشارها را افزايش داده، به گونهاي كه پس از انتشار بيانيه لوزان فزونخواهي آنها كاملاً محسوس شده است.
2- متناسب با برآوردها از محيط داخل ايران، دستگاه رسانهاي غرب تلاش دارد كه مواضع متفاوت نسبت به روند مذاكرات را به خط انشقاق در محيط داخل تبديل كند، فارغ از برخي از معدود انتقادات نامناسب به عملكرد تيم مذاكرهكننده هستهاي، مهمترين دغدغه دوستداران انقلاب نسبت به روند مذاكرات، ناديده گرفتن دستاوردهاي ارزشمند دانشمندان هستهاي و همچنين دستاوردهاي سياسي و بينالمللي ايران در اين عرصه است كه متأسفانه طي دو سال گذشته هيچگاه تلاش نشده از اين انتقادات به عنوان يك فرصت در چانهزنيها و در مذاكرات استفاده شود. اين در حالي است كه امريكاييها به درستي توانستند روند انتقادات جمهوريخواهان در كنگره امريكا به روند مذاكرات را به يك فرصت تبديل كرده و با تصويب قانوني كه اوباما هم آن را امضا كرد، عملاً نقش خود را به عنوان يك عامل فشار در روند مذاكرات تثبيت كنند.
3- هنوز موضوع هستهاي به سرانجام نرسيده، امريكاييها توافق هستهاي را منوط به موضوعات ديگر، حتي آزادي جاسوسان امريكايي در ايران كردهاند. باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا در همان روزهاي پس از امضاي بيانيه لوزان در گفتوگو با تلويزيون العربيه ميگويد: «حتي اگر ما به توافقي بر سر موضوع هستهاي برسيم همچنان نگران آن دسته از اقداماتي كه نه تنها توسط ايران، سپاه قدس و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي انجام ميشوند، بلكه توسط نايباني مانند حزبالله لبنان انجام ميشوند، باقي خواهيم ماند.» اين در حالي است كه در موضوع خاص ايران مدعياتي چون حقوق بشر، توان موشكي و رابطه با رژيم صهيونيستي به عنوان ملاحظاتي براي توافق نهايي مطرح ميشود.
4- امريكاييها در روند مذاكرات هسته اي تلاش دارند تا توافقنامه هستهاي را به بستري جهت كاهش ظرفيتهاي منطقهاي ايران تبديل كنند و به همين دليل است كه به رغم بيانيه لوزان قبل و پس از آن بارها از تهديد مستقيم نظامي ايران و اينكه اين توافقنامه تا ابد ايران را مهار خواهد كرد و... سخن به ميان ميآورند و اين در حالي است كه آنچه در نقطه مقابل امريكاييها به آن نياز دارند، بهرهگيري از فرصتها و توان ايران براي حل مسائل و مشكلات منطقه است.
مقام معظم رهبري در ديدار نمايندگان مجلس شوراي اسلامي با ايشان با اشاره به روند مذاكرات هستهاي و اينكه مسئله هستهاي به صورت يك گره درآمده، راهحل آن را معطوف به تقويت دروني كشور ميدانند و يادآور ميشوند، اگر اين تقويت در درون انجام بگيرد آن كار آسان خواهد شد. ايشان سپس يادآور ميشوند كه غير از مسئله هستهاي هم سريالهاي ديگري در انتظار ماست. اين جور نيست كه همه مسائل ما با غرب، با امريكاييها، با صهيونيسم، با گردنكلفتهاي اقتصادي دنيا، همين مسئله هستهاي باشد. اين تنها مسئله ما نيست، دنبالهاش مسائل گوناگون حقوق بشر و امثاله (آن است). حل همه اين مسائل آسان خواهد شد نميگويم به خودي خود حل خواهد شد نه تلاش لازم است.