کد خبر: 707074
تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۹:۱۷
درحالي داوود روشنايي به متهم اسيدپاشي براي پرداخت ديه فرصت 2 ماهه داد
درحالي كه داوود روشنايي، قرباني حادثه اسيدپاشي، قصاص چشم پسر اسيدپاش را تأخير انداخت، مرد ‌‌ ديگري كه پنج سال قبل در شهر قم مرتكب اسيدپاشي شده بود يكي از چشم‌هايش قصاص شد .
 ‌به گزارش خبرنگار ما، متهم كه صبح ديروز براي قصاص دو چشم از زندان قم به زندان رجايي شهر كرج منتقل شد مجتبي نام دارد. متهم 25 ساله، پنج سال قبل از سوي دو خواهر به نام‌هاي مينا و مژده اجير شده و به صورت شوهر مژده اسيد پاشيده بود.
روز گذشته متهم براي اجراي حكم در محلي كه از قبل پيش‌بيني شده بود حاضر شد و تحت نظر تيم پزشكي يكي از چشم‌هايش كور شد. شاكي پرونده بعد از اجراي قصاص اولين چشم متهم به وي مهلت داد تا در فرصت مورد توافق ديه درخواست شده را پرداخت كند.
اين حادثه دلخراش مردادماه سال 88 در يكي از محلات قم اتفاق افتاد. در جريان حادثه راننده تاكسي به نام عليرضا 25 ساله، از سوي دو مرد موتورسوار هدف اسيدپاشي قرار گرفت و به بيمارستان منتقل شد. شدت جراحات اما به حدي بود كه او علاوه بر سوختگي شديد دست و صورت، بينايي هر دو چشمش را از دست داد.
مرد مصدوم بعد از بهبودي نسبي، خانواده همسرش را به عنوان عامل اسيدپاشي معرفي كرد. تحقيقات پليسي هم نشان داد عليرضا مدتي است با همسرش اختلاف دارد و تهديد شده است.
عليرضا گفت: سه سال قبل ازدواج كردم. از همان زمان با همسرم اختلافات داشتيم با اين حال، به خاطر دختر كوچكمان با او مدار مي‌كردم اما مطمئن هستم كه اسيدپاشي از سوي خانواده همسرم طراحي شده است. بعد از آن بود كه همسر عليرضا بازداشت شد. متهم وقتي مورد بازجويي تخصصي قرار گرفت، اقرار كرد كه با همدستي خواهرش مردي را اجير كرده تا به صورت شوهرش اسيد بپاشد. وي گفت: شوهرم مرا اذيت مي‌كرد. وقتي موضوع بداخلاقي و اذيت‌هاي شوهرم را به خواهرم –مينا- گفتم پيشنهاد داد تا مردي را اجير كنيم تا شوهرم را تنبيه كند. خواهرم دو مرد به نام‌هاي مجتبي و ابوذر اجير كرد تا اينكه مجتبي مرتكب اسيدپاشي شد.
 پس از اعتراف زن جوان، مأموران پليس مينا و مجتبي را بازداشت كردند. مينا در بازجويي حرف‌هاي خواهرش را تأييد كرد. مجتبي هم به جرم خود اعتراف كرد و گفت با همدستي ابوذر نقشه اسيدپاشي را اجرا كرده است. وي گفت: من به دو خواهر پيشنهاد تصادف ساختگي دادم اما آنها قبول نكردند و پيشنهاد دادند تا به صورتش اسيد بپاشيم كه اين كار را كرديم.
ابوذر هم در تحقيقات به جرمش اقرار كرد. با درخواست عليرضا قضات دادگاه مجتبي متهم رديف اول را به قصاص عضو -نابينايي كامل هر دو چشم - محكوم كردند و سه متهم ديگر به زندان و شلاق محكوم شدند.
رأي دادگاه بعد از تأييد به شعبه اجراي احكام استان قم رفت تا اينكه صبح ديروز متهم با دادن نيابت حكم به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي پايتخت به تهران و سپس براي اجراي حكم به زندان رجايي‌شهر منتقل شد.
    اعلام فرصت داوود روشنايي به مرد اسيدپاش
 در جريان دومين پرونده داوود روشنايي هم كه براي اجراي قصاص مرد اسيدپاش در زندان حاضر شده بود به خبرنگار ما گفت:  ساعت 9و 30 دقيقه صبح روز گذشته همراه اعضاي خانواده‌ام در زندان رجايي شهر كرج حاضر شدم تا حكم قصاص درباره متهم اجرا شود. شرايط را براي اجراي حكم فراهم كرده بودند و متهم را از سلولش به محلي كه براي اجرا پيش بيني شده بود، منتقل كردند. روشنايي ادامه داد: اعضاي خانواده متهم نيز در محل حاضر شده بودند اما من آثار پشيماني در متهم را نديدم و او كاملاً خونسرد و بي‌تفاوت بود، انگار نه انگار كه حادثه‌اي اتفاق افتاده است.
قرباني حادثه همچنين به حضور قاضي‌محمد شهرياري، سرپرست دادسراي ويژه قتل و قاضي دشتبان‌زاده، سرپرست اجراي احكام اشاره كرد و گفت: آنها از يك سو براي جلب رضايت من تلاش مي‌كردند. از سوي ديگر سعي كردند متهم و خانواده‌اش را راضي كنند خواسته من كه همان دريافت ديه است، انجام شود. وقتي متوجه شدم كه متهم تنها به دنبال خواسته خودش است، تصميم به اجراي حكم گرفتم. تا زماني هم كه اين كار را انجام ندهند بر خواسته خودم اصرار دارم.
روشنايي درباره نحوه اجراي حكم گفت: تيم متخصصي از پزشكان در محل حضور داشتند. متهم به دستور قاضي، روي تخت عمل جراحي قرار گرفت و پزشك به او آمپول بيهوشي را تزريق كرد تا من بتوانم زير نظر پزشكان با جسم خارجي، بينايي را از او سلب كنم. بعد از آن قاضي شهرياري درخواست كرد به احترام ايام فاطميه اجراي حكم را تا دو ماه به تعويق بيندازم تا شايد متهم و خانواده‌اش براي جلب رضايت من تلاش كنند. من هم به احترام ايام فاطميه خواسته آنها را قبول كردم. البته اين را بگويم كه پيش از ماه محرم، در حالي كه قصد اجراي حكم را داشتم، خانواده متهم خواستند به احترام محرم اجرا را به تأخير بيندازم و قول دادند كه خواسته‌ام را انجام مي‌دهند اما آنها مرا فريب دادند و نسبت به اين موضوع بي‌تفاوت بودند. اين بار اما، بر خواسته‌ام اصرار دارم و اگر در مهلت قانوني رضايت من جلب نشود، بينايي متهم را از او خواهم گرفت تا برايش مايه عبرت شود.
داوود گفت: متهم هنوز انگيزه‌اش از اسيدپاشي را بيان نكرده است و حرف‌هاي واهي مي‌زند. يك بار مدعي شده كه من در مدرسه او را اذيت كرده بودم در حالي كه تحقيقات نشان داد كه ما اصلاً همكلاس نبوديم. بعد هم مدعي شد كه مرا با پسر ديگري اشتباه گرفته بود اما هنوز انگيزه ‌اصلي خود را هم مطرح نكرده است.
 اين حادثه دوم آبان ماه سال 84 اتفاق افتاد. روشنايي در شرح ماجرا گفت: وقتي حادثه اتفاق افتاد، 21 ساله بودم. در حال عبور از محل بودم كه متوجه شدم پسري مرا تحت نظر دارد. براي يك لحظه مقابل من قرار گرفت و مايعي به صورتم پاشيد كه متوجه شدم اسيد است.
 دنيا پيش چشم‌هايم تاريك شد و رهگذران به كمك من آمدند و مرد اسيدپاش را هم بازداشت كردند و به پليس تحويل دادند. متهم در بازجويي‌ها به جرم خودش اقرار كرد اما درباره انگيزه اصلي خود چيزي نگفت. او يك بار مدعي شد كه همكلاسي داوود بوده و از سوي وي تحقير شده است. ادعايي كه تحقيقات پليس دروغ بودن آن را مشخص كرد. متهم سپس اظهارات خودش را تغيير داد و گفت كه به صورت اشتباهي به صورت پسر جوان اسيد پاشيده است. پرونده بعد از انجام تحقيقات در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران بررسي شد.
روشنايي خطاب به قضات دادگاه گفت: چشم چپم تخليه شده، صورتم از بين رفته، بيني و گوش راستم كاملاًسوخته و گردن، دست راست و دست چپم هم كاملاًسوخته و همه بدنم دچار سوختگي شده است. چند سال به دنبال درمان رفتم اما به علت نداشتن تمكن مالي آن را متوقف كردم و خانه نشين شدم. بعد از مطرح شدن شكايت، متهم در جايگاه ايستاد و اتهام خودش را پذيرفت اما درباره انگيزه اصلي خود از حادثه چيزي نگفت. هيئت قضايي بعد از شور متهم را به قصاص يك چشم و پرداخت ديه ناشي از سوختگي محكوم كردند. اين رأي سرانجام در ديوان عالي كشور تأييد و مراحل اجراي حكم نيز انجام شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار