سفر رئيسجمهور تركيه به تهران نزديك دو هفتهاي بود كه بحث و جدالي را به راه انداخته بود اما رجب طيب اردوغان كوتاه نيامد و حاضر به لغو سفرش به تهران در روز 18 فروردين برابر با هفتم آوريل نشد. سرمنشأ آن بحث و جدلها سخنان خود اردوغان بود كه همان هفته اول از تعطيلات نوروزي و در مصاحبهاي با شبكه تلويزيوني فرانسوي فرانس 24 شديداللحنترين سخنان را عليه ايران زد و ايران را متهم كرد كه با بيرون راندن داعش از منطقه قصد پر كردن جاي آن را دارد يا اينكه ايران را در يمن با گروههاي تروريستي مرتبط كرد و خواست تا از اين كشور خارج بشوند و گفت: «اين امر واقعاً قابل تحمل نيست و ايران بايد اين را بفهمد» و حتي پا را از اين هم فراتر گذاشت و مدعي شد كه ايران در مذاكرات هستهاي «صداقت ندارد.» هيچ شكي در خصمانه بودن اين نحو حرف زدن نيست كه اردوغان به خود جرئت بر زبان آوردن آنها را داد و به همين جهت بود كه نمايندگان مجلس نتوانستند در مقابل اين نحو جسارتو توهينهاي اردوغان ساكت بمانند و اعتراضات آنها بود كه آن بحثها را پيش كشيد. نمايندگان مجلس مثل اسماعيل كوثري، منصور حقيقتپور، احمد توكلي و حسين مظفر معترض به اين سفر بودند و توكلي درخواست تعويق سفر اردوغان را مطرح كرد؛ درخواستي كه ميتوانست حداقل واكنش قابل قبول در مقابل آن نحو جسارتهاي اردوغان باشد.
وزارت خارجه در برابر آن جسارتهاي رئيسجمهور تركيه تنها به احضار كاردار تركيه بسنده كرد و حتي حسن قشقاوي، معاون وزير خارجه بيتوجه به درخواست معقول نمايندگان از عدم تغيير در سفر اردوغان گفت و نهايت موضعگيري از سوي محمد جواد ظريف، وزير خارجه بود كه گفت: «ما براي روابط استراتژيك خود با تركيه در زمينههاي مختلف اهميت و احترام زيادي قائل هستيم. در شرايط فعلي بايد تلاش تمامي كشورها در جهت استقرار ثبات و جلوگيري از گسترش ناامني در منطقه باشد.» اين نحو واكنش وزير و دستگاه ديپلماسي او بيشك حكايت از انفعال آن هم در برابر يك كشور در اين سطح منطقهاي دارد. همين انفعال هم بود كه به اردوغان آن جسارت را داد تا نه نمايندگان و نه دستگاه ديپلماسي ظريف را به چيزي بگيرد و بگويد كه در مورد اين سفر خودش تصميم ميگيرد. معلوم نيست كه دستگاه ظريف در برابر گستاخيهاي رئيسجمهوري در اين سطح پايين منطقهاي چه علتي دارد و چرا به جاي قبول درخواست معقول از طرف نمايندگان، اجازه چنين يكهتازيهايي را به اردوغان ميدهد؟!
به هر حال، انفعال دستگاه ظريف، اردوغان را در سفر به تهران مصمم كرد و تنها چيزي كه باقي مانده در آموختن درسهايي است كه براي اردوغان واجب و ضروري هستند. بعيد به نظر ميرسد كه بتوان درسي از ادب سياسي و عرف ديپلماتيك را به اردوغان آموخت زيرا در كارنامه قريب به دو دهه سياسي او اين دست اتفاقات و گستاخيها در داخل و خارج از تركيه آن قدر زياد است كه آموختن چنين چيزي به او محال به نظر ميرسد. به جاي اين، بازنگري در وقايع سوريه و عراق و اتفاقات جاري در يمن از سرفصلهايي است كه شايد آموختن آنها به اردوغان بتواند كمكي در اصلاح سياست خارجه آنكارا بكند. تركيه با حمايت بيدريغ و همهجانبه از تروريستهاي سوريه در ايجاد داعش نقش مستقيم داشته تا آنجا كه ميتوان گفت پدر داعش در سوريه و عراق همين كشور تحت هدايت اردوغان بود. اكنون رئيسجمهور تركيه بايد درسي از اين موضوع بگيرد و متوجه بشود كه داعش نه تنها سوريه و عراق را به آتش كشانده بلكه شعلههاي اين گروه تروريستي به آن سوي شمال آفريقا نيز رسيده و تهديد خونبار منطقهاي به اين وسعت شده است. از سوي ديگر، حركت مردمي يمن چيزي است كه بايد آن را به اردوغان يادآور شد تا فقط با اخبار رسانههايي مثل العربيه يا الجزيره، از وقايع اين كشور خبردار نشود. اردوغان در مورد يمن همسو با سعوديها شده و حتي قصد همكاري نظامي با سعوديها را دارد در حالي كه رياض چندان رغبتي به اين همكاري ندارد و بيشتر دلخوش است به ائتلاف عربي. لازم است در تهران به رئيسجمهور تركيه ياد داده بشود كه همسويي با سعوديها در اين قضيه نه تنها نفعي به حال آنكارا ندارد بلكه تنها كمكي است به القاعده چراكه يكي از اهداف رياض در حمله به يمن براي حفظ و بقاي القاعده در اين كشور است. ظريف از تلاش تمامي كشورها در جهت استقرار ثبات و جلوگيري از گسترش ناامني در منطقه گفته و حالا بايد ديد كه دستگاه او چگونه ميتواند اين اهداف را در اين سفر به اردوغان بياموزد تا آنكارا در نهايت حاضر به يك همگرايي اصولي در منطقه بشود.