کد خبر: 707680
تاریخ انتشار: ۱۶ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۱:۰۱
غلامرضا طريقي، شاعر، ‌در يادداشتي در فيس‌بوك خود با تيتر «جواز جهنم من صادر شد»، ‌به اصرارهاي عجيب و غيراخلاقي براي شركت در برنامه‌اي از سوي مهدي خزعلي اشاره و آن را تقديم كرده به «هر كس كه به خودش اجازه مي‌دهد ديگران را بازيچه بازي كثيف سياسي خود بداند.»
غلامرضا طريقي، شاعر، ‌در يادداشتي در فيس‌بوك خود با تيتر «جواز جهنم من صادر شد»، ‌به اصرارهاي عجيب و غيراخلاقي براي شركت در برنامه‌اي از سوي مهدي خزعلي اشاره و آن را تقديم كرده به «هر كس كه به خودش اجازه مي‌دهد ديگران را بازيچه بازي كثيف سياسي خود بداند.»
طريقي نوشت: چندي پيش بانوي ظاهراً محترمي مثل دهها نفر ديگر به كارگاه شعر من آمد. همانجا معلوم بود كه براي شعر نيامده... پس از اتمام جلسه شماره بنده را به بهانه دعوت براي برنامه‌ها گرفت و تشريف برد. دو سه هفته بعد ايشان ظهر يك روز سه‌شنبه زنگ زدند كه شما مهمان برنامه آقاي دكتر خزعلي هستيد و عصر بايد بياييد و در سراي اهل قلم ايشان تفسير حافظ بفرماييد! گفتم خانم اول اينكه من حافظ‌شناس و مفسر حافظ نيستم و دوم اينكه چرا الان يادتان افتاده براي چندساعت ديگر مهمان دعوت كنيد؟ من زندگي دارم... برنامه دارم... . خلاصه از من انكار و از ايشان اصرار... آنقدر كه من كم‌رو گفتم ان‌شاءالله اگر بتوانم چشم... . آن روز نرفتم و شب اس‌ام‌اسي دريافت كردم كه در آن مرا به بي‌اخلاقي و... متهم كرده بودند. مطمئن بودم همه چيز تمام شده اما اشتباه مي‌كردم.
چون حضرت آقاي خزعلي كه يكسره در شبكه‌هاي مختلف ماهواره‌اي دم از احترام به حقوق ديگران مي‌زنند ظاهراً به كاركنانشان ياد داده‌اند كه مرگ فقط براي همسايه خوب است. دوشنبه همين هفته ساعت 10 شب در مترو بودم و خستگي دويدن به دنبال نان را به خانه مي‌بردم كه دوباره در كمال تعجب‌ همان بانو تماس گرفتند و تا من به خود بجنبم گوشي را به جناب دكتر دادند... داشتم به ايشان توضيح مي‌دادم تخصص و ادعايي در شناخت حافظ ندارم كه باتري موبايل تمام شد و حرف‌هايمان ناقص ماند.
در كمال ناباوري سه‌شنبه ظهر‌‌ همان بانو تماس گرفتند كه: غروب منتظرتان هستيم... . عرض كردم نه. ايشان با تحكم فرمودند: شما به دكتر قول داده‌ايد! گفتم خانم وسط توجيه دكتر براي عذرخواهي، تماس قطع شده اما ظاهراً كفگير برنامه دكتر به ته ديگ خورده بود كه ايشان اصرار داشتند مرا به برنامه ببرند، بعد از هزار توضيح گفتم: خانم حتي اگر تمايلي به آمدن داشته باشم بايد از قبل هماهنگ باشيم...، من ساعت پنج برنامه دارم ايشان امر كردند! كه برنامه را زود تمام كنم و بروم...! ديدم از پسشان بر نمي‌آيم گفتم اگر زود تمام شد چشم. تا اينكه آن برنامه طولاني شد و من اس‌ام‌اس عذر خواهي فرستادم. حالا دو روز است كه اس‌ام‌اس‌هاي تهديدآميز اينچنيني دريافت مي‌كنم:
«دكتر خزعلي گفتند: واي به حال كساني كه وعده مي‌دهند و به وعده خود عمل نمي‌كنند. اين كار شما دشمني با خدا و اخلاق است و خود خدا جوابتان را مي‌دهد و در لحظات حساس پاسختان را دندان شكن مي‌دهد.»
نوشتم: «شما مي‌خواهيد كسي را به زور وادار كنيد و با رودربايستي او را به آنجا بكشيد اما نمي‌شود. ايشان و هر كس ديگر بيجا مي‌كنند كه از طرف خدا تعيين تكليف مي‌كنند، لطفاً ديگر مزاحم من نشويد.»
حالا هي اس‌ام‌اس است كه از طرف مدعي آزادي بيان و آزادي در عقيده مي‌آيد:
«آقاي به ظاهر محترم بريد قرآن رو بخونيد»، «مثل اينكه بويي از دين و قرآن نبرديد»، «بريد درجه انسانيت و شرفتون رو بالا ببريد»، «رفتار شما رو نقل محافل مي‌كنم مطمئن باشيد»، «ضمناً شما خاك پاي دكتر خزعلي نمي‌شيد و بيجا هم خودتان كرديد.»
اينها بخشي از پيام‌هاي كسي است كه ديشب مي‌گفت شما استاديد و ما آرزوي ديدن شما را داريم!
به نظر شما ايشان و يارانشان كه از صبح تا شب به ديگران ايراد مي‌گيرند اگر در قمار سياست برنده شوند بهتر از ديگران خواهند بود؟
آقاي دكتر دائم شعار مي‌دهند كه دشمني با فلان كس دشمني با خدا نيست، اما خودشان مرا به اين دليل كه حاضر نيستم اسباب بازيشان شوم در چشم به هم زدني دشمن خدا مي‌دانند!
آيا اگر چنين فردي حاكم زندگي من و شما بشود اجازه آزادي عمل و نفس كشيدن به ما خواهد داد؟
رونوشت: صداي محترم امريكا كه نگران آزادي انديشه ماست، دكتر خزعلي كه دم از آزادي انسان مي‌زند و هر كس كه به خودش اجازه مي‌دهد ديگران را بازيچه بازي كثيف سياسي خود بداند... .
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار