
بيانيه لوزان در موضوع هستهاي كه پس از 9 روز ماراتن مذاكره شكل گرفت، اگرچه ميتواند آغاز روندي براي بسته شدن پرونده هستهاي كشورمان باشد، اما ارائه تفسيرهاي متفاوت از سوي جريانهاي سياسي مختلف داخلي و خارجي موجي از سردرگمي را در جامعه به وجود آورده است؛ فضايي كه گويي از طرف جريان خاص سازماندهي شده تا از طريق به وجود آوردن دوقطبي موافق و مخالف در داخل جامعه، كشور را به سمت تقابل سياسي سوق و وحدت ملي كشور را هدف قرار دهد. اين در حالي است كه موضوع هستهاي همواره وسيلهاي براي ايجاد وحدت در كشور بوده و تمام چهرههاي سياسي اعم از راست و چپ به اين موضوع به عنوان يك پرونده ملي نگريستهاند. اما واقعيت آن است كه اين بيانيه كه يك راهبرد براي حصول توافق نهايي است، توسط دولت جمهوري اسلامي و دستگاه سياست خارجي به دست آمده و نبايد آن را به نام يك جريان مصادره يا منكوب كرد. از اين رو توجه به برخي نكات در خصوص اين بيانيه ضروري به نظر ميرسد.
مذاكرات ادامه دارد نكته بسيار مهم در خصوص بيانيه لوزان آن است كه اين بيانيه براي جمهوري اسلامي ايران غيرالزامآور است و هنوز هيچ امضايي پاي اين بيانيه وجود ندارد كه جمهوري اسلامي را ملزم به اجراي آن كند. سند رسمي اين مذاكرات تا دهم تيرماه تنظيم خواهد شد و پس از امضاي رسمي جمهوري اسلامي به عنوان يك سند بينالمللي براي كشورمان الزامآور خواهد شد. از اين رو صدور اين بيانيه را نبايد به معناي پايان يافتن همه چيز دانست و با نگاه تك بعدي عليه آن يا به نفع آن سخن گفت. اين احتمال وجود دارد كه در مدت تنظيم سند نهايي كارشكنيهايي از سوي ايالات متحده و شركاي غربياش صورت بگيرد كه جمهوري اسلامي را مجبور به ترك ميز مذاكره كند.
تفسير امريكايي
نكته مهم ديگر در اين خصوص ارائه تفسيرهاي متفاوت از بيانيه توسط ايالات متحده است. در ارتباط با اين موضوع ميتوان به اين نكته اشاره كرد كه در اين روند سياست امريكا بازي با كلمات است. بخشي از اين بازي را ميتوان در جملاتي مانند تحريمها فعلاً لغو نميشود، تحريمها ماهها زمان ميبرد، لغو تحريمها حداقل يك ساله آينده است را ميتوان جستوجو كرد. اين گفتهها از آن جهت بيان ميشود كه ايالات متحده به دنبال برهم زدن اقتصاد دروني ايران، ايجاد فضاي يأس در جامعه و تحريك مردم براي فشار بر تيم هستهاي است و در نهايت تكرار ادعاي دريافت همه چيز و ندادن هيچ چيز به ايران نيز جزو همين بازي است.
اين در حالي است كه مذاكرات تا تير ادامه دارد و اجرايي شدن توافق چند ماه زمان ميبرد. بنابراين عملاً بازه زماني چند ماهه براي رفع تحريمها وجود دارد و ايالات متحده با برجستهسازي اين زمان به دنبال فضاسازي رسانهاي عليه جمهوري اسلامي ايران است.
اقتصاد مقاومتي كليد حل مشكلاتتمام اين روند در حالي است كه همان طور كه اشاره شد، لغو تمام تحريمها در كوتاه مدت عملاً غيرممكن است و اين فرآيند شايد نزديك به يك سال طول بكشد. علاوه بر اين بايد درنظر گرفت كه در طول نگارش متن نهايي، احتمال كارشكنيهاي غربي نيز وجود دارد. از اين رو نشستن و دست به روي دست گذاشتن براي رفع تحريمها و سپس شروع به كار، اقدامي است كه ميتواند كشور را يك سال از چرخه اقتصادي كنار بگذارد و ركود شديدي را بر كشور تحميل كند اما در اين ميان آنچه كه ميتواند كليد گشايش درهاي آرامش به روي اقتصاد كشور باشد، عمل به فرمول رهبر معظم انقلاب پيرامون اقتصاد مقاومتي است. درست در اوج اين تحريمها بود كه رهبرمعظم انقلاب با طرح موضوع حركت به سمت «اقتصاد مقاومتي»زمينه را براي گذر كمآفت از اين دوره سخت و طاقتفرسا فراهم كردند؛ شيوهاي كه اقتصاد را ملزم به تمركز بر توليدات داخلي و كاهش اتكا به محصولات خارجي ميكند تا از اين مسير نه تنها اقتصاد داخلي شكوفا شود و تحمل شرايط بحران اقتصادي را آسانتر كند، بلكه كشور را به سمت تبديل شدن به يك قدرت اقتصادي ببرد. به عبارت بهتر در موضوع اقتصاد مقاومتي، كارشناسان ضمن شناسايي حوزههاي فشار و متعاقب آن تلاش براي كنترل و بياثر كردن آنها، شرايطي را فراهم ميكنند كه اين فشارها به فرصت تبديل شود، بنابراين بايد پذيرفت كه اگرچه احتمال رفع تحريمها و گشايش اقتصادي وجود دارد اما اين موضوع را نبايد به روز رفع تحريمهاي موكول كرد.
توافق پايان كار نيستيكي ديگر از نكات مهم در خصوص اين بيانيه كه مقدمه حصول توافق نهايي است، رواج ادبياتي در كشور است كه حصول توافق را خط پايان خصومت ايران و امريكا ميداند. اين در حالي است كه نه تنها در ايران بلكه در ايالات متحده نيز هيچ عزمي براي پايان اين خصومت وجود ندارد. مؤيد اين موضوع را ميتوان عدم رفع تحريمهاي غير هستهاي اعم از تحريمهاي داماتو، تحريمهاي موشكي، حقوق بشر و تروريسم دانست. ماجرايي كه نشان ميدهد خصومت دولت ايالات متحده با جمهوري اسلامي بسيار عميق است و قرار نيست اين مذاكرات پاياني بر روند اين خصومت باشد. اين در حالي است كه رهبر معظم انقلاب، رئيسجمهور و اعضاي تيم گفتوگو كننده هستهاي نيز بارها در سخنان خود تأكيد كردهاند كه محور مذاكرات تنها حول پرونده هستهاي كشورمان است و قرار نيست مسائل ديگر را در بر بگيرد. همچنين اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه ايالات متحده در بسياري از مسائل از جمله مسائل منطقهاي و فرامنطقهاي با جمهوري اسلامي زاويه دارد و اين زاويه دقيقاً بخش مهمي از منافع امريكا را در بر ميگيرد.
پايان هژمون امريكا در پرونده هستهاياز نكات مهم ديگري كه ميتوان در خصوص اين بيانيه و حصول توافق نهايي در تيرماه اشاره كرد، پايان هژمون ايالات متحده در موضوع هستهاي كشورمان است. امروز كشورهاي اروپايي با درك اين موضوع كه پرونده هستهاي ايران يك پرونده سياسي است نه فني، ديگر حاضر به حركت در مسير ايالات متحده نيستند و ميخواهند سهمي در بازار بزرگ اقتصادي ايران داشته باشند. علاوه بر اين با لغو تحريمهاي جمهوري اسلامي در شوراي امنيت، عملاً به دليل آنكه ايالات متحده تنها تصميم گير در شوراي امنيت نيست، ديگر توانايي براي برگرداندن اين تحريمها براي اين كشور وجود ندارد. از اين رو به خوبي مشخص است كه ادعاهاي امريكا در خصوص قابليت برگشت پذيري تحريمهاي شوراي امنيت، نه تنها يك بلوف رسانهاي است، بلكه توهيني آشكار به ساير اعضاي شوراي امنيت است كه عملاً قدرت آنها را ناديده ميانگارد.
اينها تنها گوشهاي از نكات مطرح شده پيرامون بيانيه لوزان و توافقي است كه بر اساس اين بيانيه قرار است در تابستان به امضاي ايران و گروه 1+5 برسد. از اين رو لازم است تمام جريانهاي سياسي با توجه به اين نكات و عدم خوشبيني مفرط و سياهنمايي مانع از شكلگيري دوقطبي موافق و مخالف در جامعه شوند.