
بامداد پنجشنبه 26 آوريل بود كه سفير عربستان در امريكا خبر از عمليات نظامي كشورش به نام توفان قاطع براي تجاوز نظامي به كشور يمن داد و اعلام كرد اين عمليات با مشاركت 9 كشور ديگر انجام ميشود. حالا بيش از دو هفته است كه توفان قاطع آلسعود در حال اجراست و نتيجه آن چيزي نبوده جز تحميل فجايع انساني و مالي بر مردم يمن بدون داشتن چشمانداز مشخصي از اهداف مورد نظر آل سعود. از اين جهت است كه پرسش از انگيزهها و اهداف توفان قاطع آلسعود قابل طرح است و اينكه سعوديها با تداوم تجاوز نظامي تا چه حد امكان دستيابي به اهداف خود را دارند.
يمن در برابر داعش
اولين انگيزه قابل طرح براي قصد آلسعود در اجراي توفان قاطع بيشك به اوضاع منطقه ارتباط دارد كه در اين ميان، مسئله داعش و نبرد با اين گروه تروريستي در سطح منطقه مهمترين نكته قابل توجه است. آلسعود در حالي توفان قاطع را به راه انداخته كه ائتلاف نظامي به رهبري امريكا عليه اين گروه تروريستي از ماهها قبل ايجاد شده بود و از سر تصادف بيانيه جده در عربستان نقطه شروع به كار اين ائتلاف بود. ائتلاف امريكايي جنگ با داعش را تنها از طريق حملات هوايي پيش برده است و حضور عربستان در اين ائتلاف بيشتر صوري بوده تا آنكه نقش فعالي در آن داشته باشد. علت امر در اين است كه داعش با حمايتهاي نظامي و مالي عربستان امكان حضور و فعاليت در سوريه و عراق يافت و آلسعود نميتوانست به صورت جدي قصد نابودي دستپرورده خود را داشته باشد و حضورش در اين ائتلاف به جهت سنت اين كشور در تبعيت بيچون و چرا از امريكا بوده است. نارضايتي از اين حضور در ميان حاكميت آلسعود و به خصوص از سوي روحانيون وهابي آن گاه و بيگاه عنوان ميشد و رسيدن سلمان بن عبدالعزيز به سلطنت، امكاني به اين طيف در حاكميت آلسعود داد تا هدف ديگري به جز داعش را براي حملات نظامي خود پيدا كنند. بايد توجه داشت كه عربستان زماني توفان قاطع خود را شروع كرد كه ارتش و نيروهاي مردمي عراق اعم از شيعه و سني در استان صلاحالدين به پيشرفتهاي قابل توجهي دست يافته بودند و با بيرون راندن شورشيان داعش از اين استان، توانسته بودند ضربه سنگيني به اين گروه تروريستي بزنند. به اين ترتيب، عربستان با توفان قاطع جبهه جديدي در يمن باز كرد تا از يك طرف ميزان حملات هوايي به داعش كم شود و از طرف ديگر، خشم خود از شكستهاي داعش را بر سر مردم يمن خالي كند.
يكپارچگي يمن
انگيزه ديگر آلسعود مربوط ميشود به اوضاع داخلي يمن. عبدربه منصور هادي از زمان بركناري عبدالله صالح از قدرت، رياست جمهوري يمن را به عهده داشت اما در عمل نتوانست يكپارچگي اين كشور را تأمين كند. رياست جمهوري عبدربه باعث شده بود تا القاعده موقعيت قابل توجهي در جنوب يمن به دست آورد و قبايل و گروههاي مختلف نيز در هر قسمت از اين كشور مجال قدرتنمايي پيدا كنند. در واقع، موقعيت متزلزل عبدربه و عدم قاطعيت سياسي او باعث شده بود تا اختلافات گذشته به خصوص در دو جبهه شمال و جنوب يمن دوباره آغاز شود. اين فرصت قابل قبولي براي آلسعود بود، چراكه اين وضعيت آشفته به آلسعود اجازه ميداد تا حياط خلوتي براي پرورش هستهها و گروههاي تروريستي در اختيار داشته باشد و بتواند موقعيت قابل اطميناني براي القاعده در يمن ايجاد كند تا آنكه با آموزش و تربيت نيروهاي تروريستي از آنها در تقويت جريانهاي تكفيري- سلفي عراق، سوريه، ليبي و ديگر كشورهاي اسلامي استفاده كند. تحرك انصارالله در صنعا، مركز يمن و تشكيل كميتههاي انقلابي اوضاع را براي آلسعود تغيير داد و اين احساس براي رياض به وجود آمد كه گسترش كميتههاي انقلابي در سرتاسر يمن حياط خلوت او را برهم خواهد زد و ديگر نميتواند از اين كشور براي اهداف خود در ديگر كشورها استفاده كند.
