اگر يك جستوجوي ساده در تصوير گوگل بزنيد متوجه ميشويد كه محصولات و بستهبنديهاي فروشگاههاي سبز كه هدفشان حذف سرطان و عوامل سرطانزا از چرخه زندگي صنعتي ماست تا چه اندازه به خاطرات قديمي ما شباهت دارند. قالبهاي پنيري كه بوي كاغذ ميدهد، خوشههاي انگوري كه در پاكتهاي خاكي رنگ بستهبندي ميشوند همه اگرچه اين روزها فقط در فروشگاههاي سبز اروپا ديده ميشود اما روزي روزگاري سبك زندگي ما بود كه به واسطه ورود زندگي صنعتي از كشورهاي غربي حذف شد. اگر شما خاطرتان نيست از بزرگترها بپرسيد حتماً به شما خواهند گفت كه سه دهه قبل درست زماني كه فرآوردههاي نفتي در فروشگاهها جايي نداشتند ما از ارائه كيسههاي پلاستيكي ذوق ميكرديم و حالا بعد از گذشت سه دهه ماندهايم كه با اين حجم زبالههاي غيرقابل تجزيه چه كاركنيم؟ حتي اگر بتوانيم از شر بقاياي حضور مواد نفتي و شيميايي از چرخه زندگيمان خلاص شويم بايد اعتراف كنيم كه به اين زوديها نميتوانيم از شر تأثير اين مواد روي سبك زندگي، سيستم بدني و سرطانزايي كم كنيم. بايد اعتراف كنيم فرهنگ و سبكي را كه سالها پيش به فراموشي سپرديمش حالا براي ازسرگيرياش بايد وقت، هزينه و اتاق فكر صرف كنيم. حالا كه اتحاديه اروپا براي توقف روند سرطانزايي محصولات شيميايي به اين نتيجه رسيده كه بايد فروشگاههاي سبز راهاندازي كند تازه متوجه ميشويم كه چقدر ارزان فرهنگ سنتيمان را به صنعت غربي فروختيم و حالا براي از سرگيرياش دچار سردرگمي هستيم.
نه تنها ايران بلكه معضل حذف و بازيافت نايلون و مواد نفتي بسياري از جوامع پيشرفته و صنعتي را نيز به چالش كشيده است و در اين بين هر جامعهاي تلاش ميكند به هر روش ممكن با اين معضل مقابله كند. مثلاً در فرانسه در برخي فروشگاههاي حامي محيط زيست، پلاستيكهاي خريد با قيمتي گزاف در اختيار مردم قرار ميگيرند دقيقاً به همين دليل مردم ترجيح ميدهند يا از پاكتهاي كاغذي استفاده كنند يا براي خريد از منزل سبد بياورند. «فروشگاه بدون زباله» در بلژيك هم تمام كيسههاي خريد را از مواد قابل تجزيه ساخته كه البته جزو معدود فروشگاههاي سبز در اروپا است كه به مواد قابل تجزيه اكتفا كرده است. مراجعان اين فروشگاه آموختهاند كه پس از استفاده كيسههاي خريد را ميتوانند زير خاك دفن كنند يا در سطلهاي مخصوص مواد قابل تجزيه قرار دهند. فراموش نكنيد نوع بستهبندي تنها بخش كوچكي از هدف بزرگ سيستم ارگانيك است چون بخش مهمتر و قابل تأملتر نوع مواد خوراكي، چگونگي تهيه و توليد آنها است. فروشگاههاي مواد غذايي ارگانيك حتي موادي كه با عنوان اصلاح شده ژنتيكي (GM) باشند را نميفروشند. به اين مضمون كه غذاي GM باعث ايجاد آلرژي و كاهش سيستم ايمني بدن خواهد شد. علاوه بر اين سلامت استفادهكنندگان از مواد غذايي اصلاح شده ژنتيكي براي دولتهاي مهم دنيا هنوز مبهم است پس ترجيح ميدهند براي افزايش ميزان سلامت هموطنانشان روي توليد محصولات ارگانيك تمركز كنند.
ورود ارگانيك به عرصه كشاورزي و دامپروريدامهاي روستايي ارگانيك در محلي خارج از طويله و تنها با خوراك ارگانيك تغذيه ميشوند و دادن هر نوع آنتي بيوتيك و هورمون رشد به اين حيوانات ممنوع است. گوشتهاي ارگانيك اگرچه با سرعت كمتري در مقايسه با محصولات هورموني توليد ميشود اما در مقابل ميزان قيمت آنها ميتواند هرگونه خسارت احتمالي دامداران را جبران كند.
علاوه بر اينكه در روشهاي ارگانيك به توليد محصولات كشاورزي سالم تكيه ميشود، با حذف مواد شيميايي و نفتي به سلامت چرخه خاك و آبهاي زيرزميني هم كمك بسيار زيادي خواهد شد. كشاورزان ارگانيك در رشد و توليد محصولات خود از روشهاي مرسوم آبياري و كنترل علفهاي هرز استفاده نميكنند، بهطور مثال استفاده از كودهاي طبيعي و استفاده از روشهاي متناوب زراعي يا كودهاي گياهي براي مديريت علفهاي هرز در چرخه ارگانيك كاملاً حذف ميشود. برخي كشورهاي غربي برنامههاي صدور گواهينامه مبتني بر نياز به تمام غذاهاي ارگانيك با استانداردهاي سختگيرانه ايجاد كردهاند. اين استانداردها براي چگونگي رشد چنين غذاهايي به كار گرفته و پردازش شده است مثلاً هر محصول با عنوان ارگانيك بايد برچسب گواهي خاصي را براي معرفي خودش داشته باشد. تنها توليدات با فروش كمتر از ٥٠٠دلار در سال از اين گواهينامه معاف هستند. محصولات گواهي شده ٩٥درصد ارگانيك يا كمتر اين مهر و برچسب را ندارند و محصولاتي كه بهطور كامل ارگانيك هستند، مثل ميوهها و سبزيجات، تخم مرغ يا ديگر غذاهاي تك ماده با برچسب صد درصد ارگانيك ميتوانند مهر ارگانيك داشته باشند. در سيستم ارگانيك صددرصد برچسبي براي غذاهايي مانند صبحانه استفاده ميشود كه با توجه به غلات و تعداد مواد تشكيل دهنده بيشتر از يك ماده ارگانيك دارند و برچسب ارگانيك تنها براي محصولاتي كه حداقل ٩٥درصد آنها ارگانيك باشند استفاده ميشوند. غذاهايي كه كمتر از ٧٠درصد مواد تشكيلدهنده آن ارگانيك باشد مجاز به استفاده از برچسب و مهر ارگانيك نيستند، آنها فقط ميتوانند داراي برچسبي مبني بر اينكه در تهيه اين اقلام از مواد ارگانيك استفاده شده، باشند! همه اين برچسبها به شما كمك ميكند تا دريابيد شرايط طبيعي با ارگانيك قابل مقايسه نيست و تنها مواد غذايي ميتوانند برچسب ارگانيك را داشته باشند كه با توجه به اين استانداردها رشد و پرورش داده شده باشند. جالبتر اينكه چون طعم و مزه ميوهها و سبزيجات ارگانيك اغلب از توليد معمولي بهتر است امروزه برخي از رستورانها در ليست غذايي خود استفاده زيادي از محصولات ارگانيك ميكنند. امروزه بيشتر ميوهها و سبزيجات براي رشد سريعتر و رنگ جذابتر دستكاري ميشوند يا در توليد آنها از مواد شيميايي و هورموني استفاده ميشود. توت فرنگيهاي بزرگ كه در سوپرماركتها و ميوهفروشيها بازار داغي دارند يا روي كيكها به چشم ميآيند رسماً هيچ طعم و مزهاي ندارند و با ميوههاي ارگانيك قابل قياس نيستند اما به دليل در دسترس نبودن يا مقرون به صرفه نبودن مواد ارگانيك از محصولات طبيعي بيشتر استفاده ميشود.
مطمئنتر براي نوزادان و كودكان!بيشترين مزايا و فوايد استفاده از غذاهاي ارگانيك براي كودكان و نوجوانان است. به طور متوسط نوزاد با ٢٠٠ نوع سم و مواد سرطانزا در بدن خود به دنيا ميآيد. وقتي كودك به سن دو سالگي خود برسد با تغذيه مواد ارگانيك در حدود ١/٦ مقدار مواد سرطانزا را در خون خود دارد. بنابراين شما با پيروي از يك رژيم غذايي حاوي مواد ارگانيك شانس ابتلا به بيماريهاي مهم قرن مثل سرطان را به طور قابل توجهي كاهش ميدهيد. گوشت ارگانيك، ماهي و مرغ براي سلامتي افراد حائز اهميت هستند. دام و طيور پرورشي ارگانيك، بدون مواد شيميايي خطرناك هورمونهاي رشد يا حتي آنتيبيوتيكهاي رايج ميباشند. آفتكشهايي كه در كشاورزي عادي استفاده ميشوند حتي روي حيواناتي كه براي اولين بار از آنها استفاده ميكنند تأثير ميگذارند و عمدتا به صورت بافت چربي در بدن حيوانات باقي ميمانند. دام و طيور در بالاترين جايگاه در زنجيره مواد غذايي از نظر ميزان دريافت مواد شيميايي، سموم و گرد و خاك هستند. دامها و طيور بسياري از آفتكشها را به طور مستقيم يا غيرمستقيم ميخورند و به دليل سازگار بودن اين مواد با بدنشان، آنها را در بدنشان حفظ ميكنند. يكي از مهمترين نتايج ارزنده براي غذاهاي ارگانيك اين است كه كشاورزان ارگانيك با حيوانات، انسانيتر رفتار ميكنند و بر آسايش و رفاه حيوانات نيز تأكيد فراواني دارند.
كمك به چرخه محيطزيست، آب و خاكلزوم استفاده از مواد غذايي ارگانيك، بهخصوص اگر شما از جمله افراد دوستدار محيطزيست هستيد را ميدانيد؟ روش كشاورزي متعارف به سبب فرسايش خاك و استفاده از آفتكشهاي خطرناك كه ممكن است قرنها از مصرف آن گذشته باشد را در پي دارد. تصور استفاده از ددت (DDT) و تصور اينكه چقدر ميتواند براي سلامتي شما مضر باشد جاي بسي تأمل دارد. ددت به عنوان معروفترين عامل شيميايي مبارزه با آفات هميشه مطرح بودهاست. حتي اگر مصرف اين آفتكشها براي ساليان قدغن شده باشند، اما هنوز هم آثار استفاده از آن در سراسر دنيا در آب، انسان و حيوانات يافت ميشود.
علاوه براين در طول زمان تأثير آفتكشهاي مصنوعي كمتر و كمتر ميشود به طوري كه بايد مواد شيميايي بيشتري استفاده كرد يا روشهاي ديگري را براي بهدست آوردن نتايجي مشابه قبل استفاده كرد.
تجربه زندگي باكيفيت در قرن 21سوپرماركتها نقش عمدهاي در جوامع ايفا ميكنند. امروزه سطح توقع مشتريان بالا رفته است و انتظارشان ديگر محدود به قيمت ارزان محصول نميشود. آنها ميخواهند بدانند كه شركتهاي توليدكننده قدمهاي مؤثري را در جهت استانداردسازي محصول يا همان سبز شدن كه شامل سازگار بودن مواد بستهبندي با طبيعت، انتخاب مواد اوليه مناسب و از همه مهمتر كه سالم بودن محصول است، برداشتهاند يا خير؟ سوپرماركتها براي مدتي طولاني خردهفروشهاي خوبي نبودند و با عرضه محصول غيراستاندارد، مصرف انرژي بالا و توليد ميزان قابل توجهي زباله، بچههاي بد صنعت فروشندگي به حساب ميآمدند. ولي در دهه اخير، عموماً سوپرماركتهاي كشورهاي خارجي، قدمهاي اگرچه كوچك اما قدرتمندي را براي تغيير سياستهاي خود برداشتهاند و تلاش زيادي براي بهبود اوضاع انجام دادهاند.
راهكار سبز بودن سوپرماركتهاتوليد، بستهبندي و حمل و نقل مواد غذايي تأثير بسزايي روي محيطزيست ميگذارد. علاوه بر اين، بيشتر اقلام غذايي از سوپرماركتهايي تهيه ميشوند كه از منظر استاندارد، سازگار با محيطزيست تلقي نميشوند. ولي با افزايش اهميت تغييرات آب و هوايي، سوپرماركتهاي زنجيرهاي اصلي فرصت مناسبي را براي به كارگيري ابتكارهاي سبزشان يافتهاند تا بدين سبب بتوانند مقدمات ارتقاي اعتبار و حيثيت خود را فراهم كنند. آيا سوپرماركتها واقعاً سبز ميشوند؟
در سال 2006، شوراي ملي مصرفكنندگان انگليس (NCC) يك بررسي را انجام داد كه روي چگونگي كمك فروشندگان اصلي مواد غذايي در انگليس به مشتريانشان براي گرفتن تصميمهاي سبز تمركز كرده بود. آنها حمل و نقل غذا، ضايعات و زراعت را در نظر گرفتند و بر اساس آن مجموع امتيازها را از A تا E دادند. بالاترين نمره را Waitrose» B» گرفت و پس از آن Sainsburys و M&S هر كدام نمره C را دريافت كردند. با اعلام نتايج، از سوپرماركتهاي اصلي خواسته شد از مشتريهايشان بخواهند عادتهاي روزمره خود را ترك كنند و آنها هم در رديف اهميتدهندگان به محيط زيست قرار بگيرند.
سياستهاي سبز عبارت از كارآمدزا كردن مصرف انرژي فروشگاهها، محدود كردن انتشار آلايندههاي كربني از وسايل حمل و نقلكننده اقلام غذايي، كاهش استفاده از صنعت بستهبندي، قابل بازيافت و تجزيهپذيري بستهبنديهاي به كار برده شده و تهيه محصولات از منابع مطمئن و دوستدار محيط زيست است.
از ديگر راهكارهاي سبز بودن يك سوپرماركت نيز تغيير عادتهاي خريد است؛ دادن اطلاعات مكفي به مشتريان خود كه مواد غذاييشان را از چه منابعي به دست ميآورند، ترويج غذاهاي فصلي و محلي، تشويق مردم به استفاده از جايگزيني براي كيسههاي پلاستيكي.
اقدامات سبز سوپرماركتهاي سالمدر اوايل سال 2007، مدير مسئول سوپرماركتهاي زنجيرهاي M&S اعلام كرد طي چشم اندازي پنج ساله، دست به ابتكار جديدي خواهد زد و با سرمايهگذاري 200 ميليون پوندي قصد دارد تا از اثرات زيست محيطي خود بكاهد. اين تصميم به مزاج حاميان محيط زيست خوش آمد و غيرمستقيم سياستهاي M&S را بر سر ديگر خردهفروشان ميزد. اين چشمانداز روي پنج موضوع اساسي: تغييرات آب و هوايي، ضايعات، مواد خام پايدار، سلامت و تجارت منصفانه تمركز ميكرد. در اين ميان، خبري از تغيير عادتهاي استفاده از كيسههاي زباله نبود ولي در عوض، مواد بستهبندي از نشاسته ذرت تهيه ميشد بنابراين در نهايت تبديل به كود خواهد شد. آنها همچنين ادعا كردند 91 درصد بستهبنديهايشان قابل بازيافت است. علاوه بر اين مشتريان ميتوانند لباسهاي كهنه خود را كه از همين مراكز خريداري كرده بودند بازگردانند و در قبال آن پول مختصري دريافت كنند. در ادامه روند موفقيتهاي اين سوپرماركت، يكي از مشتريان ثابت آنها گفته است سياستهاي M&S او را تشويق كرده است تا اسباب قديمي منزلش را نيز بازيافت كند. سخنگوي M&S ادعا كرده است توليد ضايعاتشان را تا 20 درصد كاهش دادهاند و تصميمگيريهايشان در جهتي است كه تا سال 2012 هرگونه زباله توليدي از مواد غذايي را بازيافت كردهاند (كه شامل توليد كود و تجزيه غيرهوازي است.)
از ديگر فروشگاههاي زنجيرهاي صاحب نام انگليسي، مجموعه سوپرماركتهاي Tesco است كه دنبالهرو سياستهاي اتخاذ شده سال 2007 M&S است. مهمترين هدف آنها درج «ردپاي كربن» روي محصولات خود است و به مشترياني كه هنگام خريد از دريافت كيسههاي پلاستيكي امتناع ورزند، تسهيلاتي ارائه ميشود كه بر اساس آن، مشتريان ميتوانند از تخفيفهاي ويژهاي در خريدهاي بعديشان برخوردار شوند.
در همين راستا،Sainsburys نيز روي كيسههاي پلاستيكي متمركز شده است و مهمترين ابتكار آنها توزيع كيفهايي است كه روي آنها جمله «من يك كيسه پلاستيكي نيستم» درج شده كه خواهان بسياري پيدا كرده است، تا جايي كه تبديل به مد شده است و آنيا هيندمارچ، مدير عامل Sainsburys گفته ما به فراتر از اهدافمان دست پيدا كردهايم و هيچ گاه انتظار چنين بازتاب و حمايت گستردهاي را نداشتيم.
در حاشيه روز زمين، فروشگاه Giant Eagle خبر تأسيس شعبهاي جديد در شمال شرقي اوهايو را منتشر كرد؛ سوپرماركتي با مساحت 7711 متر مربع. اين سوپرماركت دوستدار طبيعت تجربهاي جهاني را در اختيار مشتريان خود قرار ميدهد و تمركز ويژهاي بر روي مواد غذايي تازه، سلامت و تندرستي، تسهيلات و ارزش بالاي محصولات دارد. علاوه بر اين، به خاطر كيفيت بالا و تازگي مواد غذايي عرضه شده خود، ايستگاه پيتزا، مركز زيبايي و آرايش، كافه، شعب بانكي و ديگر تسهيلات نگاههاي زيادي را به سوي خود خيره كرده است. مهمترين مشخصه اين شعبه از زنجيره فروشگاههاي Giant Eagle بهكارگيري سيستم سقف خورشيدي است كه از انرژي خورشيدي براي تأمين انرژي مورد نياز خود بهره ميبرد. يكي از ويژگيهاي برجسته و زيست محيطي اين سوپرماركت سقف آن است كه آرايههاي لولهاي خورشيدي بر روي آن تعبيه شده است و داراي پنجرههاي سقفي است كه موجب شده اين مركز خريد به نيروي الكتريسيته تأمين شده از منابع سنتي بينياز باشد.
چندگانگي در بيان تازگي
غذاهاي تازه و باطراوت فروخته شده در سوپرماركتها هميشه به همان تازگي كه ما فكرش را ميكنيم، نيستند. پيشرفتهاي تكنولوژيكي باعث شده است تا آن دندههاي بره و گوشتهاي قرمز لذيذ و آبدار تنها به چشم ما تازه بيايند و در واقع مال چهار ماه پيش باشند، يا آن سيبهاي قرمز ممكن است پس از شش ماه به دست ما رسيده باشند. بر اساس دستورالعملهاي كميسيون رقابت و مصرفكنندههاي استراليا، «تازه» به مواد غذايي اطلاق ميگردد كه به سريعترين نحو ممكن در معرض فروش گذاشته شود و به عواملي از جمله نزديكي زمينهاي كشاورزي به بازار فروش، زمان بهرهبرداري و توليد بستگي دارد. اگر اين محصولات وارداتي باشند، مسلماً ديرتر هم به دست مشتري خواهند رسيد. بنابراين آيا ميوه، سبزي و گوشتهايي كه به دست ما ميرسند به معناي واقعي كلمه «تازه» هستند؟
بيشتر ميوهها و سبزيجات، در صورتي كه شرايط نگهداريشان مساعد باشد، ميتوانند براي حداقل چند هفته انبار شوند. درصدي از اين محصولات از طريق واردات تأمين ميشوند. انگورهاي صادراتي را عموماً با گاز سولفور دياكسيد بستهبندي ميكنند تا از رشد كپكهاي انگور جلوگيري شود. به گوشتها نيز نيتراتها اضافه ميشود تا به اصطلاح Shelf Life يا طول مدت نگهداري آنها را افزايش دهند. نمونههاي بسياري از انواع افزودنيها و اصول بستهبندي مواد غذايي وجود دارد كه نياز به تخصص در زمينه مهندسي صنايع غذايي دارد. در زمينه چيدن ميوهها، زماني كه پيش از رسيدگي كامل آنها را برداشت كنيم، محصول با خطرهايي از جمله آفت كيفيت مواجه ميشود ولي در عوض با اين شيوه طول مدت نگهداري آن را افزايش ميدهند و در چنين شرايطي، تنوع محصولات بر عطر و طعم آن ارجحيت دارد. در اين زمينه تحقيقات گستردهاي صورت گرفته است:
