ما در شهرهايي زندگي ميكنيم كه هرچند از نظر وسعت توسعه يافتهاند و هر روز بر اثر ساخت و سازهاي جديد بر تعداد واحدهاي مسكوني آنها افزوده ميشود و به تبع آن نيز ساير مراكز و بخشهاي خدماتي و اداري و تجاري در حال گسترش هستند، اما تراكم مسائل و معضلات شهري در شهرهاي ايران بسيار بالاست و همين امر سبب شده با گسترش شهرنشيني دامنه مسائل و معضلات شهري نيز گسترش يابد. پيچيدهتر شدن مسائل شهري سبب شده حل مشكلات شهري نيز بسيار پيچيدهتر و زمانبر شود. اين روند تا آنجا در حال رشد است كه زمان در شهرها به دليل درگيري با مشكلات گم ميشود! ماندن در ترافيك شهري، در دسترس نبودن برخي خدمات شهري، نگراني از بافتهاي فرسوده و كاهش كيفيت زندگي به رغم تلاشهاي صورتگرفته، مسئولان و شهروندان را در شهرها با سدي از مسائل و مشكلات شهري مواجه كرده است. بر اين اساس به دليل وجود انواع و اقسام مسائل و مشكلات شهري و نبود زيرساختهاي خدماتي در بخشهاي مختلف، احساس ميشود سپري شدن زمان در شهرها به واسطه درگيري با مشكلات سريعتر صورت گيرد، همين موضوع سبب شده است سلامت شهري شهروندان نيز در معرض تهديد جدي قرار گيرد.
افزايش آسيبهاي اجتماعي در سايه معضلات شهري
استرس ناشي از فعاليتهاي زندگي شهرنشيني به دليل وجود مسائل و معضلات شهري زنگ خطر بسياري از بيماريها را به صورت آشكار و پنهان به صدا درآورده است. در دهههاي اخير شهرهاي بزرگ و كلانشهرها به دليل رشد بيش از حد جمعيت، افزايش زياد وسايل نقليه و نيز تمركز فعاليتهاي گوناگون در شهرها، خود به عاملي براي تشديد بيماريهاي شهرنشيني تبديل شده است. از يكسو تلاش ميشود با اجراي برنامهها و فعاليتهاي عمراني و خدماتي ارتقاي زندگي شهرنشيني صورت بگيرد و از سوي ديگر با توسعه و گسترش شهرها و بافتهاي متراكم شهري، شهرها خود به عاملي براي كاهش كيفيت بهداشتي و سلامتي شهروندان تبديل شدهاند.
آلودگي صوتي امروزه در شهرها در كنار مسائل و مشكلات شهري در حال افزايش است كه نمونهاي از عوامل تشديدكننده برخي بيماريهاي پنهان در شهروندان است چراكه صداي ناخواسته يا صدايي با مدتزمان و شدت و با كيفيت نامناسب و غيراستاندارد سبب آسيب جسمي يا رواني به انسان ميشود. اينكه چند درصد از شهروندان و در چه مدتزماني درگير اين آلودگي هستند، هنوز مشخص نيست و عوارض آن را هم بايد در بلندمدت جستوجو كرد. نمونههايي از اين دست مسائل شهري همچون آلودگي هوا و خاك را كه خود عاملي هستند براي تشديد يا ايجاد بيماري بسيار ميتوان عنوان كرد. به واقع رشد اين معضلات شهري علاوه بر آنكه ميتواند سلامت جسمي شهروندان را تحت تأثير قرار دهد خود زمينههايي را بهوجود ميآورد كه بهداشت رواني جامعه نيز متأثر از آن شود. بر اين اساس تحولات اخير در رشد و توسعه شهرنشيني و به تبع آن رشد و توسعه نامناسب و غيراستاندارد كالبدي شهرها خود سبب شده است محيط زيست شهري، زيست شهروندان را در معرض خطر جدي قرار دهد.
سلامت شهري يك موضوع تك بعدي نيست
بايد توجه داشت موضوع سلامت شهري، يك موضوع تكبعدي به حساب نميآيد كه تنها در تخصص متخصصان عرصه پزشكي باشد بلكه محصولي اجتماعي است كه در عرصههاي مختلف شهري به شكلهاي گوناگون بهوجود آمده است. بايد دانست چالشهاي حاصله از بين رفتن سلامت شهري يكي از مهمترين چالشها در حوزه سلامت زندگي شهري است كه در ارتباط مستقيم با رشتههاي ديگر از جمله برنامهريزي محيطي و كالبدي است. به واقع بيتوجهي به تشديد عوامل براي از بين رفتن سلامت شهري در شهرها خود صدمات جبرانناپذيري به شهروندان و شهرها وارد ميسازد.
ضرورت اجراي پروژههاي شهر با پيوست اجتماعي
بيعدالتي در توسعه و گسترش فضاهاي شهري و سياستگذاري نامناسب و اجراي پروژههاي شهري بدون پيوست اجتماعي، افزايش فاصله نقاط شهري به واسطه ارائه خدمات نامناسب، سليقهاي عمل كردن برخي دستگاههاي شهري و مسئول نبودن هر دستگاه به وظايف ذاتي خود، سبب شده است مشكلات و مسائل در حوزه سلامت شهري روزبهروز افزايش يابد كه نتيجه اين همه بيتوجهي به سلامت شهري از پيش مشخص است.
به عنوان مثال با گذشت سالهاي متمادي هنوز آمار دقيقي از تعداد و مليت متكديان در كشور وجود ندارد و اقدامات صورت گرفته براي سامان بخشيدن به اوضاع متكديان در حد حرفهاي بيعمل باقي مانده است.
متأسفانه به دليل وجود متكديان و افراد بيخانمان چهره شهرها مخدوش شده است و اين افراد كه در همه جاي شهر يافت ميشوند بدون هويت و داشتن مليت همچنان به صورت فردي و خانوادگي يا شبكههاي باندي در حال تكديگري به شيوههاي مختلف از مردم هستند. مرز ميان افراد كارتنخواب و بيخانمان و متكدي آنچنان به يكديگر نزديك شده است كه حتي مسئولان هم نميتوانند افراد متكدي واقعي را كه نيازمندان حقيقي هستند، شناسايي و ساماندهي كنند.
طرحهاي جمعآوري و برخورد با اين افراد در حالي در يك گوشه شهر به اجرا درميآيد كه متكديان به مكانهاي ديگر شهر نقل مكان كرده و بساط تكديگري خود را در آنجا پهن ميكنند.
وجود افراد متكدي از مليتهاي مختلف همچون افغاني، پاكستاني و بنگلادشي سبب شده است طرح جمعآوري و ساماندهي آنان با مشكل جدي روبهرو شود. با اين حال اجراي طرحهاي نمايشي براي جمعآوري و ساماندهي متكديان سبب شده است دستگاههاي متولي نيز به بهانههاي مختلف از مسئوليت سازماندهي اين افراد شانه خالي كنند.
براين اساس بايد توجه داشت خطر از بين رفتن سلامت شهري كمتر از خطر حوادث غيرمترقبه و زلزله نيست. اگر زلزله در مدتزمان كوتاه به يكباره خسارت جاني و مالي فراوان بر جاي ميگذارد بيتوجهي به مؤلفههاي سلامت شهري بهصورت پنهان و آشكار و به مرور زمان، خسارت بسيار سنگينتري بر شهروندان به عنوان سرمايههاي اصلي شهرها تحميل ميكند.