
«پيشفـرض اصلي توافـق اين است كه اين توافـق در 10سال آينـده از طـريق فعـال كردن يك سلسله نيـروهاي غربگرا درايران، محيط داخلي ايران را به سود امريكا تغيير خـواهد داد.»
اين بخش مهمي از مقاله جكسون ديل است كه در روز 24 فروردين 1394 در روزنامه واشنگتنپست نوشته شده است و در آن به صراحت از لزوم تقويت بيشتر جريان تجديدنظرطلب براي برآورده شدن خواستههاي نظام سلطه ياد ميشود. در بخشي از اين مقاله اينگونه از راهبرد آينده امريكا عليه جمهوري اسلامي ايران ياد ميشود: ايران باز هم به دنبال سلطه بر خاورميانه و از بين بردن اسرائيل خواهد بود اما با منابعي بسيار بيشتر و قابليت ساخت سلاحهاي هستهاي در هر زماني كه بخواهد. رئيسجمهور آينده و مقامات دولت امريكا مجبور خواهند بود به همين راهبرد - تحريم، خرابكاري و تهديد نظامي - روي آورند كه در حال حاضر اوباما پيشنهاد ميكند كنار گذاشته شوند. در عين حال، احتمال جلوگيري از هستهاي شدن ايران نسبت به اكنون بهطور قابل توجهي بدتر خواهد بود. جكسون ديل همچنين در ادامه ميآورد: اما عقيده وي كه تعامل با رژيمهاي سركش منجر به سياست خارجي صلحآميز و تغيير مثبت ميشود، جنبهاي منحصر به فرد از عقيده سياست خارجي در دوره رياست جمهوري اوباما به شمار ميرود. كاربرد اين عقيده را در مورد برمه، كوبا و ايران شاهد بوديم؛ اين عقيده توضيح ميدهد كه چرا اوباما موافق مهار موقت به جاي از بين بردن توانايي ايران براي ساخت بمب هستهاي است. خريد زمان هيچ فايدهاي ندارد مگر اينكه انتظار برود تغييري حاصل شود.
اما شايد مهمترين بخش مقاله ديل آنجايي است كه وي تأكيد ميكند عناصر تجديدنظرطلب در ايران سهم مهمي را از پيشبرد اهداف ايالات متحده در اختيار دارند و ميتوانند به محقق شدن راهبرد اين كشور در مقابل كشورمان كمك شاياني كنند، بنابراين مهمترين مسئله در مورد توافق اين نيست كه تحريمها با چه سرعتي لغو ميشود يا آيا بازرسيها به اندازه كافي سختگيرانه است، مسئله، آن نيروهايي در ايران هستند كه همانطور كه اوباما به نيويورك تايمز گفت، معتقدند ما نيازي نداريم خود را كاملاً از زاويه ماشين جنگي خود ببينيم و بايد قويتر شويم.
بيشتر كارشناسان غربي 15 سال قبل ميگفتند ايران ميتواند به اين وضعيت برسد. اين وضعيت زماني بود كه رئيسجمهور اصلاحطلب ايران كه سال 1997 با كسب اكثريت آرا به پيروزي رسيد، تشويق به «گفتوگوي تمدنها» ميكرد. خاتمي ميگفت فلسطينيها بايد در مورد آينده سرزمين خود تصميم بگيرند، دانشجويان ليبرال در دانشگاهها راهپيمايي ميكردند و مطبوعات مستقل قدرتمند خواستار برخورداري از آزاديهاي حتي بيشتر بودند. سال 2009، هنگامي كه جنبش سبز پس از انتخاباتي جنجالي به خيابانها رسيد، امكان تغيير سياسي چشمگير در تهران بار ديگر واقعي به نظر آمد.
شباهت مقاله ديل با مقاله فريدمن
آنچه به عنوان مقاله جكسون ديل چاپ شده در روزنامه واشنگتن پست اشاره شد، هر چند بسيار قابل اعتنا و مهم است اما موضوعي است كه بارها توسط نظريهپردازان و مقامات غربي مورد تأكيد قرار گرفته است. به عنوان نمونه فريدمن نويسنده معروف روزنامه نيويورك تايمز اسفندماه گذشته با تأكيد بر آنكه «توافق نهايي زمينه تغيير رژيم را در ايران فراهم ميكند» به سرمايهگذاري نظام سلطه بر جريانهاي داخلي همسو با غرب هم اشاره و تأكيد ميكند كه وابستگان به اين جريان براي پيشبرد سياستهاي غرب در مقابله با جمهوري اسلامي ايران بسيار مهم و حياتي است: «تنها روش تأمين امنيت درازمدت براي اسرائيل و همسايگانش و حتي براي بسياري از مردم ايران تغيير رژيم ايران است كه بايد از داخل اتفاق بيفتد... به نظر من با توافقي كه اوباما با ايران بر سر مسئله هستهاي انجام ميدهد، امكان اين تغيير در داخل ايران فراهم ميشود. البته من نميخواهم در اين خصوص پيشگويي انجام دهم اما دستكم اين امكان وجود دارد كه با اين توافق، مشاركت ايران در مسائل جهاني بيشتر شود و در نتيجه آن، تغييراتي در داخل ايران رخ دهد.»
