
نخستين كنگره و انتخاب شوراي مركزي حزب نداي ايرانيان در حالي برگزار شد كه تجديدنظرطلبان باز هم تلاش كردند تأسيس چنين حزبي را به فال بد گرفته و آن را برخلاف صلاح و مصلحت جريان متبوع خود القا كنند.
حضور نيافتن چهرههاي مطرح و شناخته شده جماعت مدعي اصلاحطلبي در اين كنگره هر چند قابل پيشبيني بود اما باز هم اين نكته را مورد تأكيد قرار داد كه رهبران تجديدنظرطلب، فعاليت «ندا» را به مثابه «هوو» ميدانند كه نه تنها چنددستگي را در ميان جريان آنها پررنگتر ميكند بلكه ميتواند پايگاه رأي آنها در انتخابات پيش رو را به شدت متزلزل كند.
هر چند كه شخصيتهاي معدودي چون محمدرضا عارف معاون اول دولت اصلاحات، سيدعبدالواحد موسويلاري وزير كشور دولت اصلاحات و سيدهادي خامنهاي دبيركل نيروهاي خط امام در اين مراسم حضور پيدا كرده بودند اما با نگاهي به تصاوير مربوط به اين مراسم - كه در رسانهها منتشر شد - ميتوان بهراحتي متوجه شد كه صادق خرازي در فقدان حضور شخصيتهاي مطرح اين جريان در صف نخست اين همايش بر صندلي تكيه زده و با حضور جواناني ناشناخته و در فضايي سرد و خالي از شور و حال اولين كنگره را برگزار كرده است.
با تورق روزنامههاي زنجيرهاي اين جريان در روز شنبه – بهجز اعتماد كه عكس اين همايش را در صفحه نخست خود كار كرده بود - هم ميتوان به اين نكته رسيد كه جماعت تجديدنظرطلب برايشان قابل تحمل نيست كه ندا به ادامه فعاليت بپردازد و تلاش ميكنند كه تحركات اين دسته تا جايي كه امكانپذير است سانسور شود و بعد از آن بهصورت كمرنگ و ناچيز پوشش خبري بدهند.
بر همين اساس بايد بزرگترين شوك براي تجديدنظرطلبان در سال 93 را تشكيل «ندا» دانست، شوكي كه تركشهاي آن هنوز پيكر اين جريان را مورد نوازش قرار ميدهد و باعث شده تا نيروهاي وابسته به اصلاحات عليه يكديگر اعلام موضع كنند.
حزب نداي ايرانيان كه در مرداد ۱۳۹۳ از وزارت كشور درخواست مجوز كرد، بيشتر اعضاي خود را از اعضاي اصلي ستاد ملي جوانان اصلاحطلب، شوراي مشاوران رئيس دولت اصلاحات و ديپلماتهاي نزديك به دولت روحاني تشكل داد و صادق خرازي سفير اسبق ايران در فرانسه از جمله اعضاي برجسته اين حزب به شمار ميآيد.
شهاب طباطبايي، رئيس سابق شاخه جوانان حزب مشاركت و از مؤسسان حزب جديد نداي ايرانيان اينگونه به چرايي تأسيس نداي ايرانيان ميپردازد: شايد بيش از هشت سال است كه ما با دوستان و فعالان شاخه جوانان احزاب اصلاحطلب و اصولگرا جلسات متعددي داشتيم و همانديشي ميكرديم. يكي از مسائلي كه مورد تفاهم قرار گرفت اين بود كه ما هيچ پيشينه تمايز و دعوايي با يكديگر نداشتيم. ممكن است دوستان و عزيزان بزرگتر از شروع انقلاب و قبل از آن، چالشهايي در روش و حتي منش با يكديگر داشته باشند و اين مسئله طي اين سالها بيشتر شده است اما در آن جلسات همانديشي جوانان احزاب متوجه شديم كه ما نقطه افتراقي جز ديدگاههاي سياسيمان نداريم و پس از مدتي به اين جمعبندي رسيدم كه ضرورتي ندارد ما ادامهدهنده اختلافات باشيم بلكه ما ميتوانيم با تكيه و تأكيد بر مشتركات گامهاي جديدي را آغاز كنيم.
شمشير عليه ندا از رو بسته شد
روزنامههاي اين طيف به همراه افراد مشهور جريان خودي تلاش كردند از همان آغاز به كار ندا شمشير دشمني را از رو بسته و آنها را با عناوين مختلف مورد تخريب قرار دهند. به عنوان نمونه آرمان اعضاي مؤسس ندا را «اصلاحطلب بدلي» ميخواند و با مطلبي تند و ادبياتي شديداللحن، تهديد ميكند كه در صورت ادامه اين روند، اعضاي حاضر در تشكل ندا را همچون برخي پيشينيان، با چوب «اصلاحطلب بدلي» خواهند راند.
همزمان با اين، هفتهنامه صدا نيز در گزارشي درباره اين تشكل، صادق خرازي را نشانه گرفت و با يادآوري حضور خرازي در ستاد انتخاباتي قاليباف در سال ۹۲، به طور ضمني وي را فردي فرصتطلب خواند كه پس از انتخاب روحاني به رياستجمهوري حتي ليست پيشنهادي وزراي خارجه را نيز به رئيسجمهور ارائه كرده كه در آن ليست خودش و فاميلش كمال خرازي هم جزو سرليستها بودهاند. اما روحاني به اين ليست اعتنايي نكرده و «ظريف» را به اين سمت گمارده است. البته صادق خرازي مطلب ذكر شده در هفتهنامه صدا درباره حضور خود در ستاد انتخابات قاليباف را تكذيب كرد.
خرازي سياستمدار خوبي نيست!
هر چه از زمان تشكيل اين دسته ميگذشت واكنشها به آن راديكالتر و خاصتر ميشد. محمد قوچاني عضو حزب كارگزاران درباره تشكل ندا ميگويد: من فكر ميكنم جوانان اصلاحطلب بايد در احزاب در كنار شخصيتهاي باتجربه جناح اصلاحطلب كار كنند و كار حزبي- سياسي را بياموزند. بنده نيز به همين خاطر در حزب كارگزاران فعال شدهام تا اصول كار حزبي را بياموزم. ايجاد يك حزب جديد با محوريت جوانان را به صلاح نميدانم و معتقدم اين يك پرش و جهش به جلو است، همانطور كه در ادبيات مصطلح ميگويند غوره نشده ميخواهد مويز شود، لذا اين جوانان به زودي به اشتباه خود در اين زمينه پي خواهند برد.»
احمد شيرزاد نماينده راديكال مجلس ششم هم در اقدامي مشابه در اين باره ميگويد كه «. . . آنها ( ندا) نبايد مدعي چيزي باشند كه نمايندهاش هستند. اصلاحطلبان به اندازه كافي معارض و مخالف تريبوندار دارند، ديگر نيازي نيست جريانهاي جديد و نوظهور كه خود را اصلاحطلب نيز مينامند به اين مسئله دامن بزنند.»
وي درباره خرازي كه چهره شاخص اين تشكل و از اعضاي هيئت مؤسس است، ميگويد: «تجربه نشان ميدهد كه ديپلماتها سياستمداران خوبي نيستند.»
محمدعلي ابطحي معاون پارلماني دولت اصلاحات با اشاره به تشكيلات مذكور در صفحه اجتماعياش مينويسد: «آقاي صادق خرازي براي نجات و نزديك كردن اصلاحات با حاكميت تشكيلاتي درست كرده است به نام ندا؛ مخفف نسل دوم اصلاحات! در طول سالهاي قبل هم چندين تشكل اصلاحطلبي براي جايگزيني اصلاحات درست شده بود. اين هم يك تشكل جديد. فقط نميدانم چرا آقا صادق خودش را با اينكه همسن و سال ماهاست نسل دوم ناميده؟ شايد به خاطر اينكه دير به اصلاحات پيوسته، خودش را نسل دوم معرفي ميكند. در هر حال ما كه بخيل نيستيم، مبارك باشد. اما اصلاحات يك جريان عميق تاريخي است كه در بدنه جامعه شكل گرفته و انديشههاي آقاي خاتمي هم مبناي آن بوده و خواهد بود و نجاتبخشي هم لازم ندارد. براي همه تشكلها و احزاب اگر بتوانند در حزبي شدن جامعه نقش ايفا كنند، آرزوي توفيق داريم.»
