تجملگرايي و تمايل به زندگيهاي تشريفاتي و پر زرق و برق، از اين جمله است كه آثار ناگواري براي زندگي فردي و اجتماعي شهروندان ما رقم زده است. تجملگرايي آن است كه فرد به ماديات و زر و زيورهاي دنيا دل ميبندد، بدون اينكه توان مالي كافي داشته باشد و در تهيه مواردي همچون لباس، وسيله نقليه و لوازم منزل به صورت افراطي برخورد ميكند و فقط به منظور عقب نماندن از ديگران دست به اين اقدام ميزند. اسراف و تجملگرايي در دين اسلام مورد نكوهش قرار گرفته و در عين حال بر درست مصرف كردن تأكيد بسيار شده است.
رهبر معظم انقلاب ميفرمايند: «ما بايستي مصرف كردن را مدبرانه و عاقلانه مديريت كنيم. مصرف نه فقط از نظر اسلام، بلكه از نظر همه عقلاي عالم، چيزي است كه بايد تحت كنترل عقل قرار بگيرد. با هوي و هوس، با خواهش دل و آنچه نفس انسان از انسان مطالبه ميكند، نميشود مصرف را مديريت كرد. كار به جايي ميرسد كه منابع كشور به هدر ميرود، شكاف بين فقرا و اغنيا زياد ميشود، عدهاي در حسرت اوليات زندگي ميمانند و عدهاي با ولخرجي و ولنگاري در مصرف، منابع را هرز و هدر ميدهند.»
مقام معظم رهبري خود نيز عملاً ساده زيست هستند و سيره عملي ايشان پرهيز شديد از اسراف است. يكي از نزديكان مقام معظم رهبري نقل ميكند «بر سر سفره ايشان به هيچگاه از يك خورشت نيست. طبع منزل آقا اين است كه غذاي ميهمانيهاي خصوصي و شخصيشان را از داخل منزل بياورند. بارها و بارها كه آنجا بودم يا بعضي وقتها كه ميهمانشان بودم ديدم كه غذا ماش پلو يا عدس پلو يا خورشت سبزي آن هم كمگوشت بوده است.»
حضرت امام نيز الگوي ساده زيستي بودند. سردار رحيم صفوي در خاطرهاي ميگويد: «يك روز در منزل شخصي امام خدمت ايشان بودم بحث طول كشيد و نزديك مغرب شد بعد از اقامه نماز امام رو به من كرد و فرمودند: آقا رحيم شام را ميهمان ما باشيد گفتيم اسباب زحمت ميشود امام فرمودند: هرچه هست با هم ميخوريم وقتي سفره پهن كردند و شام را آوردند ديدم غذاي ايشان و خانواده ايشان چيزي جز املت ساده نيست من نيز سر آن سفره بودم. مقداري از همان غذاي ساده را خوردم.» از خاطرات حجتالاسلام قرائتي اين است كه حضرت امام تمام چراغهاي اتاق را خاموش و فقط چراغ روي ميزشان جهت مطالعه روشن بود. اطرافيان ميگفتند آقا وقتي ميهمان به ايشان ميرسيد چراغ اتاق را روشن ميكردند. تجملگرايي در زبان بزرگان دينيمان نيز بسيار مورد مذمت و نكوهش قرار گرفته است. روايتي از اميرالمؤمنين علي (ع) هست كه فرمودند: «زرق و برقهاي دنيا عقلهاي ضعيف را فاسد ميكند.»
پيامدهاي تجملگراييتمايل به ماديات موجب دور شدن از فضاي معنويات ميشود. شخص تجمل زده هرگز نميتواند خدا و دين را محور افكار و اعمال خود قرار دهد. اين روحيه انسان را سرگرم زخارف و زيباييهاي ظاهري دنيايي ميكند و به جاي اينكه زينتهاي دنيا را وسيلهاي جهت رسيدن به اهداف اصلي پيش روي خود بداند، آنها را به عنوان هدف تلقي ميكند.
تجملگرايي هم چنين آدمي را از برنامههاي هدفمند در زندگي دور ميكند. زندگي انسان همواره بر پايه برنامههاي كوتاه يا بلندمدت استوار است. پرداختن به تجملات و تمايل به ظواهر پوچ و دست و پاگير، مانع از اجراي فعاليتهاي اساسي و پيادهسازي برنامههاي صحيح در زندگي خواهد شد. به عنوان نمونه در مسئله مهم ازدواج كه از اساسيترين مراحل دوران زندگي انسان به شمار ميآيد، تجملگرايي از جمله موانع اصلي آن است. اگر كسي نياز به ازدواج داشته باشد و شرايط اوليه را فراهم ببيند، نبايد بيخودي در قيد و بند برخي بهانهها يا آداب و رسوم غلط بيفتد.
روحيه و رفتار مبتني بر اسراف و تجملگرايي همچنين موجب از بين رفتن استعدادها ميشود. ميل به ماديات و تجملات بدان معناست كه جسم و بدن اصالت دارند، نه روح. اين روحيه به جاي خداپرستي، بتپرستي؛ به جاي كار، مصرفگرايي؛ به جاي توجه به باطن، توجه به ظاهر؛ به جاي مقاومت، وابستگي و به جاي رقابت در علم و هنر، رقابت در پشم و نخ و پشمينه را به همراه دارد. اصولاً ثمره تنوعطلبي، ناآرامي روحي است. در نقطه مقابل، سادگي و بيآلايشي نوعي آرامش روحي و رواني را به دنبال دارد، چنانچه مرحوم شهيد مدرس با همان لباس سادهاي كه داشت، بسيار آرام بود.
فرق تجملگرايي با آراستگياينجا يك نكته بايد بيان شود كه توجه به وضعيت نظافت بدن و نظم لباس، منزل، محل كار، محل عبادت و چيزهايي كه به انسان زيبايي ميدهد، آراستگي ناميده ميشود و در نظر اسلام ستايش شده است، زيرا ميل به زيبايي و جمال، امري فطري است و دين اسلام براي آن ارزش بسياري قائل ميشود. «إِنَّ اللَّهَ جَمِيلٌ وَ يحِبُّ الْجَمَالَ؛ خدا خودش جميل است، جمال را هم دوست دارد.»
البته زيبايي و آراستگي نيز از نظر اسلام داراي حد و حدودي است كه نبايد از آن فراتر رفته و به جايي برسد كه فرد با به زحمت انداختن خود و فقط براي چشم و همچشمي در مقابل ديگران به يك آرامش موقت برسد.
توليد ثروت آري، هدر دادن ثروت نهمقام معظم رهبري در فرمايشات خود بر نكتهاي بسيار مهم و كليدي تأكيد دارند و آن توليد ثروت است. ايشان تصريح ميكنند: «نظام اسلامي با توليد ثروت مخالف نيست، با ايجاد ثروت مخالف نيست، بلكه مشوق اوست. اگر توليد نباشد، اگر ايجاد ثروت نباشد، حيات و بقاي جامعه به خطر خواهد افتاد، اقتدار لازم را جامعه به دست نخواهد آورد؛ اين يك اصل اسلامي است. اما ايني كه آحاد مردم دلشان لك بزند براي مسابقه اشرافيگري، براي تجملپرستي، اين يك چيز بسيار نامطلوب است؛ اين چيزي است كه متأسفانه در درون ما هست؛ همان طور كه قبلاً هم گفتهام: اسراف و مصرف گرايي افراطي.»
رهبر معظم انقلاب در جاي ديگري ميفرمايند: «وسايل تجملات، وسايل آرايش، مبلمان خانه، تزئينات داخل خانه؛ اينها چيزهايي است كه ما براي آنها پول صرف ميكنيم. پولي كه ميتواند در توليد مصرف شود، سرمايهگذاري شود، كشور را پيش ببرد، به فقرا كمك كند، ثروت عمومي كشور را زياد كند، اين را ما صرف ميكنيم به اين چيزهاي ناشي شده از هوس، چشم و همچشمي، آبروداريهاي خيالي.»
چه خوب است اگر بتوانيم اين فرمايشات راهبردي حضرت آيتالله خامنهاي را هم چون لوحي روشن و راهگشا در برابر خود قرار دهيم و در تمامي رفتارها و برنامههاي خود پياده كنيم.