
ماجراي اظهارات علي يونسي دستيار ويژه رئيسجمهور در امور اقليتها هر روز ابعاد تازهاي پيدا ميكند. حالا اين اظهارات نه فقط در داخل كشور بلكه نقل محافل رسانهاي عربي نيز شده و همين گفتهها به دستاويزي براي پروژه ايرانهراسي تبديل شده است.
آقاي يونسي چندي پيش در همايش بزرگ هويت ايراني در سخناني عنوان كرده بود: «در حال حاضر عراق نه فقط حوزه تمدني نفوذ ماست بلكه هويت، فرهنگ، مركز و پايتخت ماست و اين مسئله هم براي امروز است و هم گذشته.»
اين اظهارات علي يونسي بازتاب گستردهاي در كشورهاي عربي داشت و وزارت امور خارجه عراق در بيانيهاي از گفتههاي وي ابراز «تعجب» و اين سخنان را «محكوم» كرده است. ابراهيم جعفري، وزير خارجه عراق نيز در گفتوگو با روزنامه الشرقالاوسط به سخنان يونسي اعتراض كرد و گفت: «عراق داراي حاكميت كامل است و به هيچ طرفي چه ايران و چه غير از آن اجازه نداده و نخواهد داد كه اين حاكميت را نقض يا در امور داخلي اين كشور دخالت كند.»
همچنين در داخل كشور نيز اگرچه علي يونسي كوشيد در مصاحبهاي جداگانه با شبكه العالم به نوعي گفتههاي خود را سرپوش بگذارد و از عمق اين فاجعه بكاهد اما اين گفتهها افاقه نكرد و ۲۱ نفر از نمايندگان مجلس در تذكري خطاب به حسن روحاني رئيسجمهور گفتند كه اظهارات علي يونسي «همان القاي ايرانهراسي و اسلامهراسي كه توسط دشمنان انقلاب اسلامي بارها در رسانههاي آنها و مواضعشان بيان شده ميباشد.» اين نمايندگان خواستار بركناري علي يونسي از سمت خود نيز شدند.
درخواستي كه قبول نشداما درخواست نمايندگان براي بركناري علي يونسي از دستياري ويژه رئيسجمهور در امور اقوام و اقليتها در حالي توسط رئيسجمهور مورد قبول قرار نگرفت كه ديروز احمد اميرآبادي نماينده قم و عضو كميسيون اصل 90 مجلس شوراي اسلامي در گفتوگو با تسنيم، از شكايت تعدادي از نمايندگان مجلس از علي يونسي خبر داد و گفت: اقدامات و اظهارات آقاي يونسي خلاف امنيت ملي بوده است.
همين موضوع باعث شد علي يونسي به دادگاه ويژه روحانيت احضار شود، اگرچه رسانههاي اصلاحطلب در حمايت از وي دست به جعل خبر زدند و مدعي شدند احضار يونسي به دادگاه ويژه روحانيت صحت ندارد. در همين ارتباط سعيد زارع، معاون علي يونسي دستيار ويژه رئيسجمهور در امور اقليتهاي ديني و قومي، خبر احضار او به دادگاه ويژه روحانيت را تكذيب كرد. وي ديروز به ايلنا گفت: «چنين خبري صحت ندارد و دستيار ويژه رئيسجمهور در امور اقليتها به مراجع قضايي احضار نشده است.»
اما بلافاصله پس از اين خبر بود كه حجتالاسلام محمد موحد دادستان ويژه روحانيت تهران در گفتوگو با همين خبرگزاري اظهار داشت در پي اظهارات آقاي يونسي كه در روزنامهها و رسانهها نيز پخش شد، گزارشهاي مختلفي از سوي دادستاني عمومي تهران و مراجع امنيتي ارجاع شد. وي ادامه داد: با توجه به وصول اين گزارشها، آقاي يونسي به دادسراي ويژه روحانيت احضار شدند، تحقيقات لازم انجام و اظهارات ايشان استماع شد.
موحد با بيان اينكه قرار تأمين براي وي صادر شده است گفت: اما هنوز پرونده به دادگاه ارجاع نشده است و بعد از طي فرآيند لازم ارسال ميشود. دادستان ويژه روحانيت تهران، اتهام يونسي را اظهارات خلاف امنيت ملي عنوان كرد.
