کد خبر: 720336
تاریخ انتشار: ۰۵ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۶:۳۲
سيري در انديشه علامه طباطبايي (ره)

از وقتي كه بشر، بشر شده است يكي از چيزهايي كه درك مي‌كرده «من» بوده، خودش را به صورت يك من درك مي‌كرده، ولي درباره اينكه آن من چيست نظريات مختلفي داشته. شايد اول فكر مي‌كرده من يعني همين بدن و هيكل، وقتي مي‌گويند «من» يعني همين هيكل و گاهي شايد خيال مي‌كرده من يعني نفس كشيدن و حتي مي‌گويند كلمه «نفس» از كلمه نفس اشتقاق پيدا كرده همين طور كه كلمه «روح» از ماده «ريح» كه به معني باد است اشتقاق پيدا كرده چون بشر اولي جزو چيزهاي نسبتاً نامحسوس يا كمتر محسوس كه در وجود خودش ادراك مي‌كرده همين نفس كشيدن بوده و خيال مي‌كرده حيات يعني نفس كشيدن، يعني دم و «من» - يعني اين موجود زنده - همين نفس است كه مي‌آيد و از شش‌ها بيرون مي‌رود.

و گاهي اين نفس را، آن من را خيال مي‌كرده همين خون است كه در بدنش جريان دارد و لهذا به خون در زبان عربي نفس مي‌گويند. نمي‌گويند حيوان‌هايي كه داراي نفس سائله هستند. اين ارتباط نزديك اين دو لغت حكايت مي‌كند كه بشر معتقد بوده آنچه كه نفس است و «خود» مي‌گويد با آنچه كه خون است يك چيز است و گاهي چيز ديگر (مي‌گفته) و گاهي چيز ديگر. افرادي هم گفتند نه، آن «من» كه من درك مي‌كنم نه اين دم است و نه خون است و نه مجموع پيكر بدن است و نه آن ذراتي است كه يك عده مي‌گفتند: «من آن ذراتي هستم كه همراه نطفه پدر منتقل شده ايم به رحم مادر، وقتي كه مي‌گويم من، اين من، شخصيت من همان ذرات است و من يعني همان ذرات، اين ذرات است كه دارد مي‌گويد من». بعد هم عده‌اي گفتند: «نه، شخصيت من يك شخصيت مستقلي است غير از اين پيكر، غير از اين ذرات نطفه و غير از خون و غير از همه اينها. » حال اينكه «من» در واقع چه باشد در بحث ما دخالتي ندارد ولي آنچه كه دخالت دارد اين است كه بشر «من» را درك مي‌كرده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها