
تشديد پروژه ايرانهراسي... شايد اين را بتوان بهترين تفسير براي نشست هفته آينده امريكا و كشورهاي عربي حوزه خليجفارس در واشنگتن دانست. نشستي كه به گفته جانكري قرار است در جريان آن به متحدان خود اطمينان دهد كه به موازات تلاش براي دستيابي به توافق هستهاي با ايران، با «توسعهطلبيهاي» ايران در منطقه مقابله خواهد كرد.
اين ادعاي جان كري در حالي صورت ميگيرد كه مرور وقايع منطقه نشان ميدهد كشورهاي عربي حاشيه خليجفارس به رهبري عربستان، بيشترين نقش را در آشوبهاي خاورميانه بازي ميكنند. حمايت از تروريستهاي سوري، حمله به خاك يمن، تحريك قوميتي در عراق و همچنين حمايت مالي و تسليحاتي از گروهك تروريستي داعش در عراق و در نهايت سركوب انقلابيون بحرين تنها گوشهاي كوچك از نقشآفرينيهاي عربستان سعودي در گسترش تروريسم در منطقه حساس خاورميانه است.
نگراني عربستان از قدرتگيري ايران
اما تمامي اين نقشآفرينيهاي منفي عربستان در حالي است كه در نقطه مقابل جمهوري اسلامي همواره ديدگاهي خلاف حكومت آلسعود داشته و ميكوشد تا از طريق كمك به حكومتهاي قانوني كشورهاي هدف عربستان سعودي، عملاً در مقابل گسترش تروريسم بايستد و آتش جنگ را در اين منطقه خاموش كند.
عربستان سعودي بيم زيادي از ناكام ماندن سياستهاي جنگافروزانه خود دارد. از اين رو حكومت سعودي از زمان شكلگيري مذاكرات هستهاي و احتمال به نتيجه رسيدن آن، تلاش زيادي را در قالب تحركات ديپلماتيك و اقتصادي آغاز كرده تا مانع از موفقيت اين مذاكرات شود.
حسادت عربستان به جايگاه منطقهاي ايران
اما ورود سعوديها به اين بازي خطرناك عليه ايران در حالي است كه ايران پس از انقلاب شكوهمند اسلامي توانسته به رغم تمامي تحريمها و فشارهايي كه در قالب جنگ تحميلي و تحريم به آن وارد شده بود، نهتنها تماميت ارضي خود را حفظ كند، بلكه پلههاي ترقي را يكي پس از ديگري طي كند و به الگويي منطقهاي و الهامبخش براي كشورهاي مسلمان تبديل شود؛ الگويي كه امروز مدل خود را به كشورهاي مختلف صادر ميكند و انقلابهاي بيشماري به تأسي از انقلاب اسلامي ايران شكل گرفته است.
از اين رو مقامات سعودي همواره در تلاش بودند تا ايران را با چالشهاي مختلفي درگير كنند تا از اين راه بتوانند يكي از رقباي منطقهاي خود را كه از موقعيتي بسيار استراتژيكتر نسبت به خود با تسلط بر تنگه هرمز و نوار شمالي خليجفارس برخوردار بود، از دور خارج كنند؛ تلاشهايي كه در قالب تحريك قوميتهاي سني مذهب ايران و حمايت مالي و لجستيكي از عراق در جنگ عليه ايران نمود پيدا ميكرد.
تضمين امريكا به شركاي عرب خود
اما ايالات متحده كه امروز بيش از هر زمان ديگري محتاج حصول توافق با جمهوري اسلامي ايران است، با ورود به صحنه اين فعل و انفعالات ميكوشد تا از يك سو شركاي عرب خود را كه نگران توافق هستهاي جمهوري اسلامي و قدرتگيري در منطقه هستند را حفظ كند و از سوي ديگر مسير گفتوگو با جمهوري اسلامي را همچنان باز نگه دارد. از اين رو، در حالي كه مذاكرات براي نوشتن متن توافق نهايي توسط ديپلماتهاي ايراني و گروه 1+5 ادامه دارد، امريكا از شركاي عرب خود دعوت كرده تا هفته آينده با حضور در واشنگتن درخصوص ايران صحبت كنند. صحبتهايي كه تنها به ارائه تضمينهاي كلامي ختم نميشود و قرار است درباره طرح ايجاد يك سيستم دفاع موشكي منطقهاي و همچنين احتمال فروش سلاحهاي بيشتر به شش كشور عرب گفتوگو شود.
همچنين باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا نيز قرار است چهارشنبه همين هفته با ملك سلمان، پادشاه عربستان در كاخ سفيد ديدار كند و به نظر ميرسد ايران يكي از موضوعات محوري گفتوگوهاي آنها خواهد بود.
اين اقدام ايالات متحده براي دعوت از كشورهاي عرب حاشيه خليج فارس در حالي است كه اولاند رئيسجمهور فرانسه به عنوان اولين مقام غربي در اجلاس سران كشورهاي حاشيه خليجفارس حضور پيدا كرد و در اين اجلاس در رياض تأكيد كرد كه كشورش «در كنار» كشورهاي عرب منطقه است. گفتههايي كه به نظر ميرسد، به دنبال فروش تسليحات فرانسوي به كشورهاي عربي است و از ايجاد يك رقابت ميان امريكا و فرانسه براي تبديل كردن خاورميانه به يك زرادخانه بزرگ حكايت دارد.
سياست تعامل در ايران
ا
ما اين نگاه منفي برخي كشورهاي عربي و شكلگيري رقابت تسليحاتي عليه جمهوري اسلامي در حالي است كه مقامات كشورمان همواره بر حل موضوعات دو جانبه از راه گفتوگو تأكيد و بروز اختلاف ميان كشورهاي اسلامي را به عنوان آفتي خطرناك در منطقه ارزيابي كردهاند. درست پس از روي كار آمدن دولت يازدهم و شكستن انزواي تحميلي غرب، كشورهاي فراواني خواستار ارتباطگيري با جمهوري اسلامي ايران شدند و در اين بين كشورهاي عربي حوزه خليجفارس جايگاه ويژهاي در اين روند جمهوري اسلامي ايران داشتند.
در اين ميان شكلگيري روابط دوجانبه بر پايه احترام ميان جمهوري اسلامي ايران و كشورهاي عربي حاشيه خليجفارس از چندين جهت ميتواند به منطقه كمك كند. نخستين موضوعي كه ميتواند بسيار حائز اهميت باشد، تقويت جبهه اسلامي در جهان است. شايد مهمترين دليلي كه امروز غرب به كمك آن اقدام به تضعيف و استعمار كشورهاي اسلامي ميكند، همين وجود انشقاق و گاهي اوقات عداوت در ميان كشورهاي اسلامي است.
اين موضوع نه تنها باعث ميشود كه حضور نظامي كشورهاي غربي در منطقه تقويت شود بلكه از سوي ديگر، با دميدن در آتش تفرقه ميان كشورهاي اسلامي، اقدام به غارت منابع و سرمايه اين كشورها ميكنند، بنابراين تقويت روابط كشورهاي اسلامي به ويژه ايران و كشورهاي حوزه خليجفارس عاملي براي كاهش و توقف فرقهگرايي در منطقه و خاموششدن آتش جنگ در مناطق مختلف ميشود.
دومين موضوعي كه ميتواند روابط ميان كشورهاي اسلامي منطقه با ايران را به يك رابطه دو سر برد تبديل كند، ايجاد بازار اقتصادي مشترك ميان اين كشورهاست. بيشك كشورهاي اسلامي هركدام داراي مزيتي در حوزه اقتصاد هستند و برقراري روابط حسنه ميان اين كشورها عاملي براي به كارگيري اين مزيتها و شكستن انحصار توليدات غربي است؛ حركتي كه در نهايت به تقويت بنيههاي اقتصادي كشورهاي منطقه و تقويت جبهه اسلامي در برابر دشمنان منجر ميشود.
سومين مزيت شكلگيري اين روابط تأمين امنيت منطقه توسط نيروهاي بومي و خروج نيروهاي نظامي كشورهاي غربي از منطقه حساس خليجفارس است؛ واقعيتي كه باعث در اختيارگيري سرنوشت اداره كشورهاي مختلف به دست حاكمان قانوني آنها ميشود و پايههاي قدرت حاكمان اسلامي در منطقه را تقويت ميكند. شايد همين حضور نظامي كشورهاي غربي در غرب آسياست كه تاكنون مانع از شكلگيري روابط حسنه ميان كشورهاي اسلامي منطقه به ويژه در حوزه خليجفارس شده است.