
به گزارش خبرنگار ما، چهاردهم آبان ماه سال قبل زن ميانسالي پليس را از ناپديد شدن ناگهاني دخترش كه مريم نام داشت، باخبر كرد.
شاكي گفت: دخترم كارمند بانك بود. مدتي قبل بعد از فوت شوهرم دوباره ازدواج كردم به خاطر همين بود كه مريم زندگي جداگانهاي اختيار كرد و به تنهايي زندگي ميكرد. او دو سال قبل با مرد جواني به نام سجاد ازدواج كرد. سجاد سعي كرد ارتباط من و دخترم را قطع كند به خاطر همين چهار ماه بود كه از مريم خبر نداشتم. وقتي به محل كارش رفتم، همكارانش گفتند كه مدتي است سر كار نميرود. سجاد هم حاضر نبود در اين باره حرف بزند.
پس از طرح اين شكايت، پرونده به دستور قاضي احمد بيگي، بازپرس ويژه قتل از دادسراي جنايي پايتخت در اختيار تيم زبدهاي از كارآگاهان مبارزه با آدمربايي قرار گرفت.
مأموران در نخستين گام از سجاد تحقيق كردند. وي مدعي شد همسرش از او جدا شده و خبري از او ندارد. سجاد گفت: من در حوالي تهرانپارس فروشگاه لوازم آرايش داشتم و مريم از مشتريان هميشگي من بود تا اينكه با هم ازدواج كرديم. او با مادرش رفت و آمد نداشت. دو سال با هم زندگي كرديم اما چند ماه قبل از من جدا شد و ديگر از او خبري ندارم.
پس از اين ادعا، مأموران به سراغ دفترخانهاي رفتند كه سجاد مدعي بود آنجا طلاقشان ثبت شده است اما متوجه شدند طلاق مريم و سجاد در هيچ دفترخانهاي ثبت نشده است. تحقيقات بيشتر نشان داد مريم يك خودروي 206 و يك ويلا در شهرستان فريدونكنار داشته است كه بعد از ناپديد شدنش، خودرو در اختيار سجاد است و ويلا هم از طريق سجاد با وكالتنامهاي به مبلغ 115 ميليون تومان فروخته شده است. بنابراين كارآگاهان سجاد را دوباره مورد بازجويي قرار دادند. وي اين بار مدعي شد مبلغ 130 ميليون تومان از همسرش طلبكار بوده و در عوض مريم خريد و فروش خودرو و ويلا را به او وكالت داده است اما بررسيها نشان داد اين وكالتنامه جعلي است. متهم وقتي ديد مأموران پليس متوجه تناقضگوييهاي او شدهاند، ادعاي جديدي را مطرح كرد و گفت: همسرم به خاطر بيماري افسردگي كه داشت قرص مصرف ميكرد. سوم خردادماه از محل كار به خانه رفتم و ديدم مريم روي زمين افتاده و نفس نميكشد. وقتي فهميدم او فوت شده خيلي ترسيدم و جسدش را به باغ عمويم در اطراف فيروزكوه بردم و همانجا دفن كردم. پس از اين مأموران جسد مريم را در باغ كشف كردند، به پزشكي قانوني انتقال دادند. همزمان با ادامه تحقيقات، سجاد چندي قبل به قتل همسرش اعتراف كرد. متهم گفت: من چند وكالتنامه از مريم داشتم كه ميتوانستم اموالش را بفروشم به همين خاطر روز حادثه وسوسه شدم و او را خفه كردم و بعد هم جسدش را در باغ عمويم دفن كردم. اما سجاد چند روز قبل دوباره ادعاي جديدي را درباره قتل همسرش مطرح كرد. وي گفت: مدتي قبل با مردي به نام شايان آشنا شدم. من از او خواستم تا ويلاي فريدونكنار همسرم را بفروشد. پس از اين با وكالتنامهاي كه داشتم وكالت ويلا را به او دادم و بعد هم او ويلا را به مبلغ 115 ميليون تومان فروخت. پس از اين به او پيشنهاد دادم تا با گرفتن 10 ميليون تومان همسرم را به قتل برساند و شايان هم قبول كرد و مرتكب قتل شد.
مأموران اين بار شايان را شناسايي و بازداشت كردند. وي در بازجوييها گفت: سجاد به من گفت كه اين ويلا مشكلات اداري و مالياتي دارد و از من خواست تا به صورت وكالتي ويلا را بفروشم. او وكالتنامهاي را براي فروش ويلا به من داد و من هم ويلا را فروختم و مبلغ 10 ميليون تومان به عنوان دستمزد برداشتم. وي در پايان گفت: من اصلاً در جريان قتل همسرش نيستم. تحقيقات از دو متهم به دستور قاضي احمد بيگي براي روشن شدن زواياي پنهان پرونده ادامه دارد.