به فرموده رهبر انقلاب آنچه بايد ميوه و ثمره شعار سال 94 باشد، حفظ انسجام اجتماعي و ملي در كشور است؛ بر اين اساس اتحاد كلمه دولت و ملت، هم افزايي و كمك به يكديگر براي گذر از مسائل و چالشهاي مهم پيشروي كشور، الزام مهم سال 94 خواهد بود.
بررسي شاخصهاي همدلي و همزباني به صورت كلي براي دولت و آحاد ملت مسئوليتهايي را ايجاد ميكند اما از زاويهاي ديگر ملت را زيرگروهها و قشرهاي مختلفي تشكيل ميدهند كه بر تحولات و كنشهاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و... جامعه مؤثر هستند و نسبت به جايگاه و جمعيت خود درصد اثرگذاري و اثرپذيري آنها بر تحولات جامعه متفاوت است. جامعه دانشگاهي و خصوصاً دانشجويان به عنوان قشر جوان، پويا، آماده به خدمت، آرمانگرا، تحصيلكرده و اثرگذار بر جامعه يكي از پايههاي اين حفظ انسجام را تشكيل ميدهد.
در باب اثرگذاري اين قشر جوان جامعه، ميتوان به سخنان رهبر انقلاب در اول فروردين در مشهد مقدس اشاره كرد كه نيروي كارآمد، مبتكر و جوان را از جمله فرصتهاي كشور براي غلبه بر چالشهاي پيش رويش ناميدند. بر اين اساس اول از همه دولت بايد به واسطه اهميت اين قشر مولد جامعه رفتار و گفتار خود را آماده ايجاد فضاي همدلي و همزباني كند. دولت در وهله اول دانشجو را بايد به عنوان جوان تحصيلكرده و آرمانگرا قبول كند. جواني كه به واسطه آرمانهايش براي ترقي و پيشرفت انقلاب اسلامي، مشكلات كشور، فسادها و ناكارآمديهاي اجرايي را بر نميتابد.
نوع نگاه دولت به دانشجو و تشكلهاي دانشجويي است كه واكنشهاي او را متفاوت ميكند. ناراحتي حقيقي و خطر بزرگ آنجاست كه دانشگاه و دانشجويان نسبت به تحولات كشورشان بيتفاوت باشند؛ فسادي رخ دهد و تشكلهاي دانشجويي واكنش نشان ندهند؛ وزير و وكيلي عمل خلافي مرتكب شوند و دانشجويان نسبت به آن بيتفاوت باشند. اگر آرمانها و آرزوهاي يك كشور به فراموشي سپرده شود و گرد غفلت آنها را تار و مبهم كند يا دست دشمنان آنها را دچار دگرگوني كند، آنگاه دانشگاه نسبت به انقلاب و راهي كه شهداي كشورش پيمودهاند بيتفاوت باشد و موضع و حركتي نداشته باشد، بايد گفت دانشگاه مرده است. خروجي اين دانشگاه در بهترين حالت انسانهايي فردگراست كه به دنبال منافع شخصي قدم بر ميدارند و تخصصشان براي رفاه شخصي است نه اعتلاي كشور و رفاه مردم. اگر ميخواهيم دانشجوياني داشته باشيم كه علم و تخصصشان براي پيشرفت كشور در تمامي عرصهها صرف شود بايد حساسيت آنها به امور سياسي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و... كشور را ارج نهيم و عرصه را براي ايفاي نقش جدي آنها هموار كنيم.
با اين نگاه است كه بيانيهها و تجمعات دانشجويي براي مديران نظام قطعاً شيرين خواهد بود. وزير و وكيلي كه سلامت فكري و اعتقادي داشته باشد حتي اگر اعتراض دانشجويان به عملكرد او باشد با آغوش باز پذيراي انتقادها خواهد بود. فراتر از آن اينكه در بعضي از موضوعات بينالمللي متأسفانه دولتمردان آنطور كه بايد از فرصت انتقادها و اعتراضات دانشجويان ارزشي و انقلابي و علاقهمند به كشور استفاده نكردند و سال 93 ميان آنها و دولت سال خوشايندي نبود. دولت و تيم مذاكره كننده ميتوانست با علم به علاقه دانشجويان به سرنوشت كشور و اينكه اعتراضات آنها نسبت به شيوه و خروجي مذاكرات از سر دلسوزي، آرمانخواهي و انقلابيگري آنها بوده است از اعتراضات دانشجويان به عنوان اهرمي جدي سر ميز مذاكرات در مقابل زيادهخواهيهاي طرف غربي استفاده كند.
به هر حال حضور مسئولان سه قوه خصوصاً دولتمردان در ميان دانشجويان و تشريح عملكرد خود و پاسخگويي در قبال مطالبات تشكلهاي دانشجويي ميتواند در ايجاد همدلي و همزباني مؤثر باشد. البته كه دانشگاه و دانشجويان هم موظف به حفظ اصولي در اين باره هستند. رهبر انقلاب در ارديبهشت سال 86 از دانشجويان ميخواهند مواظب باشند كه گاه يك حرف درست آنها ميتواند پازل دشمن را تكميل كند. همچنين در سخنراني اول فروردين امسال شان تأكيد كردند انتقادات و تذكرات با سياه نمايي همراه نباشد و سبب بياعتمادي عمومي به مسئولان نشود؛ در تذكرات اهانت وجود نداشته باشد و از روشهاي خشم آلود استفاده نشود. با دولتها بايد مهربانانه و با نگاه همراهي و همدلي سخن گفت و زحمات آنها را ناديده نگرفت. حفظ اين اصول براي دانشجويان نيز ضروري است. جوان آرمانخواه دانشجو نبايد از آرمانهاي انقلابي و اعتقادياش عدول كند يا پايين بيايد و نه اينكه چشم خود را روي واقعيتها ببندد.
البته تمام همدلي و همزباني دولت و دانشگاه در مقام سخن، نقد و انتقاد خلاصه نميشود. دولت و دانشگاه در نياز امروز كشور يعني اقتصاد مقاومتي بايد از همدلي و همزباني گذر كنند و وارد فاز اجرايي و عملياتي شوند. هم دانشگاه براساس اين نياز ضروري كشور بايد مقالات و پايان نامههاي خود را به آن سمت سوق دهد و هم دانشجويان را با نگاه به اقتصاد مقاومتي به بازار كار تزريق كند. در رشتههاي مهندسي و كشاورزي، دانشجويانِ خود را در عرصه توليد ملي با نگاه به ظرفيتهاي داخلي كشور و نيازهاي روز كشور پرورش دهد و در عرصههاي علوم انساني با ورود به مباحث فرهنگي و روانشناختي و جامعهشناسي اقتصاد مقاومتي فارغالتحصيلاني اثرگذار بر جامعه ايراني روانه اجتماع كنند. معضل مصرفگرايي، اسراف و مدگرايي امري نيست كه حل آن بر عهده رشتههاي فني باشد بلكه علوم انساني اگر حرفي براي گفتن دارد بايد در چنين ميداني به منصه ظهور برساند. دولت نيز بايد همدلي و همزباني خود را با دانشگاه در اين مسير با هموار كردن جاده توليد ملي و روانه كردن نيازهاي صنعت و كشاورزي به سوي دانشگاه و حمايت از طرحهاي دانشگاهي نشان دهد. بايد چنان حمايت و پشتيباني از دانشجوياني كه مقالات و پاياننامه خود را به موضوعات بومي كشور اختصاص دادهاند بشود كه در كمترين زمان ممكن بر جريان آموزشي كشور اثر مثبت بگذارد. بعد از عرصه تئوريك، در عرصه اجرا نيز شركتهاي دانش بنيان بهترين مجرا براي ورود دانشجويان مبتكر، مستعد و علاقهمند به توليد هستند كه قطعاً نيازمند سياستهاي تشويقي و توجه ويژه دولت است.
دانشگاه و دولت، همدلي و همزباني خود را بايد نه تنها در كلام بلكه در اجرا با حركتي جهادگونه در عرصه اقتصاد مقاومتي نشان دهند تا سال 94 آغازي بر حركتي نو در تعاملات ملت و دولت و خصوصاً دانشجويان و دانشگاهيان با دولتمردان باشد.