بعد از آغاز تهاجم سنگين نظامي آلسعود به ملت يمن، رسانههاي غربي، عبري و عربي به صورت هماهنگ و در راستاي پروژه ايرانهراسي، به موضوع نگراني اعراب از سياستهاي منطقهاي ايران پرداخته و از جمهوري اسلامي به عنوان يك تهديد جدي و خطر اصلي براي اعراب ياد كردند. در چنين فضايي اوباما، رئيسجمهور ايالات متحده امريكا با نمايندگان كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس در كمپ ديويد ديدار كرد و در اين نشست براي پيشبرد سياستهاي امريكا در غرب آسيا با صراحت گفت: «اعراب از اقدامات ايران نگران هستند.» رئيسجمهور امريكا روز پنجشنبه 24ارديبهشت 1394 در اظهارات خود با اشاره به تحولات منطقه راهبردي غرب آسيا گفت: «كشورهاي عربي از افزايش نفوذ ايران در منطقه نگران هستند.» چندي قبل نيز روزنامه الحيات عربستان فاش ساخت كه ايران نگراني مشترك اعراب و اسرائيل را برانگيخته است. به گزارش الحيات بيشتر نمايندگان شركتكننده در نشست نسبت به توانايي امريكا جهت تضمين براي حفاظت از متحدانش در قبال ايران ابراز ترديد كرده و در پايان اين نشست به اين جمعبندي رسيدند كه: «امريكا ميبايست به تعهد خود مبني بر جلوگيري از توسعه نفوذ ايران در منطقه متعهد باشد كه اين امر براي آنها نسبت به پرونده هستهاي از اهميت بالاتري برخوردار است و اين همان مسئلهاي است كه اسرائيل را نگران كرده است.» اين نوع نگراني در اعراب از سياستهاي منطقهاي جمهوري اسلامي، از جنس همان نگرانيهاي غربيها و صهيونيستها از سياست خارجي ايران است. اين نگراني مشترك سبب شكلگيري و ايجاد يك جبهه سهضلعي با مشاركت غرب با محوريت امريكا، صهيونيستها با محوريت رژيم اسرائيل غاصب و برخي از كشورهاي عربي با محوريت عربستان عليه انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي ايران شده است. سياستها و اقدامات مشترك اين جبهه در بيثباتسازي عراق، سوريه و لبنان از طريق شكلدهي و تقويت گروهكهاي تروريستي تكفيري و بعثي با هدف مقابله با نفوذ ايران كاملاً مشهود است. در خلال جنگهاي 33 روزه، 22 روزه، هشت روزه و 51 روزه رژيم صهيونيستي عليه لبنان و ملت مظلوم غزه، صهيونيستها يكي از دلايل آغاز تجاوزشان را مقابله با نفوذ منطقهاي ايران اعلام ميكردند. جالب است كه عربستان سعودي نيز پس از حمله به يمن، يكي از دلايل اين تجاوز را مقابله با مداخلههاي ايران در امور يمن اعلام كرد.
اكنون اين سؤال مطرح است كه كدام گروه از اعراب از جمهوري اسلامي و سياستهاي منطقهاي ايران نگران هستند؟ ملتها يا دولتها؟ از ميان دولتهاي عربي كدام دولتها چنين نگراني را به صورت جدي داشته و ضمن اعلام اين نگراني، در پي مقابله با نفوذ ايران هستند. بررسيها نشان ميدهد كه ملتهاي عرب در تمامي كشورهاي عربي و اسلامي نه تنها هيچ نگراني جدي از جمهوري اسلامي ندارند، بلكه آنها از سياستهاي جمهوري اسلامي در جهان اسلام و منطقه مبني بر وحدت امت اسلامي، بازيابي هويت اسلامي مسلمانان، آزادسازي قدس شريف و نابودي اسرائيل، ايستادگي در برابر سلطه غرب بر بلاد اسلامي، قدرتيابي مسلمانان و پيريزي تمدن نوين اسلامي حمايت ميكنند. بسياري از آثار چهرههاي برجسته مذهبي و سياسي مستقل در كشورهاي عربي و اسلامي، گوياي اين واقعيت در ميان ملتهاي عرب مسلمان است. پديده بيداري اسلامي در بسياري از كشورهاي عربي،دليل قاطع و محكمي براي چنين ادعايي است. بنابراين با قاطعيت ميتوان گفت نگراني اعراب از سياستهاي منطقهاي جمهوري اسلامي به گروه حاكمان و دولتها در برخي از اين كشورها خلاصه ميشود.
دولتهايي از سياستهاي جمهوري اسلامي به شدت نگران هستند كه ماهيت حكومتشان خانداني و دودماني است. اين دولتها داراي سه ويژگي مشترك مستبد بودن، فاسد بودن و وابسته به بيگانه بودن هستند. بررسيهاي دقيق و علمي نشان ميدهد كه عمده دولتهاي دودماني نظير عربستان، قطر، بحرين، اردن، كويت و امارات كه بر آن «آلها» حكومت ميكنند، از هر سه ويژگي فساد، ديكتاتوري و وابستگي به اجانب برخوردار هستند و به همين دليل اين حكومتهاي خانداني، در ميان ملتهاي خود از پايگاه مردمي قابل قبولي برخوردار نيستند و فاقد مشروعيت ميباشند. دشمني اين حكومتهاي خانداني با انقلاب اسلامي و سياستهاي منطقهاي جمهوري اسلامي، به خاطر ماهيت بيدارگرانه شعارهاي انقلاب اسلامي است. جمهوري اسلامي طي ساليان گذشته به كانون الهامبخش براي ملتهاي مسلمان و عرب در منطقه تبديل شده و در پرتو همين الهامبخشي پديده بيداري اسلامي شكل گرفته است. در چنين فضا و شرايطي، حكومتهاي فاسد، ديكتاتور و وابسته به بيگانه، به شدت نگران بيدار شدن ملتهاي خود هستند. آنها چون حفظ و بقاي منافع و حكومت خود را بر پايه جهل و خواب بودن ملتهايشان بنا نهادهاند، با هر نوع عامل بيداركننده ملتهاي خود مخالفت كرده و سر ستيز دارند. دشمني آلسعود با جمهوري اسلامي ريشه در همين نكته دارد، اما غافل از اينكه ملتهاي مسلمان و عرب خصوصاً در شبهجزيره عربستان بيدار شدهاند و روند رو به جلوي اين بيداري بازگشتناپذير است. ملتهاي دو كشور بحرين و يمن، پيشگامان بيداري در شبهجزيره بوده و از هماكنون آثار اين بيداري در ميان جوانان عربستان سعودي مشاهده ميشود. آن اعتراضات فراگير در بحرين عليه آلخليفه و آن جنبش گسترده و مردمي در يمن عليه دولت فاسد و وابسته منصور هادي، به زودي نشانههايش در عربستان از سوي مردم اين كشور اعم از سني و شيعه عليه آلسعود آشكار خواهد شد. آلسعود به اشتباه تصور ميكند با اعزام يگانهاي نظامي و سركوب مردم، ميتواند آلخليفه را در بحرين حفظ نموده و با بمبارانهاي گسترده در يمن ميتواند منصور هادي را به قدرت برگرداند. آيا آلسعود در آينده نه چندان دور بر اساس همين منطق و تصور ميخواهد با بمباران مناطق مسكوني و قبايل در سرزمين عربستان، حكومت خود را حفظ و اعتراضات مردمش را سركوب كند؟ آري عامل اصلي نگراني اين حكومتهاي دودماني، در بيدار شدن ملتهايشان به بركت انقلاب اسلامي و سياستهاي الهامبخش جمهوري اسلامي ايران است.
جمهوري اسلامي به لحاظ نظامي، هرگز تهديدي براي هيچيك از اين حكومتها نخواهد بود و اساساً دكترين امنيت ملي ايران، يك دكترين دفاعي مبتني بر اصل بازدارندگي نظامي استوار است.
جمهوري اسلامي هرگز قصد تعرض به هيچ كشوري را نداشته و ندارد، لكن در دفاع از سرزمين، حاكميت و استقلال ايران، جدي و قاطع است. بنابراين اعراب نگران از سياستهاي منطقهاي جمهوري اسلامي ايران بايد در خود انديشه كنند و تا با خشم ملتهاي خود مواجه نشدهاند، چارهانديشي كنند. نكته قابل توجه اينكه، امريكاييها هم متوجه اين معنا شدهاند كه تهديد اصلي براي كشورهايي چون عربستان از كدام ناحيه است. آقاي اوباما كه در كمپ ديويد به نگراني اعراب از ايران اشاره ميكند، چندي قبل در مصاحبه با «توماس فريدمن» خبرنگار و تحليلگر نيويوركتايمز در مورد حمايت امريكا از كشورهاي عربي و از جمله عربستان سعودي در برابر ايران گفت: «اين كشورها با وجود تهديدات خارجي، با تهديدات داخلي نيز مواجه هستند.» رئيسجمهور امريكا تهديدات داخلي در كشورهاي عربي را اينگونه برشمرد: «جمعيتي كه در برخي موارد به حاشيه رانده شدهاند، جواناني كه با بيكاري مواجه هستند، ايدئولوژيهاي مخرب و پوچگرايانه و گاهي اين تصور كه هيچ مجراي سياسياي براي ابراز نارضايتي وجود ندارد.» آقاي اوباما در ادامه مصاحبه با صراحت اينچنين ميگويد: «... فكر ميكنم بزرگترين تهديدي كه آنها با آن مواجه هستند، از جانب تجاوز ايران نيست، بلكه ناشي از نارضايتي داخلي داخل كشورهايشان است... گفتن اين حرفها دشوار است، اما چيزي است كه بايد مطرح شود.»
جالب است، آقاي اوباما هم ميداند كه ايران تهديد نظامي براي كشورهاي عرب حاشيه خليج فارس نيست، لكن اين دولتهاي دودماني عرب در اين منطقه با تصور اينكه با تكيه بر قدرت نظامي ميتوانند در عصر بيداري ملتها به حكومتشان ادامه دهند، به دنبال سپر دفاع موشكي و گنبد آهنين مانند رژيم صهيونيستي هستند و تقويت بنيه نظامي خود را بر اساس تهديد نظامي ايران دنبال ميكنند! اين سياست غلط در حالي دنبال ميشود كه تهديد اين حكومتهاي خانداني، بيداري ملتهاي آنان بوده و از منظر ملتهاي بيدار شده، دوران حكومتهاي دودماني، فاسد و وابسته تمام شده است.