محصول در سريعترين زمان ممكن پس از برداشت خنك ميشود تا از سرعت فاسد شدن آن كاسته شود
نگهداري و بستهبندي در اتمسفر كنترل شده (ميزان اكسيژن پايين و سطوح بالاتري از كربندياكسيد در مقايسه با هواي آزاد) ميتواند سرعت فساد را كاهش دهد
از متيل سيكلوپروپن براي افزايش مدت نگهداري بعضي از ميوهها و سبزيجات استفاده ميشود و اين ماده مانع تغييرات بيوشيميايي ميشود كه در طول رسيدگي محصول رخ ميدهد
اغلب بر روي ميوهها قارچكش پاشيده ميشود كه از رشد كپكها جلوگيري ميشود
گوشت گاو خرد شده ميتواند تا 44 روز و گوشت بره ميتواند تا 112 روز در شرايط مناسب فراهم شده نگهداري شود. تعدادي از سوپرماركتها داراي كشتارگاههاي اختصاصي هستند، ولي در ايالات متحده و انگليس، تهيه گوشت از پيشفرآوري شده از مراكز مخصوص عرضهكننده محصولات گوشتي طرفداران بيشتري دارد. ممكن است محصولات در بستهبنديهاي تحت خلأ يا اتمسفرهاي مخصوص عرضه شوند. گازهاي استفاده شده در اين بستهبنديها عموماً كربن دي اكسيد و نيتروژن است. كربن دي اكسيد رشد ميكروارگانيسمها (عوامل مخرب مواد غذايي) را مهار ميكند و نيتروژن يك پركننده ساكن و فاقد نيروي جنبشي به حساب ميآيد. با اين حال، افزايش مدت نگهداري محصولات گوشتي كه توسط فناوريهاي جديد امكانپذير است خطراتي را براي سلامتي انسانها نيز در بر دارد.
باكتريهاي مضر ميتوانند به ميزان خطرناكي در گوشت رشد كنند، در حالي كه كماكان ظاهر گوشت براي خريداران جذاب باقي ميماند. در اين ميان، كلستريديوم بوتولينوم به دليل شدت مريضياي كه ايجاد ميكند از اهميت مضاعفي برخوردار است. ممكن است ظاهر محصول غلطانداز باشد، ولي باطن آن قامتانداز. پس مجبوريد ديگر به چشمانتان هم اعتماد نكنيد.
اصل اول حفظ سلامت مشتري استجالب است بدانيد كه گازهاي گلخانهاي به كار برده شده در يخچال و فريزر سوپرماركتها، در قياس با كيسههاي پلاستيكي، ضرر نسبتاً يكساني را براي محيط زيست دارند. اثرات زيست محيطي اين يخچالها مسئله مهمي است كه به ميزان اندكي به آن بها داده شده است. طبق گزارشهاي منتشر شده از سوي سازمان تحقيقات محيط زيست (EIA)، سوپرماركتها بزرگترين ساطعكنندگان صنعتي گازهاي مخرب HFC هستند؛ گازهايي كه جايگزين CFCهاي پيشين شده بودند. اگرچه اين گازها براي لايه ازن تهديد به حساب نميآيند، ولي پتانسيل گرمايش جهاني آنهاست كه قابل توجه است. يك تن از اين گاز تأثير مشابه اثر 3900 تن گاز كربن دياكسيد در طول يك سده بر گرم شدن زمين را دارد! چارههاي ديگري براي اين گازها پيشنهاد شده است كه در حال حاضر در كشورهاي سوئد و دانمارك و شركتهاي چندمليتي بزرگ همچون مكدونالدز و كوكاكولا مورد استفاده قرار ميگيرد. سوپرماركتهاي انگلستان هم اگرچه با سرعتي كم، ولي اقدامات اوليه بهكارگيري اين گازها را انجام دادهاند. در حالي كه سوپرماركتهاي اصلي با اطلاعرساني ايده و ابتكارهاي سبز خود قدم در راه اصلاح و پيشرفت گذاشتهاند، ولي آنها باز هم از اعمال تغييرات چشمگير و يك باره كه ممكن است مشتريانشان را فراري بدهد جلوگيري ميكنند. اين نشان از اهميت داشتن اصل مشتريمداري در سياستهايشان است. بهتر است شاهد آمار كاهش مصرف سوخت و افزايش رضايتمندي مشتريان باشيم تا از سر دادن شعارهايي كه توده سياستهاي زيستمحيطيمان را در بر گرفته است.