کد خبر: 704819
تاریخ انتشار: ۰۱ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۷:۱۵
ولايت فقيه چه نقشي در گفتمان اصلاح‌طلبي دارد؟
«توطئه، توهم نيست؛ ‌اي‌كاش مجال بود تا گفته مي‌شد، تا آن وقت انسان مي‌توانست آن برگ‌هاي بر روي هم گذاشته كتاب حرف را باز كند تا خيلي از حقايق روشن بشود؛ آينده، البته اين كارها خواهد شد؛ اين‌جور نيست كه شما خيال كنيد توطئه نسبت به اين كشور، يك توهم است؛ نه، يك واقعيت است؛ از همه طرف دارد توطئه مي‌شود»
سعيد همتي
«توطئه، توهم نيست؛ ‌اي‌كاش مجال بود تا گفته مي‌شد، تا آن وقت انسان مي‌توانست آن برگ‌هاي بر روي هم گذاشته كتاب حرف را باز كند تا خيلي از حقايق روشن بشود؛ آينده، البته اين كارها خواهد شد؛ اين‌جور نيست كه شما خيال كنيد توطئه نسبت به اين كشور، يك توهم است؛ نه، يك واقعيت است؛ از همه طرف دارد توطئه مي‌شود»
اين بخش‌هاي مهمي از سخنان مقام معظم رهبري در تاريخ 6 آبان88 است كه اشاره به تلاش‌هاي غرب براي ساقط شدن انقلاب اسلامي ايران دارد.
بر همين اساس مي‌توان گفت نظام سلطه در مصاف با جمهوري اسلامي در سه دهه گذشته به انواعي از شيوه‌هاي برانداز متوسل شده است؛ از كودتا، جنگ داخلي، تفرقه، جنگ‌هاي قوميتي، شورش‌هاي منطقه‌اي، ترورهاي فردي و جمعي و جنگ تحميلي هشت ساله گرفته تا طرح اردوكشي خياباني يا همان «كودتا» توسط يكي از جريانات سياسي در داخل كشور.
كارساز نبودن اين گونه ابزارها دشمن را به آن واداشته تا در پي يافتن شيوه‌هاي روزآمد و نوآوري‌هاي متنوعي در راستاي دستيابي به هدف نهايي خود باشد كه وجود چنين رويكردي در نظام سلطه دو نكته اساسي را مورد توجه قرار مي‌دهد؛ نخست آنكه لازم است تحركات و مواضع حريف به شكلي هوشمندانه و دقيق مورد بررسي و رصد روزانه قرار گرفته و ديگر آنكه رفتارها و اهداف جريان مورد حمايت آنها در داخل كشور- كه توانسته تا حدود فراواني در مسير مطالبات غربي‌ها گام بردارد- هم مورد واكاوي قرار گيرد.

 بازوي داخلي غرب براي براندازي انقلاب ايران
يكي از بازوهاي عمده نظام سلطه – آنطور كه در طول سال‌‌هاي  اخير هم اثبات شده است- براي پياده‌سازي عمليات «براندازي» نظام انقلاب اسلامي ايران، جريان موسوم به اصلاحات بوده كه توانسته در جهت استراتژي «استحاله از درون» انقلاب و در حوزه تاكتيك‌ها، انبوهي از راهكارهاي اجرايي از جمله ايجاد انشقاق در ساخت قدرت، غيرت‌زدايي و تعصب‌زدايي از جامعه ديني، شكاف بين ملت و حكومت، خدشه در اصول و ارزش‌هاي اسلامي، بحران‌زايي در صحنه سياسي كشور، رسوخ ليبراليسم فرهنگي در جامعه و... را در دستور كار قرار دهد.  در اين ميان اگرچه برخي از عناصر سياسي، فرهنگي و اقتصادي اين جريان در اجراي فرآيند براندازي نقش كليدي و محوري را در تعامل با كانون‌هاي هدايت‌كننده امريكايي براي فروپاشي نظام اسلامي ايران بازي كرده‌اند اما بررسي مختصر برخي از اصول و ديدگاه‌هاي نظري جماعت مورد اشاره مي‌تواند به شناخت بهتري از جريان داخلي هواخواه غرب منجر شود.  هرچند كه رهبري در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حرم مطهر امام رضا (ع) در تاريخ 2/1/83 مي‌فرمايند: «اصلاحات يعني اينكه نقاط مثبت و منفي را فهرست كنيم و نقاط منفي را به نقاط مثبت تبديل كنيم. اين همان چيزي است كه انقلاب قدم بلند آغازين آن را برداشت... اين اصلاحات انقلابي است، اصلاحات اسلامي است.» اما مرور برخي از رفتار‌ها و مواضع شخصيت‌هاي وابسته به اين جريان نشان مي‌دهد كه عمده رفتارهاي عناصر اين جريان در مقابل چنين تعريفي بوده و بر‌عكس كار را به تخاصم و نبرد با نظام اسلامي كشانده است.