احمد پورنجاتي نيز در واكنشي، اقدام جوانان موسوم به اصلاحطلب را نقد و تأكيد ميكند: شنيدهام يك فقره آقا صادق خرازي به قصد قربت و لابد براي پيشبرد روند اصلاحطلبي، يك تشكيلات درست كردهاند به نام «ندا» نسل دوميهاي اصلاحات! مبارك است! البته ما ملت شريف و شهيدپرور و هميشه حاضر در صحنه، بخيل نيستيم اما متأسفانه اندكي دوزاريمان كج شده و متوجه نميشويم كه برخي عزيزان كه در انتخابات ۹۲ عنايتشان شامل حال سردار قاليباف بود، يهويي دچار ويار اصلاحات پاستوريزه شدهاند و انشاءالله براي مجلس آينده، ندايشان درخواهد آمد؟ محسن فراهاني نيز در مطلبي ديگر راهاندازي ندا را «كاملاً اشتباه» خوانده و خواستار تجديدنظر راهاندازندگان شده است.
چنددستگي دامنهدارتر ميشود
اگرچه پس از پايان فتنه 88 جماعت مدعي اصلاحطلبي تلاش دارند فعاليت احزاب و تشكلهاي خود را توسعه داده و زمينههاي موفقيت خود در انتخابات آتي را فراهم كنند اما برگزاري سه همايش «حزب اراده ملت ايران»، «كنگره حزب مردمسالاري» و «همايش شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات» طي هفتههاي اخير هر چند در ظاهر نمايانگر گسترش فعاليتهاي مثبت اين جريان را دارد اما در اصل تفرقه و چنددستگي احزاب وابسته به اين جريان را نشان ميدهد. از سوي ديگر با بررسي سه كنگره اخير اصلاحطلبان با كنگره حزب نداي ايرانيان ميتوان اين را هم مورد تأكيد قرار داد كه اختلافات عميق و عدم به رسميت شناختن اين حزب به رغم توصيههاي رئيس دولت اصلاحات بهخوبي مشهود و غيرقابلانكار است.
همانطور كه اشاره شد برگزاري اولين كنگره اين حزب در فضاي سرد تالار آدينه و عدم اقبال چهرههاي مشهور طيف مشهور به تجديدنظرطلبان نشاندهنده راه پرپيچو خم جوانان ندا براي فعاليت در فضاي سياسي كشور را ترسيم كرد.
علت اصلي طرد ندا
اگرچه دلايل طرد ندا ميتواند متعدد باشد اما يكي از دلايل اصلي مخالفت تندروهاي دوم خردادي با ندا را بايد مخالفت با گروهي دانست كه تلاش دارد خود را «در نظام» نه «برنظام» تعريف و تأكيد كند ميخواهد در جهت مباني و اصول نظام قدم برداشته و مانند برخي از حزبهاي تندرو و منحل شده تصميم ندارد عليه انقلاب و نظام اقدام عملي انجام دهد. جلوگيري از به حاشيه راندن گروههاي راديكال در حالي دغدغه اصلي افراطيون دوم خرداد است كه اقدامات خلاف امنيت و درايت جماعت مدعي اصلاحطلبي- در غائلههاي 78 و 88 - ضرورت بازتعريف گفتمان و همچنين دگرگوني در رأس و بدنه اين جريان را فرياد ميزد و لازم مينمود كه تصميمگيران و تصميمسازان تجديدنظرطلب براي بازگشت به حاكميت – كه مهمترين آرزوي سياسي آنها نيز به شمار ميآيد- اجازه دهند كه گروههاي معتدل در معرض امتحان سياسي قرار بگيرند و زمينهاي براي ورود نيروهاي ميانهرو به ساختار قدرت شوند.