به گزارش خبرنگار ما، ساعت 21 و 30 دقيقه شامگاه 29 بهمن ماه سال گذشته، يگان حفاظت پارك چيتگر حوالي خيابان سرو متوجه فريادهاي كمكخواهي دختر جواني شدند. وقتي مأموران حفاظت پارك خودشان را به دختر جوان رساندند، متوجه شدند لحظاتي قبل دو مرد زورگير گوشي گرانقيمت او را سرقت كردهاند. بعد از آن بود كه مأموران پليس در محل حاضر شدند و شاكي را به اداره پليس منتقل كردند. دختر 20ساله خودش را شهين و دانشجوي يكي از دانشگاههاي تهران معرفي كرد. او در توضيح ماجرا گفت: ساعت 18 و 30 دقيقه بعد از پايان كلاس، همراه پسر مورد علاقهام شاهين به پارك چيتگر رفتم. ساعتي بعد از قدم زدن، شاهين از من جدا شد و به سرويس بهداشتي رفت. همان لحظه دو مرد به من نزديك شدند و خودشان را پليس مخفي معرفي كردند. يكي از آنها كه مردي ميانسال بود، خواست همراهش به كلانتري بروم و نفر دوم هم گفت كه منتظر نامزدم ميماند تا او را هم به كلانتري منتقل كند. من به آنها اعتماد كردم. پس از طي مسافت كوتاهي، آن مرد به من حمله كرد. وقتي خواستم فرياد بزنم با دست گلويم را گرفت و همدستش هم به او ملحق شد. بعد از سرقت پول، طلا و تلفن همراهم بود كه از هوش رفتم. وقتي به هوش آمدم تنها چيزي كه ميشنيدم صداي قطار بود. بعد از آن بود كه خودروي گشت حفاظت بوستان از راه رسيد و نجات پيدا كردم.
آغاز تجسس براي بازداشت دو متهم به دستور بازپرس
بعد از طرح شكايت، پرونده به دستور قاضي سعيد احمدبيگي، بازپرس شعبه هفتم دادسراي جنايي، در اختيار تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت. مأموران در نخستين گام از شاهين تحقيق كردند. وي حرفهاي دختر مورد علاقهاش را تأييد كرد و گفت: من و شهين قرار است با هم ازدواج كنيم. روز حادثه وقتي از دستشويي برگشتم، شهين روي نيمكت پارك نبود. كمي منتظرش ماندم اما از او خبري نشد. خيلي نگرانش شدم و داخل پارك به جستوجو پرداختم كه فهميدم او به كلانتري رفته و از دو مرد آدمربا و زورگير شكايت كرده است.
بازداشت دو مأمور قلابي
در حالي كه تحقيقات پليس نشان داد شاهين در جريان حادثه نقش نداشته، كارآگاهان تحقيقات تخصصي خود را براي به دام انداختن دو مأمور قلابي آغاز كردند. با مشخصاتي كه دختر جوان در اختيار پليس گذاشته بود، يكي از متهمان كه سيروس نام داشت، بازداشت شد. متهم در بازجوييهاي اوليه منكر آدمربايي و سرقت شد اما وقتي با شاكي روبهرو شد به جرم خودش با همدستي مرد 32 سالهاي به نام بهمن اعتراف كرد. با اقرار سيروس بود كه كارآگاهان بهمن را هم بازداشت كردند.
اقرار به جرم
صبح ديروز دو متهم مقابل قاضي سعيد احمدبيگي به آدمربايي و سرقت اقرار كردند. سيروس گفت: من قبلاً راننده كاميون بودم اما به تازگي راننده آمبولانس شدم و بهمن نيز همكارم است. ما هر دو در كرج زندگي ميكنيم و روز حادثه براي تفريح به پارك چيتگر رفته بوديم. در حال پرسهزني بوديم كه بهمن به دستشويي رفت. من هم متوجه دختر و پسري شدم كه در حال قدم زدن بودند. وقتي ديدم آنها تنها هستند، نقشه شيطاني به ذهنم رسيد. بعد از اينكه پسر جوان راهي سرويس بهداشتي شد به آن دختر نزديك شدم و خودم را پليس معرفي كردم و گفتم بايد با من به كلانتري بيايد. دختر جوان كه خيلي ترسيده بود، اعتماد كرد.
بعد هم بهمن از راه رسيد و دو نفري او را به طرف حاشيه جنگل برديم. شاكي وقتي متوجه نيت ما شد، شروع به فرياد زدن كرد كه دهانش را گرفتم و از هوش رفت. بعد هم اموالش را سرقت كرديم و گريختيم. بهمن هم در بازجوييها حرفهاي همدستش را تأييد كرد. دو متهم براي تحقيقات بيشتر به دستور قاضي سعيد احمدبيگي در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفتند.