جوان آنلاین: بیانیه پادشاهی عربستان در روز چهارشنبه 29 آوریل خبر از تغییرات اساسی در دستگاه حکومتی این کشور میداد. بر طبق این بیانیه، مقرن بن عبدالعزیز 69 ساله از مقامهای ولیعهدی و جانشینی نخست وزیری کنارگیری کرد و به جای او محمد بن نایف 55 ساله ولیعهد ملک سلمان بن عبدالعزیز پادشاه عربستان شد. محمد بن نایف علاوه بر این ریاست شورای سیاسی و امنیتی عربستان را نیز به عهده خواهد داشت. انتصاب محمد بن سلمان به مقام جانشینی ولیعهد تغییر دیگری است که اتفاق افتاده تا پسر ملک سلمان علاوه بر وزارت دفاع، یک گام دیگر به تخت پادشاهی نزدیک بشود. برکناری سعود الفیصل از مقام وزارت خارجه بعد از 40 سال و تعیین عادل الجبیر، سفیر عربستان در آمریکا، به جای او و تعیین خالت فالح به وزارت بهداشت، عادل فقیه به وزارت اقتصاد و برنامه ریزی و مفرج حقبانی به وزارت کار از دیگر وجوه این تغییرات بود.
روشن است که این تغییرات به خصوص موارد نخست باعث جابهجایی اساسی در ساختار حکومتی آل سعود میشود تا جایی که از نظر بسیاری به خانهتکانی و حتی زلزله و کودتای سیاسی تعبیر شده است. این دست تعابیر با توجه به نظام به شدت بسته سیاسی در عربستان و حکومت بیچون و چرای آل سعود بر آن بیجهت نیست چنان که تغییرات در بالاترین مقامهای سیاسی آن هم بعد چهار ماه از فوت شاه سابق خبر از رقابت شدید درونخانوادگی میدهد. حالا باید دید که این تغییرات از کجا ناشی میشود و چه عاملی باعث این حد از جابهجایی قدرت شده است.
مقابله با سدیریها
سلمان بن عبدالعزیز با فوت برادر ناتنیاش، ملک عبدالله، در 23 ژانویه گذشته به پادشاهی رسید و رسیدن او به این مقام به معنای بازگشت سدیریها به قدرت بود. سدیریها عبارت از 7 پسر ملک عبدالعزیز، بنیانگذار عربستان سعودی، هستند که از مادری به نام حصه بنت احمد متعلق به قبیله سدیری هستند. ملک فهد بن عبدالعزیز یکی از این هفت پسر بود که بعد از او ملک عبدالله با وابستگی به طایفه شمری به پادشاهی رسید و این امر باعث دور شدن سدیریها از قدرت شد. دو سدیری به نامهای سلطان بن عبدالعزیز و نایف بن عبدالعزیز در زمان پادشاهی ملک عبدالله مقام ولیعهدی را داشتند که با فوت آنها نوبت به ولیعهدی همین سلمان بن عبدالعزیز رسید.
ملک عبدالله با توجه به اختلافاتش با سدیریها تمهیدی برای بعد از سلمان در نظر گرفته بود تا مانع از تداوم پادشاهی سدیریها بر عربستان بشود. او برای نخستین بار مقام جانشین ولیعهدی را باب کرد و کوچکترین پسر ملک عبدالعزیز به نام مقرن را به این مقام منصوب کرد. ملک عبدالله با توجه به سن بالا و بیماریهای سلمان این تصور را میکرد که دوره پادشاهی او کوتاه خواهد بود و با رسیدن مقرن به پادشاهی دوره حکومت سدیریها هم تمام خواهد شد. او برای محکم کاری هم که شده یکی دیگر از سدیریها به نام احمد بن عبدالعزیز را درست چند ماه قبل از فوتش از قدرت دور کرد که برخی در آن موقع این کار را در جهت رقابت متعب بن عبدالله، پسر ملک عبدالله، با احمد و هموار کردن راه متعب برای رسیدن به پادشاهی ارزیابی میکردند.
کودتای سدیریها
فوت ملک عبدالله در 23 ژانویه فرصتی طلایی سدیریها برای بازگشت به قدرت بود که باید گفت آنها هم قدر این فرصت را میدانستند. آنها در گام نخست سعی کردند تا حلقه قدرت دوران ملک عبدالله را از میان بردارند که ملک سلمان با صدور حدود 30 فرمان در چند روز بعد از فوت ملک عبدالله این مرحله را به انجام رساند. بر اثر این فرمانها بود که دو پسر ملک عبدالله از مقامهای خود خلع شدند و فرد با نفوذی به نام خالد التویجری از کلیه مقامهایش برکنار شد. ملک سلمان از همان روش ملک عبدالله استفاده کرد و محمد بن نایف، پسر نایف بن عبدالعزیز، را به عنوان جانشین ولیعهد منصوب کرد. به این ترتیب، معلوم شد که متعب بن عبدالله شانسی برای رسیدن به مقام پادشاهی نخواهد داشت و تنها مسئله باقی مانده در ولیعهدی مقرن بود.
حالا با این بیانیه مسئله مقرن هم حل شده و آخرین تمهید ملک عبدالله در برابر حاکمیت سدیریها برطرف شده است. ملک سلمان نه تنها مقرن را کنار گذاشته، پسر خود را هم به عنوان جانشین ولیعهد تعیین کرده تا از روش ملک عبدالله برای بقای حکومت سدیریها بر عربستان استفاده کرده باشد. تعیین نایف و محمد به عنوان ولیعهد و جانشین ولیعهد باعث میشود تا بقای سدیریها بر تخت پادشاهی عربستان برای مدتی طولانی تضمین بشود. تعیین عادل الجبیر برای وزارت خارجه به جای سعود الفیصل شانس رسیدن عبدالعزیز بن عبدالله، دیگر پسر ملک عبدالله، برای دستیابی به این مقام را از بین برده جدای از این که آمدن الجبیر به وزارت خارجه و حتی تمام این تغییرات بیارتباط با وقایع اخیر نیست.
تجاوز نظامی به یمن
هر چند که روند کودتای سدیریها در حاکمیت آل سعود از همان موقع فوت ملک عبدالله شروع شده بود اما باید گفت که تجاوز نظامی به یمن نقش تعیین کنندهای در تکمیل این کودتا دارد. قبل از هر چیز، باید توجه داشت که محمد بن سلمان جوان 30 سالهای است که به عنوان وزیر دفاع تجاوز نظامی به یمن را طراحی کرد تا در میان شاهزادگان آل سعود نام و آوازهای به دست آورد. جاهطلبی او بدون دوراندیشی بود و حالا معلوم شده که طرح و نقشه او آل سعود را غرق گرداب سیاسی-نظامی عمیقی کرده است. او برای نجات خود و حفظ موقعیتش در بین شاهزادگان آل سعود چارهای جز ارتقای مقام در حد جانشینی ولیعهد نداشت که با حکم پدرش به این هدف رسیده است.
از سوی دیگر، مقرن از مادری یمنی است و به همین جهت مخالف تجاوز نظامی به یمن بود و ادامه ولیعهدی و مخالفتش با این تجاوز برای محمد بن سلمان دردسرساز بود. از این جهت، حذف مقرن از ولیعهدی و دیگر مقامهایش و رسیدن محمد بن سلمان به جانشینی ولیعهد از تاثیرات مستقیم تجاوز نظامی به یمن است و حتی آمدن الجبیر به وزارت خارجه هم به این دلیل است چرا که او نخستین کسی بود که این تجاوز را اعلام کرد. مشخص است که ملک سلمان برای تقویت پسرش و جاهطلبیهای او در تجاوز نظامی به یمن دست به این تغییرات زده است اما معلوم نیست که پیآمدهای آن چه خواهد بود.
بیشک این تغییرات منجر به قبضه شدن قدرت در دست سدیریها خواهد بود و آمدن کسانی مثل الجبیر به راس قدرت که خارج از حلقه شاهزادگان آل سعود است، تضمینی برای تقویت بیشتر سدیریها در قدرت است. از طرف دیگر، این روند نمیتواند بدون واکنش دیگر شاهزادگان آل سعود باشد. شدیدتر و عمیقتر شدن رقابت دیگر شاهزادگان آل سعود با سدیریها از پیآمدهای اجتنابناپذیر این تغییرات است که میتواند جنگ قدرت را به صورتی غیرقابل پیشبینی دامن بزند. در این صورت، تغییرات فعلی دو مسیر را در پیش پای آل سعود میگذارد؛ نخست تقویت کامل سدیریها در قدرت تا آنجا که دیگر جایی برای دیگر شاهزادگان باقی نماند و دوم مبارزه آنها در برابر سدیریها تا در نهایت منجر به سقوط این باند از قدرت بشود.