ديويد فروم هم به ارتباط برنامه هستهاي و تغيير حاكميت در ايران ميپردازد
اوايل دسامبر ۲۰۱۲ ـ آذرماه ۱۳۹۱ - در محافل سياسي و رسانهاي غرب اين احتمال مطرح شده بود كه ممكن است ايران براي اعتمادسازي، غنيسازي ۲۰درصدي اورانيوم را متوقف و غرب در قبال آن برخي از تحريمها را لغو كند. در پي اين احتمال، ديويد فروم، يكي از نظريهپردازان نزديك به كاخسفيد طي مقالهاي در سايت CNN نوشت: «اگر پرونده هستهاي ايران به نقطه پايان برسد، غرب براي حفظ پرستيژ بينالمللي خود چارهاي جز لغو برخي از تحريمها ندارد و حال آنكه تحريمها با دو هدف پلكاني تعريف شدهاند؛ اول تغيير رفتار سياسي ايران - BEHAVIOR - و دوم تغيير ساختار - STRUCTURE - نظام.»
تغيير حاكميت در ايران تنها با افزايش تحريمها امكانپذير است!
جان پيتر هانا مشاور امنيت ملي ديك چني در دوران رياست جمهوري بوش پسر هم در مقالهاي كه در 15 دي 1393 (5 ژانويه 2015) در وبسايت فارين پاليسي نوشته، تأكيد ميكند كه «اگر امريكا خواهان يك توافق خوب هستهاي با ايران است بايد براي تغيير رژيم در تهران تلاش كند.» در بخشي از اين مقاله مهم ميآيد: «... نخست، ... رژيمهاي ديكتاتور و فريبكار تنها در صورتي ممكن است دستوركارهاي هستهاي خود را رها كنند كه با يك محرك بسيار قدرتمند روبهرو شوند. در وهله دوم، رفتار ايران در سال 2003 با الگوي تصميمگيري خود جمهوري اسلامي ايران و اطلاعات محدود موجود درباره شرايطي كه موجب تغييرات مهم ديگر در سياستهاي ايران شده است، مطابقت داشت.
در سال 2013 تحريمهاي فلجكننده غرب، اقتصاد ايران را به زانو درآورد، موجب تغيير در سياستهاي ايران و تمايل اين كشور به تعامل با واشنگتن و شركاي امريكا در مذاكرات هستهاي شد. نميتوان اين راهبرد را كه روحاني و محمدجواد ظريف، وزير امور خارجه ايران - دو نفري كه از طراحان اصلي مذاكرات هستهاي ايران در سال 2003 بودند- براي مقابله با بيثباتي ناشي از فشار فزاينده تحريمها در پيش گرفتند، تصادفي دانست.»
وي در ادامه با تطبيق شرايط كنوني مذاكرات هستهاي با آنچه به عنوان جام زهر توسط حضرت امام نوشيده شد، اشاره ميكند و لازمه دست برداشتن ايران از توسعه هستهاي خود را اينگونه بيان ميكند: «اما شايد قابل توجهترين نمونه تغيير سياست راهبردي ايران مربوط به سال 1988 باشد. آيتالله روحالله خميني(ره)، بنيانگذار انقلاب اسلامي ايران پس از هشت سال دفاع مقدس در برابر عراق و متعهد شدن براي پيروزي كامل در برابر عراق، ناگهان، به قول خود، مجبور به نوشيدن «جام زهر» شد و در نهايت توافقنامه آتشبسي را پذيرفت كه همواره آن را رد كرده بودند. تهديدهاي سياسي، اقتصادي و نظامي در طول سال 1988 افزايش يافته بود و بقاي نظام جمهوري اسلامي ايران را در معرض خطر قرار داده بود. اما تير نهايي تقريباً در اوايل ماه ژوئيه شليك شد، زماني كه يك كشتي نيروي دريايي امريكا به طور تصادفي يك هواپيماي مسافري ايران را منهدم كرد و همه 290 سرنشين هواپيما كشته شدند. آيتالله خميني متقاعد شد كه اين حادثه نشان ميدهد امريكا در آستانه حضور علني در جبهه عراق در جنگ با ايران است و به همين دليل كمتر از دو هفته بعد تصميم به پذيرفتن آتش بس گرفت.»
بنا بر آنچه عنوان شد، نظام سلطه به سركردگي ايالات متحده امريكا تلاش دارد با توقفسازي 10 ساله – و حتي بيشتر - توسعه و پيشرفت هستهاي در كشور از يك سو ساختار تحريمهاي بينالمللي ايران را حفظ كرده و از سوي ديگر با فعال كردن دوباره جريان تجديدنظرطلب در داخل، زمينه استحاله و فروپاشي نظام را فراهم كند. اين را هم بايد تأكيد كرد كه ترسيم راهبرد نهايي ايالات متحده توسط افرادي نظير جكسون ديل هوشياري و آگاهي بيشتر نيروهاي ارزشي و همچنين نهادهاي مهم و اثرگذاري مثل شوراي نگهبان را ميطلبد.