  ولايت فقيه اصل گمشده تجديدنظرطلبان
يكي از اصول بديهي و اساسي انقلاب اسلامي ايران را مي‌توان «ولايت فقيه» دانست؛ اصلي كه جماعت تجديدنظرطلب در مواضع و رفتار عدم‌اعتقاد به آن را اثبات كرده و نشان داده‌اند كه در بهترين شرايط در چارچوب قانون اساسي- و نه به‌دليل اصول اعتقادي و ديني –حاضر به پذيرش آن هستند.
در تفكر و گرايشات غالب اصلاح‌طلبان ولايت مطلقه‌ فقيه پذيرفته شده است. اما در پاي عمل و كنش كه رسيده نشان داده‌اند كه تابع مطلقه‌ ولي‌فقيه نيستند. براي مثال مي‌توان به لوايح دوقلو و نيز حوادث مجلس ششم نگريست كه با وجود تأكيدات مقام معظم رهبري، باز مجلس با استعفاهاي نمادين كه به خوراكي براي شبكه‌ها و دشمنان غربي تبديل شد، مواجه گشت. حتي حمايت در خفاي عناصر اصلاح‌طلب از آزادي غربي و توهين به مقدسات و نيز حوادث تير78 كه طي آن منافقين و جمعي فريب‌خورده با چراغ سبز اصلاح‌طلبان براي محاصره‌ بيت رهبري حركت كردند. از سويي غالب اصلاح‌طلبان در عمل، خواهان محدوديت حوزه‌ ولايت فقيه هستند و يكي از اهدافشان در حوادث 78 نيز همين معنا بود و خواهان يكي شدن رياست‌جمهوري و رهبري و كاهش شديد اختيارات رهبري بودند تا فضاي جولان كافي را براي خود فراهم كنند.

 حلقه‌هاي انحرافي عامل شكاف ميان اصلاحات با ولايت فقيه و حاكميت است؟
بعد از پايان جنگ و ارتحال حضرت امام (ره) و انتخاب مقام معظم رهبري، كشور وارد دور جديدي شد كه ورود در عرصه سازندگي از ويژگي‌هاي شاخص آن بود. اما در اين دوران حلقه‌هاي جديد فكري و سياسي ايجاد شدند كه ضمن يارگيري از ميان فعالان چپ سياسي كشور، خصوصيات بارز آنها عبور از مباني و خطوط اساسي نظام ديني و از جمله عبور از ولايت فقيه بود.
آنگونه كه مدعيان ديروز ولي فقيه، در اين مرحله اختيارات حداقلي را نيز براي ولايت فقيه قائل نبودند. در اين ميان ظهور حلقه‌هاي خاصي مانند حلقه كيان، حلقه سلام و حلقه ايران فردا كه بعدها تحت عنوان شوراي فعالان ملي مذهبي اعلام موجوديت كرد و همچنين شكل‌گيري مجدد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران با محوريت عناصر تندرو زمينه شكل‌گيري اپوزيسيون داخلي را بنياد نهادند، اتفاقات و حوادث تلخ سال‌هاي بعد عمدتاً ريشه در تفكرات و رويه‌هاي رفتاري اين حلقه‌ها دارند.

