کد خبر: 705071
تاریخ انتشار: ۰۳ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۰:۱۰
مصطفي شاه‌كرمي
جشنواره موسيقي فجر امسال كه سي امين دوره‌اش را شاهد بوديم، همراه با حواشي، اخبار و اظهارات متنوع و گاه تندي از جانب مراجع و مسئولان به خصوص در رابطه با خوانندگي زنان همراه بود. ممكن است وارد شدن به بحثي كه وزير ارشاد خودش و اطرافيانش را خبره و كارشناس‌تر از بقيه مي‌داند؛ بازي كردن در زميني باشد كه امكان انتفاع براي آنها محتمل است اما به جهت اهميت موضوع و اقدامات و اظهارات شاذ برخي از مسئولان وزارت ارشاد در دفاع از فعاليت‌هايشان، لازم است چند نكته مورد توجه و اعتنا قرار بگيرد.
يكم: طي سال‌هاي اخير و همگام با پيشرفت‌هاي شگرفي كه در عرصه‌هاي مختلف علمي و صنعتي به وجود آمده است، هنر و عوالم مختلف آن نيز دستخوش تغييرات زيادي شده‌اند. قدرت متغير‌سازي در عرصه‌هاي متنوع هنر باعث شده است كه هر كدام از هنرهاي هفتگانه با توجه به منافع راهبردي و استراتژيك بلندمدت كشورهاي عمدتاً استعمارگر و مستكبر تعاريف و كاربردهاي متكثري پيدا بكنند. در دوران و هزاره سوم، ديگر هنر به معنا و قصد مورد نظر و خواست انسان‌هاي قرون گذشته قابل تعريف نيست، چه اينكه انتفاع و اهداف كشورهاي مروج و توليدكننده محتوا در حوزه‌هاي مختلف آن يكي از بايسته‌هاي اصلي شكل‌گيري و نيل به اهداف مفروض، از جمله مباني طرح‌ريزي شده از جانب مركز و محمل مولد اصلي هنرهاي هفتگانه محسوب مي‌شود. امروزه استعمارگري نوين و مستعمره كردن ديگر كشورها و ملت‌هاي جهان با استفاده از شيوه و روش‌هاي قديمي از جمله حمله نظامي يا هجمه و تعرض از طريق حلقه واسط يا كشور ثالث تا حدودي منسوخ و نخ‌نما شده است.
 با توجه به بيداري اكثر مردم كشورهاي جهان و آگاهي يافتن از قدرت اتحاد و اتفاق با يك استراتژي راهبردي ذيل عناويني همچون جمهوريت يا همان دموكراسي، باعث شده است كه سبك تهاجم و تخاصم نظامي كارايي‌اش را از دست بدهد. از جمله دلايل اين تغيير رويكرد، هزينه‌هاي اقتصادي، تجهيزاتي- لجستيكي و انساني بسيار زيادي است كه در دنياي تعريف شده غرب براساس و مبناي اعتبار يافتن و ملاك قرار گرفتن بحث هزينه و سود، محلي از اعراب ندارد. به همين علت يكي از راهبردي‌ترين دستاويزهاي استراتژيك ابرقدرت‌ها به سمت هنر و مشخصاً سينما، موسيقي و رسانه تئوريزه شده است. هدف‌گذاري‌هاي متعددي كه با راه‌اندازي جشنواره‌ها و تعيين جوايز قابل توجهي تئوريزه شده است و مسئولان فرهنگي كشورمان نمي‌خواهند به اين مبحث، نگاهي استراتژيك و هم‌سطح با دشمنان نظام داشته باشند و همچنان بر انديشه مندرس و پوسيده «توهم توطئه» اصرار دارند!
دوم: جشنواره موسيقي فجر ابتدا در سال 1364 و با نام اوليه «جشنواره سراسري سرود و آهنگ‌هاي انقلابي» شكل گرفت. پس از گذشت چهار سال از عمر اين جشنواره كه با عنوان «سرود و آهنگ‌هاي انقلابي» برگزار شده بود، براي نخستين بار دوره پنجم آن با عنوان «جشنواره موسيقي فجر» كار خود را آغاز كردكه با اين تغيير نام در كنار طراحي جديد نشانه و نماد آن، همه چيز گوياي تغييراتي تازه در اين جشنواره بود. پس از اين جشنواره موسيقي فجر در سال 1370 و در هفتمين دوره خود براي اولين بار شكل بين‌المللي به خود گرفت و بخش «معرفي موسيقي ملل مسلمان» به آن اضافه شد و از اين پس بود كه هر ساله جشنواره موسيقي فجر ميزبان گروه‌هاي موسيقي از كشورهاي مختلف دنيا بود. اين روند ادامه داشت تا اينكه در سال 1376 و در جشنواره سيزدهم موسيقي فجر (دوران رياست جمهوري طيف موسوم به اصلاح‌طلبان) براي اولين بار بخشي تحت عنوان «ويژه بانوان» و با شعار «سياست درهاي باز فرهنگي» به آن اضافه شد كه پس از انقلاب 57 در نوع خود بدعتي تازه بود. اين اقدام دولت اصلاحات كافي بود تا تب خوانندگي در بين زنان را به موجي كاذب بدل و برخي از دختران و زنان كشور را با مدعاي استفاده و بهره‌برداري از توانايي و هنرشان همراه نمايد.
سوم: وزير ارشاد دولت يازدهم در همان ابتداي روزهاي ابتدايي كه در كسوت و كرسي صدارت فرهنگ و ارشاد اسلامي درآمده و تكيه زد، اعلام نمود راهي را خواهد رفت كه خاتمي در زمان وزارتش آغاز كرده و او اين راه را كه مشي فرهنگي مورد تأييد دولت يازدهم هست ادامه خواهد داد. چند وقت پيش آلبومي تحت عنوان «تو را ‌اي كهن بوم و بر دوست دارم» با همخواني «محسن كرامتي» و «نوشين طافي» منتشر شد كه صداي غالب نوشين طافي در برخي گام‌ها باعث شكل‌گيري يكسري مواضع از سوي برخي علما و مراجع، نخبگان و رسانه‌هاي ارزشي گرديد. در اين اثنا جبهه‌گيري وزير ارشاد با اعلام اينكه «اگر تكخواني بانوان منجر به مفسده نشود اشكال ندارد» موضوع را وارد مرحله تازه‌اي كرد. انتشار اين اظهارنظر كه رنگ و لعاب فقهي هم داشت در همان ساعات اوليه با واكنش جدي حوزه‌هاي علميه روبه‌رو شد و حتي در برخي واكنش‌ها، اين اظهارات از سوي وزير ارشاد نشانه كم‌اطلاعي وي در زمينه فقه شيعه توصيف شد.
چهارم: در اختتاميه «جشنواره موسيقي فجر»ي كه قرار بود مروج و مبلغ انقلاب و فرهنگش باشد، جنتي با لحني عتاب آميز گفته است «همه آنچه كه از طريق مجموعه وزارت ارشاد در تهران و شهرستان‌ها اجرا مي‌شود برنامه‌هايي داراي مجوز است. اين ماجرا در زمينه آهنگ و اجراي برنامه نيز وجود دارد بنابراين كنسرت هايي كه اجرا مي‌شود همه موازين را رعايت كرده و ما وظيفه مي‌دانيم هر كنسرتي كه اجرا مي‌شود تسليم گروه‌هاي خودسر نشود. اين افراد عموماً عناصر نورسيده‌اي هستند كه اطلاعات ما از نظر مذهب، هنر و موسيقي بيشتر از آنهاست. اخيرا هم جنجال‌هايي پيرامون اين موضوع داشتيم كه وزارت ارشاد مجوز تكخواني داده و اسلام از دست رفت كه بايد بگويم ما اگر مجوز بدهيم پاي آن مي‌ايستيم و اعلام مي‌كنيم ولي چرا به دروغ مردم متدين را بي‌جهت عليه دولت تحريك مي‌كنند.»
پنجم: نداشتن برنامه مدون و به تعبيري استراتژي در حوزه فرهنگ و داشتن نگاه كوتاه‌مدت آن هم در عرصه استراتژيك و فوق‌العاده مهمي مثل فرهنگ و هنر بزرگ‌ترين اشكالي است كه بر دستگاه فرهنگي هنري دولت وارد است. مادامي كه اغراض سياسي و انتفاع جناحي و حزبي براي كسب قدرت ارجحيت دارد، پر واضح است كه نقش آفريني در به وجود آوردن «تمدن نوين اسلامي» كه مورد تأكيد رهبري نيز است به محاق نسيان رفته و تعيين و تدوين دستورالعمل‌هاي استراتژيك همچنان به دست كدخدا خواهد بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار