شانزدهمين دوره جايزه كتاب سال دفاع مقدس در 22 رشته داوري شد و مخاطبان و علاقهمندان به هنر مكتوب دفاع مقدس، آثار برگزيده و برتر را شناختند.
در ميان آثار داوري شده، جايزه برگزيده «گروه ادبيات نمايشي» به نمايشنامه «خنكاي ختم خاطره» حميدرضا آذرنگ رسيد. آذرنگ بازيگر و نمايشنامهنويس با سابقه تئاتر كشور چندين اثر ديگر با موضوع جنگ را نگاشته است و اين بار در «خنكاي ختم خاطره» به موضوع كشتهشدگان جنگ ايران و عراق و روانشناسي اجتماعي مردم آسيبديده از جنگ ميپردازد. متن نمايشنامه آذرنگ براي اولين بار در سال 1388 در تماشاخانه ايرانشهر به روي صحنه رفت كه جايزه بهترين نمايشنامه را از بيست و هشتمين جشنواره تئاتر فجر به دست آورد.
سؤال اساسي و مهم اينجاست چرا در حوزههاي ديگر ادبيات دفاع مقدس اگر نگوييم هر سال، هر چند سال يك بار اثر درخشاني مثل «من زندهام»، «پايي كه جا ماند» و «دا» توليد و نوشته ميشود ولي در بخش مربوط به هنرهاي نمايشي – چه نمايشنامه و چه فيلمنامه - تا اين اندازه با ضعف روبهرو هستيم كه داوران مجبور به انتخاب اثري مربوط به پنج سال پيش ميشوند.
امسال كتاب سال دفاع مقدس با وقفهاي سه ساله برگزار شد و چرا در اين سه ساله هيچ نمايشنامه يا فيلمنامهاي نتوانسته داوران را مجاب به انتخاب كند و باز اين پرسش مطرح ميشود كه چرا در ميان سيل هنرمندان جواني كه در عرصه هنرهاي نمايشي كار ميكنند باز بايد به چهره باسابقه و پيشكسوتي به نام آذرنگ برسيم. در تواناييهاي بالاي آذرنگ هيچ شكي نيست ولي چرا نسل جوانِ علاقهمند به تئاتر و فيلم توانايي توليد اثري در حد و اندازههاي برگزيده شدن را ندارد و تعداد آثار درخشان در اين حوزه آنقدر لاغر است.
اگر نگاهي به نمايشهاي دفاع مقدسي كه امسال به روي صحنه رفتند، بيندازيم و آنها را با تعداد كل نمايشهايي كه در طول سال به روي صحنه رفت، مقايسه كنيم عددي كم و ناچيز مقابل ديدگانمان قرار خواهد گرفت. اين آمار نشان ميدهد كارگردانان و نويسندگان تئاتر برخلاف سينماگران كه هر ساله چندين فيلم درباره دفاع مقدس ميسازند اقبال كمتري به اين حوزه نشان ميدهند.
در كنار كمكاري نويسندگان، نمايشنامههايي كه در حوزه دفاع مقدس نوشته ميشوند درگير دو مشكل عمدهاند. اول اينكه بيش از اندازه درگير شعاردادن ميشوند و با تيرباران مخاطبانشان با شعارهاي مختلف، آنها را از ديدن كارشان دلزده ميكنند. در اين حوزه وجود نمايشنامههايي با داستانهاي جذاب كه حاصل پژوهش و تحقيق باشد بسيار كم ديده ميشود و متنها در حد روايت سطحي خودشان باقي ميمانند. اين يكي از بزرگترين آفتهاي حوزه نمايش است كه پس از گذشت سالها از پايان جنگ هنوز با آن روبهرو هستيم.
معضل ديگري كه چند سالي ميشود در هنر دفاع مقدس باب شده، رو آوردن به لودگي و شوخيهاي دم دستي است. كاري كه دامنهاش از سينما وارد تئاتر شد و حالا بعضي نويسندگان به جاي نگارش نمايشنامههايي ماندگار، به نوشتن آثاري تاريخ مصرفدار كه پر از شوخيهاي مختلف است روي ميآورند. چنين نمايشنامههايي همانند مشابه سينماييشان پس از يك دوره اجرا، هيچ ماندگاري ندارند و پس از يك دوره كوتاه از ذهن مخاطبان پاك ميشوند.
همانطور كه حوزه ادبيات داستاني نيازمند پژوهش و تحقيقات ميداني است، حوزه هنرهاي نمايشي هم نيازي مبرم به پژوهش و تحقيق دارد. اگر همان زمان و انرژي كه نويسندگان براي كتابهاي خاطره و داستان صرف ميكنند را براي نمايشنامه بگذارند مطمئناً هر سال با چند اثر درخشان مواجه خواهيم شد.
وقتي مديران و متوليان فرهنگي با توجه ويژهشان به ادبيات دفاع مقدس توانستند جاني به كتابهاي منتشر شده در اين حوزه بدهند، اگر همان سرمايهگذاري و نگاه هم به حوزه نمايش به وجود بيايد، تئاتر دفاع مقدس ميتواند حرفهاي زيادي براي گفتن داشته باشد. با توجه به اقبال مردم به ويژه نسل جوان به هنرهاي نمايشي، سرمايهگذاري به دور از سفارشي كار كردن، يكي از بهترين راهها براي آشنايي و جذب نسل جوان با تاريخ و ارزشهاي دفاع مقدس است. در حدود سه دههاي كه از پايان جنگ ميگذرد مسئولان هنرهاي نمايشي برنامه خاصي براي اين حوزه نداشتهاند و تنها به اجراي چند نمايش سفارشي قناعت كردهاند. اگر از نمايشنامهنويسان علاقهمند به دفاع مقدس حمايت شود، قطعاً در جشنوارههايي كه سالهاي آينده برگزار ميشود، شاهد آثاري ماندگار خواهيم بود.