
آنچه باعث ميشود يك فعاليت سينمايي تأثيرگذار باشد نه امكانات آن بلكه مخاطباني است كه به خود جذب ميكند. زمانيكه از عمار به عنوان موفقترين فعاليت سينمايي ياد ميشود در نقطه مقابل آن نيز فعاليت گروه «هنر و تجربه» قرار ميگيرد كه با وجود همه داشتههايش از نداشتن مخاطب رنج ميبرد.
ارائه آمار مخاطبان چند فيلم مستند اكران شده در گروه سينمايي «هنر و تجربه»، نشاندهنده تعداد مخاطباني است كه اين گروه توانسته است به خود جذب كند. در بازه زماني مهرماه تا اسفندماه، مستندهاي «شش قرن و شش سال»، «021»، «از ايران يك جدايي»، «كهريزك چهارنگاه»، «عروسك» و «خاطراتي براي تمام فصول در مجموع 240 سانس نمايش حدود 7 هزار نفر تماشاگر داشتند.
گروه هنر و تجربه از ابتداي راهاندازي تاكنون بهرغم داشتن امتيازات ويژه مانند سالنهاي مجهز سينما، تبليغات و همكاري برخي از شاخصترين كارگردانان سينماي ايران با آن، همچنان از نداشتن مخاطب در رنج است. آمار مخاطبان فيلمهاي مستند اين گروه، نشاندهنده جايگاه واقعي است كه اين گروه در ميان مردم پيدا كرده است.
زماني كه مستندي چون «شش قرن و شش سال» تنها 30 درصد از ظرفيت اكران را ميتواند پر كند يا مستند «خاطراتي براي تمام فصول» فقط 3 درصد اشغال صندلي دارد، آيا اين را ميتوان به پاي موفقيت گذاشت يا شكست؟!
دستاندركاران گروه هنر و تجربه اين ميزان مخاطب را يك پيروزي ميدانند و معتقدند: «اين اتفاق ميتواند برگ افتخار ديگري باشد كه از حمايت مخاطبان فرهيخته سينماي نجيب هنر و تجربه ناشي شود؛ افتخاري كه تمامي علاقهمندان و دستاندركاران اين نوع سينما را به آينده پربار سينماي ايران اميدوار مينمايد. شوراي سياستگذاري و تمامي دستاندركاران اجرايي سينماي هنر و تجربه برخود ميبالند كه توانستهاند روزنهاي هرچند كوچك براي ديده شدن سينماي مستند برپرده سينماهاي كشور بگشايند تا اين سينماي پايه و تأثيرگذار بتواند نقش اصلي خود را در ارتقاي سطح سينماي ايران به درستي ايفا نمايد.» اما اين حس پيروزي تا وقتي ادامه خواهد داشت كه نمونهاي براي قياس وجود نداشته باشد. جشنواره فيلم عمار با وجود آنكه از سوي محافل روشنفكري سينما مورد بيمهري است و عمار هم هيچ تمايلي براي داشتن محبوبيت در ميان اين قشر ندارد اما توانسته است مخاطباني را براي سينما جذب كند كه نه سينماي تجاري و نه گروه شبهروشنفكري «هنر و تجربه» قدرت جذب آنها را نداشته و نخواهد داشت. درست است كه عمار اكرانهاي رايگان دارد و همين رايگان بودن مزيتي در جذب بيننده بهشمار ميرود اما در مقابل عمار نه از سالنهاي مجهز سينما برخوردار است و نه سازمان سينمايي براي آن مزيتي در نظر گرفته است. بخش عمدهاي از فيلمهاي حاضر در عمار را مستندهايي تشكيل ميدهند كه در بين اسامي كارگردانانش از جوانان گمنام تا مستندسازان نامدار حضور دارند. براي نمونه مستند «خاطراتي براي تمام فصول» به كارگرداني مصطفي رزاق كريمي هم در پنجمين دوره جشنواره فيلمهاي مردمي عمار حضور داشت و هم در گروه هنر و تجربه اكران شد. كل مخاطبان اين مستند نامدار در 42 اكران آن 206 نفر بوده است، يعني حدود كمتر از پنج نفر در هر سانس نمايش!
در اينجا بحث اصلي بر سر نحوه مديريت است و پيدا كردن راههاي جذب مخاطب. زماني كه فيلم مستند «كهريزك، چهارنگاه» كه رخشان بنياعتماد، محسن اميريوسفي، بهمن كيارستمي و پيروز كلانتري كارگردانان آن بودهاند و فضاي تبليغاتي بسيار خوبي نيز داشته است، با 38 سانس فقط 518نفر تماشاگر داشته! تقريباً هر اكران 13 نفر.
داشتههاي سينماي روشنفكري و مديريت غلط دولتي در نهايت به جايي ميرسد كه حتي نميتواند طرفداران معمولي خود را به سينما بكشاند. قطعاً در طول سالهاي آينده نيز عمار بر اساس ساختار اكرانهاي خاصش به كار خود ادامه خواهد داد و نيازي به استفاده از امكانات دولتي در حدي كه «هنر و تجربه» از آن برخوردار است، ندارد اما در زماني كه براي داشتن صرفه اقتصادي، سينماها با افزايش قيمت بليت روبهرو ميشوند، سينماهاي خالي گروه هنر و تجربه همچنان با قيمتهاي قبلي به كار خود ادامه ميدهند، حيف است كه همه دست و دلبازيهاي دولت براي اين گروه سينمايي به چنين وضعي دچار شود. «هنر و تجربه»اين شهامت را به خرج داده و آمار مخاطبان خود را منتشر كرده، به اين اميد كه برنامهريزان سينماي ايران با يك حساب سرانگشتي و ساده بتوانند پيامهاي روشن اين آمار را درك كنند و در آينده آن را به كار برند.