
سفر دولت يازدهم به شهر مقدس قم با حواشي فراواني همراه بود. يكي از مهمترين موضوعاتي كه باعث شد انتقادات بسياري عليه دولت مطرح شده و تا به امروز هزينههاي فراواني را به همراه داشته باشد، ديدار رئيسجمهور با تشكل سياسي مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم بود؛ مجمعي كه در كنار برخي از احزاب تندرو نظير مشاركت و مجاهدين نقش فعالي را در غائله سال 88 ايفا كرد و به علاوه برخي از اعضاي اين تشكل صرفاً سياسي با حضور در اردوكشيهاي خياباني به تخريب اموال عمومي هم دست زدند.
اين حركت قابلتأمل دولت در قم اكنون با واكنش بسياري از دلسوزان انقلاب و نظام همراه بوده به گونهاي كه ديدار با اعضاي اين گروه غيرقانوني را حركتي ضدمصلحت عمومي ذكر ميكنند. زماني اين اقدام ناراحتي بيشتري را به همراه ميآورد كه رئيسجمهور در اين ديدار ضمن اعلام نيازمند بودن دولت به ارتباط با بزرگان و فضلاي حوزه، اعضاي اين تشكل را اساتيد و بزرگان خطاب ميكند: «شما اساتيد و بزرگان ميتوانيد با قرار دادن نتايج تحقيقات و پژوهشهاي علمي خود در اختيار دولت، به دولت در زمينههاي مختلف كمك كنيد.» آن هم در حالي كه از تصميم كميسيون ماده ۱۰ احزاب براي تعطيلي اين گروه قريب به چهار سال گذشته است، چراكه در جلسهاي كه كميسيون ماده ۱۰ قانون فعاليت احزاب مورخ ۲۳/ ۱۲/ ۸۹ براي بررسي ادامه فعاليت اين گروه تشكيل داد، موضعگيريها و روند فعاليت اين گروه را مغاير با قانون تشخيص داد و در نهايت تصميم به توقيف پروانه اين گروه گرفته شد.
همان مقطع زماني محمود عباسزاده مشكيني، مديركل سياسي وزارت كشور و دبير كميسيون ماده ۱۰ قانون فعاليت احزاب و جمعيتها در نامهاي به هيئت مؤسس اين مجمع نوشته بود، علاوه بر اينكه اين گروه مجمع عمومي خود را تشكيل نداده و انتخاب شوراي مركزي را برگزار نكرده است، گفته بود: «... با توجه به صدور بيانيههاي مختلف در فضاي مجازي با عنوان گروه در حمايت و دعوت به تجمعات غيرقانوني منجر به اخلال در نظم و ايراد خسارت مالي و جاني به شهروندان كه در راستاي منافع بيگانگان تدارك ديده ميشود كميسيون مذكور مقرر نمود پرونده آن گروه و مستندات مربوطه به استناد بندهاي الف، ه، ز، ح ماده ۱۶ قانون احزاب براي انحلال پروانه گروه به دادگاه ارسال شود. بديهي است با توجه به فقدان شوراي مركزي منتخب براي پذيرش مسئوليت قانوني گروه و توقيف پروانه فعاليت، هيچ گونه فعاليتي با عنوان مذكور محمل قانوني نخواهد داشت.»
تشكلي كه قرار بود در مقابل جامعه مدرسين علم شود هر چند كه ادامه فعاليتهاي اين تشكل – مطابق آنچه ذكر شد- غيرقانوني است اما لازم است تا به چرايي تشكيل اين گروه طي سالهاي گذشته اشارهاي شود. مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم قرار بود پس از تشكيل مجمع روحانيون مبارز تهران - حزب مقابل جامعه روحانيت مبارز تهران - بدل اين حزب در قم باشد و با جامعه مدرسين حوزه علميه قم مقابله علني را صورت بدهد، هدفي كه هيچگاه محقق نشد. اين حزب، يكي از عوامل اصلي فتنه سال 88 است كه هم در قم و هم در تهران تجمعات زيادي را سازماندهي ميكند.
اعضاي اصلي اين مجمع مانند مسعود اديب، ايازي و سليماني (اعضاي هيئت علمي دانشگاه مفيد) و شريعتمداري (رئيس دانشكده شيعهشناسي دانشگاه اديان) با حضور در چند تجمع منجر به درگيري در سال 88 – كه تصاوير مربوط به آن با يك جستوجوي ساده در گوگل قابل دسترسي است- آنقدر در سر دادن شعارهاي تند عليه نظام افراط كرده بودند كه حتي ديگر حاضران در تجمعات هم آنها را به خويشتنداري دعوت ميكنند.
سرمقاله مشهور مسعود اديب در فرداي ثبتنام هاشمي رفسنجاني در ارديبهشت ماه سال 92 با عنوان «چرا به هاشمي رأي ميدهيم؟» در روزنامه شرق و دفاع تمامقد وي از هاشمي رفسنجاني در حالي چاپ شد كه وي از مخالفان سرسخت هاشمي در دوره رياست جمهوري خاتمي بود. برادران موسوي تبريزي، كوشا، مرحوم هادي قابل، فرزند و داماد آيتالله منتظري و تعداد ديگري از روحانيون از اعضاي مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم هستند كه در كنار ساير اعضا در تلاش هستند تا هماهنگ با برخي ديگر از جريانهاي منسوب به طيف تجديدنظرطلب كرسيهاي مجلس خبرگان را گرفته و از آنجا به پيادهسازي اهداف خود روي بياورند.
رأي مردم ارزشي نداردمحمدتقي ميبدي از اعضاي اين تشكل برانداز به مانند ساير اعضاي اين گروهك بعد از ناتمام ماندن طرح كودتا در سال 88 به بيان ادبيات تند عليه جامعه روي ميآورد و در مصاحبهاي با خبرنگار ايلنا تلاش ميكند جريان برانداز را حامي مردم نشان داده آنهم در حالي كه اقدامات منسوبان به اين جريان طي 8 ماه سال 88 خلاف منافع و مصالح جامعه بود: كساني كه ميگويند رأي مردم و خواست آنها اصل نيست، قول و فعلشان يا جاهلانه است يا متملقانه كه هر كدام از اين دو مورد، ضربه به اسلام است. فاضل ميبدي با تأكيد بر اينكه كساني كه ميگويند رأي مردم ارزشي ندارد، استدلالشان مبناي ارزشي و ديني ندارد، خاطرنشان كرد: حضرت علي(ع) زماني كه مردم به او رجوع كردند و خواستار زمامدارياش شدند، حكومت خود را منوط به استمزاج مردم كرد و اسلام نيز همواره بر نقشآفريني مردم در عرصههاي مختلف و حق تعيين سرنوشت آنها تأكيد كرده است.
وي با تحريف انديشههاي حضرت امام اضافه كرد: امام(ره) مردم را ولينعمت ميدانستند و همواره به مسئولان تذكر ميدادند امورشان مردمدارانه باشد. ايشان همواره به آراي ملت احترام ميگذاشتند و بر خواست و اراده مردم تأكيد داشتند و هنگامي كه انقلاب اسلامي پيروز شد، ديديم كه با اينكه شرايط نابسامان بود و احتمال كودتاي ضدانقلاب بود، ايشان انتخاب نوع حكومت را منوط به رأي مردم كردند.
وي با بيان اينكه ميزان رأي ملت است، يادآور شد: يادمان باشد هنگامي كه امام از پاريس به تهران ميآمدند، در مصاحبهاي گفتند نوع حكومت ما جمهوري است، همانند آنچه در كشورهاي غربي است با اين تفاوت كه اسلامي نيز است. در حكومت جمهوري اين مردم هستند كه تعيين تكليف ميكنند و مسئولان را انتخاب ميكنند. مدعيان دروغين اصلاحطلبي و جمهوريخواهي با وجود مانور فراوان روي تعابيري نظير مردم، رأي مردم، دموكراسي و... در عمل بيشترين ستيزهجوييها را با انتخاب ملت ايران- از انتخاب اصل جمهوري اسلامي تا انتخابهاي درونساختار- داشتهاند به نحوي كه رفتار آنها رفتار عناصر اشرافيتطلب را كه طرفدار انحصار قدرت هستند تداعي ميكند، به نحوي كه بر اساس رفتار آنها ميتوان گفت رأي مردم تا هنگامي محترم است كه به نفع اين جماعت باشد، در غير اين صورت حاضرند حتي به قيمت به خطر انداختن امنيت و منافع ملي، عقدههاي ناكام خود را دنبال كنند.
سؤالات بيجواباين را هم بايد اضافه كرد كه اسناد و مدارك فراواني دال بر اين وجود دارد كه برخي اعضاي «مجمع مدرسين» پيوند ديرينه با باند مهدي هاشمي معدوم و بيت منتظري و گروهكهايي چون نهضت آزادي و كانون مدافعان حقوق بشر (عبادي) دارند.
حال سؤال اساسي اين است كه رئيسجمهور بر اساس چه ضرورتي با گروهي كه طي سالهاي اخير به همه فعاليتي عليه حاكميت دست زده ديدار ميكند و آنها را با عباراتي ويژه مورد خطاب قرار ميدهد؟
آيا ديدار با اعضاي اين تشكل سياسي و بها دادن به افرادي به سابقه مشخص بارور كردن جريان برانداز نيست؟ بهراستي چرا دولتمردان اصرار دارند به رفتارهايي دست بزنند كه بهجز هزينه دستاورد ديگري را به همراه نداشته باشد، آيا بهتر نيست بهجاي اينگونه ديدارها با برخي از خانواده شهداي اين شهر ديدار ميشد؟