 شاخصه‌هاي فكري كيان و سلام
«كيان» با محوريت عبدالكريم سروش كه بر نفي دخالت دين در حكومت، پلوراليسم معرفتي استوار بود، اصولي به شرح زير را مورد توجه قرار مي‌داد:
ـ تفكيك و جدايي بين ماهيت دين و معارف بشري
ـ معرفت ديني حاصل تجربه افراد در شرايط زماني و مكاني مختلف است
ـ هيچ معرفتي حقيقي و آسماني نيست
ـ هيچ تفاوتي ميان اديان الهي، وحياني و غيروحياني نيست.
«سلام» با محوريت آقاي موسوي‌خوئيني‌ها هم شاخصه‌هاي فكري خود را اينگونه تشريح مي‌كرد:
ـ نفي تكليف‌گرايي و اينكه حكومت از زمره حقوق مردم است.
ـ مشروعيت امر و نهي و دخالت مجتهد منوط به رأي مردم است
ـ تدبير سياسي و اجتماعي جامعه امر عقلايي است و نه ديني
ـ مشروعيت حكومت به رأي مردم وابسته است و... .
تأثير عمل اين حلقه‌ها در حوزه نخبگان و اشتباهات دولتمردان و فعالان مرتبط با جريان مقابل باعث تغيير تدريجي در فضاي سياسي كشور و همچنين تغيير گفتمان جريان‌هاي دانشجويي و نخبگان كشور هم شد.
 نتايج رويكردهاي فكري كيان و سلام
دستاوردهاي مهم رويكردهاي فكري دو حلقه كيان و سلام را مي‌توان در گزاره‌هاي زير خلاصه كرد:
1- ايجاد تضاد طبقاتي در جامعه و تشويق به تجملگرايي و فاصله‌گيري از ساده‌زيستي
2- فاصله‌گذاري بين برخي از اقشار جامعه با تفكرات مذهبي و ارزش‌هاي دوران دفاع مقدس و روحيات بسيجي
3- تزريق تساهل و تسامح در بين مسئولان و حتي در برخي از سطوح جامعه نسبت به تغيير راهبرد دشمن بيروني از تهاجم نظامي به تهاجم فرهنگي و حتي تسهيل آن توسط بعضي از مسئولان وقت فرهنگي كشور
4- تأثير سياست‌هاي اقتصادي تيم اقتصادي حاكم در افزايش نجومي ‌نرخ تورم و گسترش فاصله طبقاتي و يأس توده‌هاي اجتماعي
5- تندروي‌ها و اقدامات چكشي و تخريبگرايانه نسبت به برخي از دلسوزان نظام
6- تمايل به حل مشكلات كشور در اتاق‌هاي دربسته و بي‌توجهي به تحولات اجتماعي.

 روزنامه‌هاي زنجيره‌اي ابزار پيشبرد اهداف حلقه‌هاي انحرافي
مطبو‌عات زنجيره‌اي يكي از مهم‌ترين ابزارهايي است كه عناصر وابسته به اين دو حلقه انحرافي و همچنين پدرخوانده‌هاي جماعت تجديدنظرطلب طي سال‌هاي اخير براي به ثمر نشاندن اهداف خود از آنها استفاده بهينه كرده‌اند كه يكي از خطوط مهم و ثابت آنها ايجاد شك و شبهه نسبت به اصل و ماهيت ولايت فقيه است.
شكل‌گيري اين روزنامه‌هاي زنجيره‌اي هم با درخواست مجوز از سوي شخصيت‌هاي وابسته به اين جريان و مساعدت و كمك‌هاي معنادار وزارت ارشاد دولت اصلاحات كليد خورد و خيلي زود نشرياتي كه با برند «پياده‌نظام اتاق‌هاي فكر» رهبران تئوريك اين جماعت براي تخريب و سياه‌نمايي ارزش‌ها در ابعاد خاصي- در ادامه به آن اشاره مي‌شود – مأموريت سفارشي گرفتند كه مهم‌ترين آن:
1ـ هجمه به دين و اعتقادات ديني
2ـ حمله به فقه و احكام شريعت
3ـ تهاجم به ارزش‌ها (نهضت عاشورا، دفاع مقدس، انقلاب اسلامي و...)
4 ـ ترويج ابتذال و اباحه‌گري
5 ـ تخريب چهره نهادهاي مؤثر نظام اسلامي (سپاه و بسيج و...)
6 ـ هجمه به ولايت فقيه و تخريب چهره حضرت امام(ره)
7 ـ زير سؤال بردن قانون اساسي.

 مخالفان ولايت فقيه بايد جدي گرفته شوند
هر چند كه اسناد و مدارك زيادي را مي‌توان به اظهارات بي‌پرده چهره‌هاي شاخص اين جريان- كه گفته‌اند ولايت فقيه را قبول ندارند و در رودربايستي با حضرت امام قرار گرفته‌اند ـ ضميمه كرد اما تحركات چند ماه اخير پدرخوانده‌هاي اين جريان با ابزار مهمي مانند روزنامه‌هاي زنجيره‌اي اين احساس نگراني را بار ديگر به‌وجود مي‌آورد كه نكند وابستگان به جماعت تجديدنظرطلب بار ديگر كرسي‌هاي مهم مجلس شوراي اسلامي يا دولت را در دست گرفته و عليه مباني و اصول ديني- مانند ولايت فقيه- مشغول به فعاليت‌هاي دامنه‌دار‌تر شوند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار