ايشان، يگانه همسراني هستند كه از هر عيب و خطا به دور بودهاند. ديگران چون معصوم نيستند از خطا و اشتباه هم در امان نخواهند بود. ما نيز از اين مسئله بري نيستيم. اما كاستيها و ايرادات، نبايد مشكلي در زندگي مشترك به وجود بياورند. با مدارا كردن و انعطاف در برابر مشكلات، انسان ميتواند بهترين لذت را از زندگي خود داشته باشد. حضرت آيتاللهالعظمي بهجت به تمام زن و شوهرها اينگونه حكيمانه سفارش ميكنند: «هماهنگي و موافقت بين زن و مرد در محيط خانواده از هر لحاظ و به صورت صد در صد براي غير انبيا و اوليا غير ممكن است. اگر بخواهيم محيط خانه، گرم و باصفا و صميمي باشد، فقط بايد صبر و استقامت و گذشت و چشمپوشي و رأفت را پيشه خود كنيم تا محيط خانه گرم و نوراني باشد. اگر اينها نباشد اصطكاك و برخورد پيش خواهد آمد و همه اختلافات خانوادگي از همين جا ناشي ميشود.»
پيامبر(ص) درباره اهميت بالاي مداراي با مردم اينگونه ميفرمايد: «همانگونه كه مرا به انجام واجبات فرمان داده، به مدارا كردن با مردم نيز فرمان داده است.»
همچنين آن پيامبر مهر و دوستي كه در مداراي با مردم شهره عالم است در اين باره ميفرمايد: «مدارا كردن با مردم نصف ايمان است و نرمي و مهرباني كردن با آنان نصف زندگي است.» اميرالمؤمنين علي(ع) نيز كه همچون پيامبر در مداراي با خلق خداوند شهره عالم بود ميفرمايد: «مدارا كردن با مردم، سرآمد حكمت است.» بر اساس اين آموزههاي ديني زن و مرد بايد مانند باغبان باشند. باغبان به گلهاي خود عشق ميورزد، با آنكه ميداند كه گلهايش خار هم دارد و چه بسا، دستانش به هنگام نوازش گلها، به خار زخمي شده باشد. زن و مرد بايد به ياري هم عيوب و كاستيهاي يكديگر را برطرف نمايند.
انعطافپذيري، مدارا نمودن و كنار آمدن با كاستيهاي همسر به اين معني نيست كه آنها را بپذيريم، بلكه بايد براي رفع آن عيوب و كاستيها به وي ياري رسانيم. البته بعضي شرايط را نميتوان تغيير داد.
مثلاً نازيبايي صورت، نامتعادل بودن قد و قامت، اصل و نسب، بيماريهاي لاعلاج و… كه بايد پيش از ازدواج با دقت به اين موارد، چشمهاي خود را بازكنيم. پس از ازدواج نيز به انتخاب خود احترام بگذاريم. عيب بستن به همسر، به معناي عيب خرد و انتخاب ماست.
در رويارويي با توفانهاي سهمگين، درختاني تاب ايستادگي دارند كه انعطافپذير باشند. درختاني كه اهل انعطاف و سازگاري و نرمش و مدارا نباشند، درهم ميشكنند.
ما هم اگر اهل مدارا و انعطاف نباشيم و نتوانيم خود را با شرايط خاص و ويژه همسر خود سازگار كنيم، به زودي دلشكسته ميشويم و اين مسئله باعث سرخوردگي و افسردگي در ما ميشود.
بايد پذيرفت كه هيچ انساني به طور مطلق كامل نيست و هر كسي داراي عيوبي است. ما و همسر ما نيز از اين امر مستثي نيستيم.
بنابراين به جاي توهم و زندگي در رويا، بايد عيوب يكديگر را ناديده بنگاريم و در كنار هم كامل شويم كه مدارا كردن، اساس دوستي است.
اميرالمؤمنين (ع) نتيجه و سرانجام مداراي با مردم را اين گونه بيان ميفرمايند: «با مردم مدارا كن، تا از دوستي آنان بهرهمند شوي.»
آيتاللهالعظمي بهجت، اسوه مداراعارف كامل و سالك الي الله حضرت آيتاللهالعظمي بهجت (رحمهالله عليه) در زندگي با همسرشان بسيار اهل مدارا بودند، فرزند گرامي ايشان حجتالاسلام والمسلمين حاج شيخ علي بهجت در اين باره ميگويد: ايشان (آيتالله بهجت) همواره مدارا را در مورد همسر خود در پيش ميگرفتند، در هر شرايطي صبر و تحمل ايشان بر هر چيز ديگري غلبه داشت، حتي گاهي كه مادر اظهار ناراحتي ميكردند آقا اگر پاسخي هم داشتند نميگفتند و در هر صورت ناراحتي را با ناراحتي جواب نميدادند و البته در اكثر مواقع پاسخي جز سكوت نداشتند، گاهي هم كه كار مثلاً بالا ميگرفت آقا در مرحله اول ميگفتند: «خب حالا غذايمان را بخوريم ديگر» و اگر اين شيوه هم جواب نميداد در مرحله شديدتر تهديد ميكردند و مثلاً ميفرمودند: «غذايم را به اتاق ميبرم و آن جا ميخورم». و نهايت امر اين بود كه در بالاترين حد ممكن غذا را در اتاق خود ميل ميكردند، اگرچه همواره اصرار داشتند كه با همسر خود بر سر سفره بنشينند.
فرزند آيتاللهالعظمي بهجت در ادامه درباره رفتار نيك و شايسته پدر بزرگوارشان با همسرشان ميگويد: گاه كه مثلاً كدورتي كوچك پيش ميآمد و آقا شب به اتاق خودشان ميرفت وقتي صبح ميشد و ميآمد به مادر ميگفتند: خسته نباشيد و از حال و احوال ايشان ميپرسيد. انگار نه انگار كه اتفاقي افتاده.
گاهي فكر ميكردم شايد ايشان فراموش ميكردند كه شب چه اتفاقي افتاده ولي وقتي از ۵۰ يا ۶۰ سال پيش سخن به ميان ميآمد كاملاً جزءجزء آن را تعريف ميكردند و اين يعني اينكه ايشان فراموشكار نيستند بلكه روح بلندشان اجازه نميداد هيچ كدورتي را به دل بگيرند.
بسيار اتفاق ميافتاد كه مادر سخناني به پدر ميگفت كه اشتباه بود، ايشان آن قدر صبوري ميكردند كه ما ناراحت ميشديم، يكبار به مادر گفتم شما مثلاً در اين مورد اشتباه كردهايد و دلايل آن را ذكر كردم وقتي خدمت آقا رسيدم ايشان فرمودند: « نبايد ميگفتيد» يعني حاضر نبودند كوچكترين اصطكاكي در روابط خانوادگي ايجاد شود، گاه نيز براي ايشان وسايلي را ميگرفتند و به عنوان هديه ميدادند، به بچهها هم سفارش ميكردند كه همواره با مادر بايد مدارا كرد و نبايد به هيچ وجه با تندي پاسخشان را داد.
منابع:
ـ گروه حوزه علميه تبيان، مهدي صدري
ـ رازهاي همسرداري /علي ابراهيمي اقليدي
ـ ميزانالحكمه /محمدي ري شهري
ـ آيين دلبري /مهدي صدري