يونسي و پروژه ايرانهراسياما گفتههاي علي يونسي در حالي بود كه دشمنان جمهوري اسلامي ايران، تلاش بسياري را براي پيادهسازي پروژه ايرانهراسي در منطقه در دستور كار خود قرار دادهاند؛ پروژهاي كه قدرت نظامي جمهوري اسلامي را عليه كشورهاي دوست منطقه معرفي و موج بيداري اسلامي را كه تأسي از انقلاب اسلامي ايران بود به عنوان تلاش جمهوري اسلامي براي سلطه بر كشورها معرفي ميكرد. موفقيت اين پروژه ميتوانست چند آورده براي دشمنان جمهوري اسلامي به همراه داشته باشد؛ نخست روابط ايران و ديگر كشورهاي مسلمان قطع شود و نه تنها جمهوري اسلامي در يك انزوا قرار ميگرفت بلكه در سوي ديگر توانسته بود پيكره بزرگ دنياي اسلام را به چند پاره تقسيم كند.
آورده دوم اين پروژه سودهاي كلاني است كه از فروش سلاح به كشورهاي عربي به جيب كشورهاي غربي فروشنده سلاح ميرود و در نهايت منطقه حساس خاورميانه به عنوان يكي از شريانهاي اصلي انرژي جهان را به زرادخانه بزرگي از سلاحها تبديل كرده بود.
سومين آورده و شايد مهمترين هدف اين پروژه نيز انحراف در مسير بيداري اسلامي است. غربيها همزمان با موج بيداري اسلامي در كشورهاي عربي خاورميانه و سرنگوني حكومتهاي ديكتاتور وابسته به غرب كه سبب از بين رفتن منافع آنها در اين منطقه حساس شد، با درك نقش جمهوري اسلامي كوشيدند، ايران را از محوريت اين موج خارج كنند و بار ديگر كنترل حكومتهاي اين كشورها را به دست بگيرند. بيشك بهترين شيوه براي تحقق اين هدف چيزي جز معرفي كردن جمهوري اسلامي ايران به عنوان حكومتي كه به دنبال تسلط به كشورهاي عربي است، نخواهد بود؛ برنامهريزياي كه علي يونسي خواسته يا ناخواسته براي تحقق آن كوشيد و صحبتهايش در خصوص عراق، به اين حركت دامن زد.
يونسي، پل ارتباط اصلاحطلبان با اقليتهااما در اين ميان شايد سؤال اصلي اين باشد كه چرا اصلاحطلبان با علم به اشتباه استراتژيك بزرگ علي يونسي، همچنان از وي حمايت ميكنند؟ پاسخ به اين سؤال را ميتوان در اهداف انتخاباتي اصلاحطلبان جستوجو نمود و دليل مقاومت جريان اصلاحطلب در موضوع علي يونسي و حمايت تمام قد از وي را تلاش براي احياي جريان اصلاحطلب عنوان كرد. اين جريان كه پس از خرداد سال 80 ديگر نتوانست در هيچ انتخاباتي پيروز شود و پس از اين سال همواره به عنوان يك جريان سياسي حاشيهاي در سطح جامعه شناخته ميشود، در سال 88 دچار ريزش شديد در پايگاه رأي خود شد. پس از اين سال بود كه اصلاحطلبان تلاشي جدي را براي ترميم سبد رأي خود آغاز كردند كه سرانجامش نزديكي به طيف كارگزاران و موفقيت گزينه تحميلي به اين جريان در انتخابات رياست جمهوري گذشته شد. اين پيروزي خون تازهاي را به جريان اصلاحطلب تزريق كرد و آنان را بر آن داشت كه سياست خود را در تقويت پايگاه رأي خود ادامه دهند.
يكي از اين استراتژيهاي اصلاحطلبان تصاحب آراي اقليتهاي مذهبي در داخل كشور بود؛ جايي كه علي يونسي از چهرههاي اصلاحطلب با سابقه امنيتي خود وظيفه ارتباط با اقليتهاي مذهبي را به عهده گرفت. تماس با اقليت اهل تسنن و بزرگان اين طيف، در كنار ارتباطگيري با قوميتهاي مختلف به ويژه مرزنشينان و ارائه وعدههايي كه شايد در حيطه اختيارات دستيار ويژه رئيسجمهور نيست، از مهمترين برنامههاي علي يونسي براي پيوند زدن سبد رأي اين طيف از جامعه به اصلاحطلبان بوده است.