از اين جهت بود كه عوامل اطلاعاتي- امنيتي آلسعود با همكاري عناصر خود در يمن زمينه فرار عبدربه و برخي از همكارانش به عدن را فراهم كردند تا آنكه عبدربه با پس گرفتن استعفاي خود از مقام رياست جمهوري، عدن را در برابر صنعا به عنوان حكومت خودخواندهاش مطرح كند و همزمان با اين كار، آلسعود به همراه متحدانش در شوراي همكاري خليج فارس جنگ سفارتخانهها را عليه صنعا به راه انداخت. آلسعود به اين ترتيب و در عمل يمن را به تجزيه كشاند تا صنعا در شمال و عدن در جنوب در مقابل هم قرار بگيرند و از سوي ديگر، آلسعود بتواند حريم امني براي هستههاي تروريستي خود در جنوب يمن ايجاد كند. پيشروي ارتش و كميتههاي مردمي يمن به سوي جنوب و رسيدن آنها به دروازههاي عدن اين مرحله از طرح آلسعود در اين كشور را هم برهم زد و معلوم شد كه حكومت يمن نه تنها به دنبال حفظ يكپارچگي كشور است بلكه قصد نابودي القاعده و ديگر هستههاي تروريستي در اين كشور را دارد.
توفان سعودي در باتلاق يمن
آلسعود علاوه بر تمايل بخشي از حاكميت خود براي تجاوز نظامي به يمن، وضعيت پيشآمده و از بين رفتن هستههاي تروريستي تحت حمايتش در اين كشور را نميتوانست تحمل كند و از اين جهت بود كه چارهاي جز به راه انداختن توفان قاطع نداشت. حالا به نظر ميرسد كه توفان آلسعود بعد از دو هفته حتي چشمانداز خودش را هم تيره و تار كرده زيرا با وجود حجم سنگين حملاتش نتوانسته است گامي هم به اهدافش نزديك شود. اهداف عربستان به طور عمده بر دو محور است؛ نخست تضعيف نيروهاي انصارالله، ارتش و كميتههاي مردمي تا آن حد كه انصارالله خلع سلاح شده و مهار ارتش هم به دست حاميان عبدربه بيفتد و دوم بازگرداندن عبدربه و همكارانش به قدرت نيروهاي دولت انقلابي در صنعا. اما نيروهاي انقلابي طي اين مدت نه تنها تضعيف نشدهاند بلكه توانستهاند شهرهاي مهمي مثل تعز را به دست بگيرند و با تسلط بر بخشهاي عمده عدن، عبدربه و همكارانش را وادار به فرار از كشور كنند. از طرف ديگر، آلسعود به دليل نداشتن تجربه نظامي كافي چندان جرئتي به اجراي عمليات زميني ندارد، چراكه هنوز خاطره تلخ 2010 را دارد و اينكه چگونه در آن موقع توسط نيروهاي حوثي در شمال يمن تحقير شده بود. جالب اينجاست كه آلسعود در اين توفان به حزب اصلاح دلخوش كرده كه از اخوانالمسلمين يمني تشكيل و حاضر شده است با اين دشمن قديمي براي تضعيف حكومت انقلابي يمن متحد شود اما روشن است كه حزب اصلاح آنقدر توان كافي ندارد تا بتواند نقش تعيين كنندهاي در رسيدن آلسعود به اهدافش داشته باشد.
آلسعود در اين شرايط تنها ميتواند جنگندههاي خود را به يمن بفرستد و تا اندازهاي به همكاري متحدانش در ائتلاف خود اميد داشته باشد هر چند اين همكاري هم بسيار محدود است. اگر آلسعود با اين اوضاع باز بخواهد به ادامه توفان قاطع خود ادامه بدهد نه تنها به اهدافش نخواهد رسيد بلكه خود را در باتلاقي گرفتار ميكند كه آثار آن تا ساليان متمادي دامنش را خواهد گرفت. اين نتيجه بيتجربگي نظامي آلسعود، عدم دقت در شرايط و ارزيابي واقعي از امكانات و توانهاي داخلي يمن است كه عربستان را گرفتار چنين باتلاقي كرده است كه براي خروج از اين باتلاق بهتر است با توقف گزينه نظامي به راهحل سياسي در يمن بينديشد.