
رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار هزاران نفر از مردم آذربايجان شرقي به تشريح شرايط اقتصادي كشور و همچنين راهكارهاي علاج مشكلات، به ويژه ضرورت اجراي سياستهاي اقتصاد مقاومتي پرداخته و با اشاره به شرط و شروطهاي امريكا و تحريمهاي جديد اعمال شده از سوي اروپا تأكيد كردند: ملت ايران همواره نشان داده است كه اراده قوي دارد و در موضوع تحريمها هم ملت ايران ميتواند اين توطئه را ناكام بگذارد.
ايشان در ادامه با تأكيد بر اينكه بايد در مقابل برنامهريزي بدخواهان به گونهاي تلاش شود كه ضربه دشمن، تأثيرگذار نشود يا كم اثر شود، افزودند: علاوه بر برنامهريزي مستمر و گسترده جبهه استكبار، اقتصاد كشور از دو اشكال بزرگ «نفتي بودن» و «دولتي بودن» نيز به شدت رنج ميبرد.
بنابراين سؤالي كه مطرح ميشود اين است كه چگونه ميتوان از قدرت اثرگذاري تحريمهاي بينالمللي كم كرد يا سير توسعه و پيشرفت كشور را سرعت بيشتري بخشيد؟
چگونه دولتمردان ميتوانند نسبت به ابزار غرب كه همان تحريمهاست كشور را واكسينه كرده و اقدامات مؤثر در مواجهه با تاكتيكهاي غربي اتخاذ كنند؟
پاسخ سؤالاتي با اين مضامين را رهبري در سخنراني خود و از جمله همين ديدار دادهاند كه در ادامه به تشريح آن خواهيم پرداخت.
محدوديتهاي 37 ساله غرب عليه ايران
پيروزي انقلاب اسلامي ايران در اواخر قرن بيستم، دو قطب حاكم كمونيستي و ليبرال سرمايهداري را به چالش كشيد و منجر به آن شد تا بسياري از منافع نظام سلطه با چالش مواجه شود. در مقابل دشمنان همواره تلاش داشتهاند با اعمال تحريمها و تهديدها در مسير پيشرفت و توسعه كشورمان دستانداز ايجاد كنند و اجازه ندهند كه روند روبه رشد نظام ادامهدار باشد. دامنه «تحريم» و «تهديد» كه عمري به اندازه انقلاب اسلامي دارد در چند سال اخير به بهانههاي مختلف از جمله پرونده هستهاي، گستردهتر شده و بيشتر روي نقاط ضعف ما در حوزه اقتصادي - كه ضعفي ساختاري است - متمركز شده تا بلكه ما را وادار به تسليم كند و از نفوذ و گسترش گفتمان انقلاب اسلامي در دنيا جلوگيري شود.
اما در انتخابات سال گذشته استفاده از تعبيرهايي مانند «اجازه ندهيم تحريمها تا اين حد گسترده شود»، «رابطه با امريكا موجب حل همه مشكلات نميشود اما حداقل فايده آن جلوگيري از اعمال تحريمهاي جديد و رفع تحريمهاي گذشته است» و «نبايد با گفتار خود ديگران را عليه خودمان تحريك كنيم، بلكه ميتوانيم با كارهاي اقتصادي رابطه خوبي با كشورهاي دنيا داشته باشيم» باعث آن شد تا مذاكرات وارد فاز جديدي شده و غرب از اثرگذاري تحريمها در جامعه ايراني نسبت به قبل اميدوارتر از گذشته شود. اين تفكرات بعد از شكلگيري دولت هم همچنان در تريبونهاي مختلف بيان ميشد از جمله در تريبون جلسه معارفه وزير خارجه اظهار ميشود: «من كليد حل مشكلات كشور را در دست سياست خارجي ميدانم.»
بيان اين جمله از سوي رئيسجمهور در جلسه معارفه وزير خارجه نشاندهنده اين مسئله است كه تيم غالب بر دولت فعلي مشكلات موجود را ناشي از روابط نامناسب خارجي دانسته و برخي از دولتمردان بنا دارند حل مشكلات اقتصادي و مبنايي كشور را از دريچه سياست خارجه و رايزني با كشورهاي 5+1 و به ويژه امريكا پيگيري كنند.
به اعتقاد اين افراد، تا هنگامي كه دولت نتواند راهكاري براي گشايش در پرونده هستهاي ايران بيابد، نميتوان اميدوار بود كه سياستگذاريهاي داخلي گرهي از اقتصاد و ساير مشكلات ايران باز كند. سخنان معاون اول رئيسجمهور در مراسم معارفه وزير اقتصاد مبني بر اينكه «دولت در گام اول به دنبال حل مشكلات اقتصادي از طريق تعامل با دنياست» هم يكي ديگر از اظهاراتي است كه بيم اشاعه تفكر توسعه برونگرا را در دولت در دل زنده ميكند.
به نظر ميرسد تفكري كه باعث اتخاذ اينگونه اظهارات ميشود، شباهت زيادي با نظام فكري افرادي كه در سال انتهايي دولت گذشته كل نابسامانيهاي اتفاق افتاده را به مشكلات خارجي و فشار دشمنان نسبت داده و وجود هر گونه سوءمديريت و زيرساختهاي ضعيف اقتصادي را انكار ميكردند، دارد.
اين گونه مواضع مسئولان دولت دهم نه تنها به حل مشكلات داخلي نتوانست كمك شاياني بكند بلكه باعث جريتر شدن كشورهاي غربي براي گسترش دامنه تحريمها شد و در آينده هم ميتواند همين روند را به دنبال داشته باشد.
نظر رهبري براي رفع مشكلات داخلي چيست؟
مقام معظم رهبري در مقاطع مختلف زماني ضمن تأكيد بر روحيه استقامت در مقابل توطئهها و تحريمهاي دشمن به مدل «توسعه وابستهگرايي» واكنش جدي نشان ميدهد.
برهمين اساس، تأكيد برخي از چهرههاي نزديك به دكتر روحاني در طول ماههاي اخير مبني بر حل مشكلات داخلي از گذرگاه سازش با غرب، منجر به آن ميشود كه رهبر معظم انقلاب در مدت كوتاه دو ماهه چندين بار به «پيشرفت درونزا» در مقابل «توسعه وابستهگرا» تأكيد نمايد.
ايشان در مراسم تنفيذ حكم رئيسجمهور يازدهم ميفرمايند: «درس بزرگي كه ما از اين فشارهاي اقتصادي دريافت كرديم، اين است كه هرچه ميتوانيم، بايد به استحكام ساخت داخلي قدرت بپردازيم؛ هرچه ميتوانيم، در درون، خودمان را مقتدر كنيم؛ دل به بيرون نبنديم. آنهايي كه دل به بيرون ظرفيت ملت ايران ميبندند، وقتي با يك چنين مشكلاتي مواجه شوند، خلع سلاح خواهند شد. ظرفيتهاي ملت ايران خيلي زياد است. ما بايد بپردازيم به استحكام ساخت دروني اقتدار ملي...»
همچنين در ديدار شهريورماه اعضاي هيئت دولت بيان واضحتري از پيشرفت درونزا را اظهار مينمايند: «نگاهمان به بيرون نباشد. اين، توصيه ما است؛ اين معنايش اين نيست كه از امكاناتي كه در بيرون هست استفاده نكنيم؛ اين دو حرف با هم اشتباه نشود. اميدمان را به بيرون از ظرفيت داخلي كشور ندوزيم.» و در ديدار خبرگان رهبري ميفرمايند: «راه حل اصلي مشكلات كشور، تقويت ساخت دروني نظام براساس نگاه عاقلانه و خردمندانه است... تقويت ساخت دروني كشور نيز از طريق پيشرفتهاي علمي و مديريت درست اقتصادي امكانپذير است.» و در ادامه تأكيد ميكنند:«بايد همواره در جهت استحكام ساخت دروني و حل كردن مشكلات با كمك نيرو و اراده خود، حركت كنيم.»
معظمله در ديدار اخير خود در 19 بهمن با فرماندهان نيروي هوايي و همچنين در ديدار مردم آذربايجان شرقي بر تكيه بر توان داخلي و حركت كردن در مسير اقتصاد مقاومتي، خواهان تغيير مسير در حركت اقتصادي دولت ميشود.
بدون ترديد پيشرفت مبتني بر توان و سرمايههاي داخلي، تا به امروز پيشرفت و اقتدار فراواني چه در عرصه داخلي و چه از حيث بينالمللي نظير «پيشرفتهاي چشمگير در توليد علوم پيشرفته نانو، هوافضا، سلولهاي بنيادين و بيوداروها»، «خودكفايي در توليد بنزين»، «ساخت جنگنده قاهر»، «دستيابي به فناوري ساخت زيردرياييهاي مدرن»، «پيشرفت خيرهكننده در مقوله انرژي هستهاي و ازجمله تأمين سوخت ۲۰ درصد و توليد صفحات سوخت» و «دستيابي به فناوري توليد پهپادهاي رادار گريز» داشته است كه به راحتي نميتوان از آن چشمپوشي كرد. در پايان بايد گفت تأكيدات چندباره رهبري در طول ماههاي اخير نشان ميدهد كه تمركز و تلاش دولتمردان يازدهم براي اعتلا و پيشرفت همهجانبه كشور و بياثركردن تحريمها، بايد برپايه «استفاده بهينه از ظرفيتها و سرمايهگذاري داخلي كشور» و نه اميد واهي بستن به شگردهاي ديپلماسي اختصاصي يا مذاكرات صرف با طرف غربي باشد.
به بيان بهتر توجه صرف به عرصه سياست خارجي براي زدودن مشكلات داخلي نه تنها باري از دوش نظام و ملت برنميدارد، بلكه كشور را وابستهتر از گذشته خواهد كرد و اين يعني تعديل توان داخلي و اثرگذاري بيشتر تحريمها و تهديدهاي بيروني.