حضور چهار تكواندوكار ايراني( دو مرد و دو زن) در اردوهاي آمادهسازي تيمهاي ملي تكواندوي مردان و زنان آذربايجان مهر تأييدي بود بر تمام نگرانيها در خصوص تابعيت گرفتن ورزشكاران كشورمان و حضور آنها در مسابقات مهم بينالمللي با پرچم ساير كشورها بهويژه همسايه شمالي يعني آذربايجان.
حالا ديگر قصه از گمانهزني و احتمال خارج شده و واضح است كه اين چهار تكواندوكار در آذربايجان حضور دارند و تمام تلاش خود را براي رسيدن به تيمملي اين كشور انجام ميدهند. اما نكته جالب توجه در اين خصوص اظهارات رئيس فدراسيون تكواندو در مورد اين قبيل ورزشكاران و متهم كردن سرمربي ايراني تيم آذربايجان در نقش داشتن در اين جريان است.
محمدرضا پولادگر روز سهشنبه در گفتوگو با رسانهها مدعي شده تبعه شدن تكواندوكاران ايراني بعد از حضور مهماندوست به عنوان سرمربي تيمملي آذربايجان رنگ گرفته است.
رئيس فدراسيون تكواندو اذعان ميكند كه شرايط مالي خوبي به آنها پيشنهاد ميشود و بعد اين تكواندوكاران را متهم به نداشتن عرق ملي و تعهد نسبت به كشور ميكند.
حرفهاي رئيس فدراسيون تكواندو در حالي رسانهاي ميشود كه پيش از اين بارها شاهد حضور ورزشكاران ديگر رشتهها در تيمهاي آذربايجاني بودهايم، رشتههايي چون كشتي و بوكس؛ توجه جناب پولادگر را به اين مسئله جلب ميكنيم كه بهتر است به جاي انگ عدم تعهد زدن و تهمت زدن به اين و آن قدري بيشتر به ورزشكاران و مسائل ريز و درشت آنها توجه داشته باشد. البته اين فقط نه خطاب به رئيس فدراسيون تكواندو كه به تمام مسئولان رشتههاي مدالآور و المپيكي گفته ميشود.
مدتهاست فرياد مدالآوران ايران در رشتههاي مختلف از عدمتوجه، رسيدگي و كمبود امكانات بلند است. سؤالي كه بايد از رئيس فدراسيون تكواندو پرسيد اين است كه آيا روزبهاني بوكس، حدادي تكواندو و خيرآبادي كشتي فرنگي هم نسبت به كشورشان بيتعهد و بدون عرق ملي هستند، بهطور حتم پاسخ منفي است و در خصوص چهار تكواندوكار نيز همين پاسخ صادق است.
مهماندوست پاسخ ميدهد
اما رضا مهماندوست سرمربي تيمملي آذربايجان در پاسخ به اتهامات وارده ميگويد: به هيچ عنوان در اين انتقالها دخالت نداشتهام.
سرمربي سابق تيمملي تكواندوي كشورمان ادامه داد: من اين چهار تكواندوكار را نديدهام، فقط شنيدهام به آذربايجان آمدهاند و قرار است در تمرينات حضور داشته باشند. البته بايد يادآور شوم كه هيچ كدام آنها مليپوش تكواندوي ايران نبودهاند. براي آوردن يك ورزشكار به كشوري ديگر قطعاً كميته المپيك و مسئولان فدراسيون آن كشور تصميمگيرنده هستند اما چون من سرمربي آذربايجان هستم دوستان چنين صحبتهايي را مطرح ميكنند. باز هم تأكيد ميكنم من هيچ دخالتي در اين نقل و انتقالات نداشتهام. آيا آن زمان كه تكواندوكاران به برخي ديگر از كشورها ميرفتند نيز من مقصر بودم؟ اين ورزشكاران با پيشنهادهاي خوب مالي مواجه شدهاند، آنها عاشق چشم و ابروي من نيستند كه بهخاطر من در يك كشور ديگر فعاليت كنند.
ورود ممنوع
صحبتهاي سرمربي تيمملي آذربايجان در حالي مطرح ميشود كه بيژن مقانلو سرمربي تيمملي كشورمان نيز واكنش جالبي نسبت به حضور تكواندوكاران در آذربايجان نشان داد. مقانلو با تأكيد بر اينكه اين قبيل ورزشكاران ديگر راهي براي بازگشت به تيمملي ندارند به جامجم گفت: تيمملي فدايي ميخواهد اما همين فداييان روزي كه دنياي قهرماني را ترك ميكنند تازه ميخواهند زندگي را شروع كنند بايد انصاف داشت و اين مسائل را هم ديد. ورزشكار و مربي حق دارند زندگي كنند.
ورزشكار و مربي حق دارند زندگي كنند، اين نكتهاي است كه ظاهراً از ديد خيلي از مسئولان ورزش كشور پنهان مانده، اين روزها بسياري از آنها كه با مدالآوريشان، با پيروزيهايشان و با افتخارآفريني دل مردم ايران را شاد كردند، مقصر ميشوند كه براي پول و ماديات به كشورشان پشت كردهاند. همين دو روز قبل رئيس فدراسيون بوكس درست مانند همتاي تكواندويي خود روزبهاني قهرمان ارزنده كشور را متهم كرد كه بهخاطر پول ميخواهد تابعيت بگيرد در حاليكه روزبهاني فقط حرف رفتن زده بود نه تابعيت گرفتن و پشت كردن به تيمملي ايران.
قصه چهار تكواندوكار ايراني حاضر در آذربايجان نيز درست همين مسئله است. آنها متهم به
وطنفروشي براي كسب درآمد و با تابلوي ورود ممنوع سرمربي تيمملي روبهرو ميشوند در حاليكه اصلاً مليپوش نبودهاند. حرفهاي سرمربي تيمملي در اجراي شايستهسالاري كاملاً درست است. شايستهها بايد تيمملي را تشكيل دهند اما خود او هم اذعان ميكند كه هم به ورزشكار و هم به مربي بايد آنچنان كه شايسته است، بها داده شود تا حداقل دغدغه معيشت نداشته باشند.
سؤالي كه بايد از سرمربي تيمملي پرسيد اين است كه آيا اگر يكي از مليپوشان فعلي نيز در جمع مسافران آذربايجان قرار داشت باز هم چنين عكسالعملي را نشان ميداد و جلوي او هم تابلوي ورود ممنوع ميگرفت. مقانلو از طرفي مشكل را تأييد و از سويي كار ورزشكاران را تقبيح ميكند و معلوم نيست كه در اين بين كدام طرف را ميگيرد.
صرفنظر از تمام اين اظهارات آنچه مسلم است اين است كه اتفاق تلخي در شرف وقوع است، اتفاقي كه هوشياري و برنامهريزي بيشتر و بهتر مسئولان ورزش در رسيدگي به وضعيت رشتهها و ورزشكاران مدالآور را ميطلبد؛ چراكه اگر فكري نشود به زودي شاهد حرفهايي از اين دست يعني وطنفروشي و پشت كردن به تيمملي در خصوص خيلي از چهرههاي سرشناس ورزشيمان باشيم و آنچه مسلم است اينكه برنده واقعي اين كشمكش و جدالها كشورهايي هستند كه ستارههاي ما را با پولهاي خود ميبلعند.