در «چمران به روايت همسر شهيد» كه نخستين كتاب از مجموعه كتابهاي «نيمه پنهان» است، غاده چمران از همين دوست نداشتنها آغاز ميكند، از غم جنگهاي داخلي، از مصيبت، از اينكه تصويرش از چمران يك آدم جنگجوي خشن است كه شريك جنگ است. او حتي پا را فراتر از اينها ميگذارد و خطاب به امام موسي صدر ميگويد: «من از اين جنگ ناراحتم، از اين خون و هياهو و هر كس را هم كه در اين جنگ شريك باشد نميتوانم ببينم.»
اما تصورش اشتباه است و او به اين اشتباه اعتراف ميكند. آشنايي با چمران به عشق ميانجامد و عشق به ازدواج. غاده چمران، سختيهاي اين ازدواج را توصيف ميكند: «روزهاي سختي بود. اجازه نميدادند از خانه بروم بيرون. بعد از 18 سال تنها اينور و آنور رفتن، كليد ماشين را از من گرفتند. هر جا ميخواستم بروم، برادرم مرا ميبرد و برميگرداند تا مبادا بروم مدرسه يا پي آقاي غروي.»
در اين كتاب، همسر مصطفي چمران از ابعاد وجودي شوهرش ميگويد و از ابعادي كه حتي براي او هم پنهان است: «براي من كه زنش بودم هر روز يك زاويه از وجودش و روحش روشن ميشد.»
از لبنان تا ايران، از پاوه به سقز، از سقز به مياندوآب، نوسود، مريوان و سردشت، زندگي اين دو بين همه اين مكانها شكل ميگيرد و پيش ميرود، يك زندگي با سادهترين امكانات موجود و در سختترين شرايط، اما غاده، همه اينها را پذيرفته، به همه اينها راضي است، آنچه به آن رضايت نميدهد، شهادت چمران است: «مصطفي، من رضايت نميدهم و اين دست شما نيست. خب هر وقت خداوند ارادهاش تعلق بگيرد، من راضي هستم به رضاي خدا و منتظر اين روز هستم.»
«چمران به روايت همسر شهيد»، حكايت همراهي غاده و مصطفي چمران است. با نفرت از جنگ، غاده چمران در اين كتاب، با لحني شكسته، داستاني را روايت ميكند: «داستان يك نسيم كه از آسمان روح آمد و در گوشش كلمه عشق گفت و رفت به سوي كلمه بينهايت.» همه اين توصيفهايي كه در «كتاب چمران» ذكر شده، خوب است، اما كافي نيست. نميتوان چمران را با اين كتاب شناخت. اين موضوع به نقطه ضعف كتاب بازنميگردد، چمران عجيب بود، عجيب و مبهم. او شبيه هيچ كس نبود، شبيه هيچ كس نيست. براساس اين گزارش، علاقهمندان براي تهيه اين كتاب ميتوانند به فروشگاه مؤسسه «روايت فتح» واقع در ميدان فردوسي، خيابان شهيد قرني، نبش خيابان شهيد فلاحپور مراجعه يا با شماره تلفن 88804846 تماس حاصل كنند.