نشست وزراي امور خارجه اتحاديه عرب روز دوشنبه در قاهره پايتخت مصر برگزار شد تا درباره نحوه برگزاري نشست سالانه سران اين اتحاديه تصميمگيري كند كه به روال هميشگي در اواخر ماه جاري ميلادي و اوايل فروردين ماه آينده برگزار خواهد شد. بنا بود در پايان اين نشست مصاحبه مطبوعاتي برگزار شد اما بدون ارائه هيچ دليل مشخص لغو شد كه اين از به نتيجه نرسيدن توافق درباره مسائل مورد مذاكره در اين نشست حكايت دارد. قطر از شركت در اين نشست خودداري كرد كه به نظر ميرسد علت آن اختلافاتي است كه كماكان با مصر به عنوان ميزبان اين نشست دارد و وساطتهاي عربستان نتيجهاي در پي نداشته است. سعودالفيصل، وزير امور خارجه عربستان مشاور خود را به اين نشست فرستاد و هرچند امكان دارد تقليل سطح اين سفر با بيماري توأم با كهولت سن سعودالفيصل توجيه شود اما واقعيت اين است كه عربستان با وجود اينكه در دوره ملك عبدالله پادشاه فقيد اين كشور نقش اساسي در سرنگوني دولت اخوان به رهبري محمد مرسي در مصر و روي كار آوردن مجدد نظاميان به رهبري عبد الفتاح السيسي داشته است اما بعد از مرگ ملك عبدالله و به قدرت رسيدن سلمان بن عبد العزيز دستكم بر سر دو مسئله با قاهره و دولت السيسي اختلاف نظر پيدا كرده است: نخست ترميم روابط با اخوانالمسلمين و دوم تشكيل ارتش متحد عربي.
در مورد موضوع نخست بايد گفت عربستان دستكم به دو علت به صورت تاكتيكي هم كه شده باشد به كار با اخوانالمسلمين گرايش پيدا كرده است؛ نخست براي جلوگيري از جذب جوانان سني و همچنين طردشدگان اخوان به سمت داعش است كه اكنون با توجه به اعلام خلافت به يك تهديد جدي ايدئولوژيك براي دولت عربستان تبديل شده است و دوم براي استفاده از ظرفيتهاي شاخه اخواني يمن (حزب اصلاح ) و همچنين حاميان منطقهاي اخوانالمسلمين يعني تركيه و قطر براي مقابله با انقلابيون يمن به رهبري حوثيها است.
در خصوص موضوع مورد اختلاف دوم يعني تشكيل ارتش مشترك عربي نيز بايد گفت كه عربستان از چند ماه قبل از اينكه اين پيشنهاد (در پي انتشار فيلم مربوط به سربريدن 21 كارگر مسيحي مصري در ليبي )مطرح شود در پي تشكيل نيروي دفاع مشتركي در چارچوب شوراي همكاري خليج فارس و با مشاركت برخي ديگر از كشورهاي عربي خارج منطقه همچون اردن، مغرب و مصر بود و از اين طريق ميخواست مصر را در معادلات منطقهاي زير چتر رهبري خود ببرد و شايد يكي از اهداف پنهاني و اعلام نشده عربستان از روي كار آوردن نظاميان دستيابي به اين هدف بوده است.
اما در مقابل مصر و دولت السيسي در هر دو مورد رويكردي كاملاً متفاوت با عربستان اتخاذ كرده است و نه تنها تمايلي براي گفتوگو با اخوانالمسلمين ندارد، بلكه در تلاش است اين جنبش را همرديف داعش و ديگر گروههاي تكفيري قرار دهد تا بتواند از پتانسيلهاي ائتلاف به اصطلاح ضد داعش براي ادامه سركوب اخوانيها استفاده كند و در عين حال با اتكا به تشكيل ارتش مشترك عربي بتواند پروژه انتقال و يكسرهسازي قدرت به رياست ژنرال حفتر را در ليبي به سرانجام برساند تا از تأثير قدرتگيري اسلامگراهاي ليبي اعم از اخواني و داعشي آن بر جنبش سركوب شده اخوان در داخل اطمينان پيدا كند. از آنچه گفته شد مشخص ميشود كه معادله حاكم بر روابط ميان مصر و عربستان از نوع حاصل جمع جبري صفر است كه امكان رسيدن به تفاهم و توافق را از بين ميبرد.